جشن رسایی خردادگان شاد باد


جشن ِ رسایی ِ خردادگان شاد باد

بهار با همه ی زیباییهایش، با نشاطی بی همتا، نم نمک از ما عبور می کند و بر بستر ِ طبیعت، گل و گیاه را چون تنپوشی سراسر سبز با نگارهای رنگارنگین، در دیده و دل شناور می کند و آهسته آهسته نطفه ی تابستان را در خود به بلوغ می رساند و در اوج رنگارنگی ِ طبیعت و بار و بر ِ سبز، بر درختان و بوته ها، تابستان را می زاید.
خرداد ماه واپسین ماه بهار است
خود اوج است و در اوج بهار است
ماهی ست پر طراوت و نسیم
که نسیمش نوازشگر جان است
و چه درون زیبا بودند نیاکان ما
و برونی از نشاط و شاد، که در هرماه جشنی برگزار می کردند و شادی و شادمانی را در بی کران سرای ایرانزمین آواز می خواندند.
آغاز سال را با طبیعت ِ نوزاد، به شادی و سرور، سبز می شدند و جشنی بی همتا بر پا می داشتند و تداومش را در نوروز ِ بزرگتر در تولد ِ پیامبر ِ خرد، آشو زرتشت به اوج می رساندند و با پای سر در طبیعت ِ سبز ِ عریان، کنار جویباران با کبوتران و پرندگان، سیزده ی خود را بدری جانانه می کردند و آنگاه به یاد عزیزان از دست رفته شان با لباس سفید، شادمانی و سرور ِ فرو خفته ی آنها را در فروردینگان ترانه می خواندند.
هنوز فروردین ماه را تمام نکرده، در اردیبهشت ماه، جشن ماهانه اردیبهشتگان را با بی همتایی ِ سزاوار به شادمانی می نشستند و شاداب و شاداب تر می شدند و خود را نم نمک برای خردادگان آماده می کردند.
گویی شادمانی از هر گوهری برایشان از هر اهمیتی برتر بود و برای دوری از هر آنچه که اندوه نام داشت به جشن می نشستند و اندوه را خوار می کردند و برای روشنی و دیده ودل، رنگ روشن را آغوش می گشودند و تیره گی را زبون می داشتند.

از این جهت بود که بر هر روز از ماه، نامی گذاشته بودند و اگر نام چنین روزی با نام ماه یکی می شد، آن روز را جشن می گرفتند.
به عنوان نمونه ششم خرداد ماه ِ سالشمار نیاکان ما، خرداد روز نام داشت و چون این نام با نام ماه یکی می شد، پس این روز را بنام خردادگان جشن می گرفتند و امروز هم ادامه دهندگان ِ واقعی و حقیقی ِ نیاکانمان و بسیاری از ایرانیان، این روز را جشن می گیرند.
فراموش نکنیم که سالشمار نیاکانمان 12 ماه سی روزه داشته است و خردادگان در روز ششم خرداد ماه برگزار می شده است.
اما امروز چنین نیست:
زیرا سالشمار کهن، جایش را به سالشمار ِ جدید داده است که شش ماه اول سال، سی و یک روز و پنج ماه ِ پسین آن سی روز و آخرین ماهش بیست و نه روز و اگر سال کبیسه باشد، سی روز است.
چون سالشمار تغییر کرده است به تبع ِ این تغییر، دیگر جشن های ِ ماهانه، در همان روز های ِ سالشمارِ نیاکانمان برگزار نمی شود بلکه هماهنگ با تغییر، جلوتر از روزهای ِ سالشمار کهن برگزار می شود.
به عبارت دیگر، خردادگان دیگر نه در روز ششم بلکه در روز چهارم خرداد ماه برگزار می گردد.
زیرا به دلیل سی و یک روزه بودن ماه های فروردین و اردیبهشت این جشن مطابق با سالشمار قدیم، دو روز جلوتر یعنی چهارم خرداد ماه برگزار می شود.
به همین دلیل اردیبهشتگان یک روز جلوتر و تیرگان سه روز، امردادگان چهار روز، شهریورگان پنج روز و مهرگان و آبانگان و آذرگان و دیگان و بهمنگان و اسفندگان شش روز جلوتر بر گزار می گردد.
دلیل تأکید روی این موضوع این است که ادامه دهندگان راستین نیاکانمان در چنین روزهایی این جشن ها را برگزار می کنند.
حال اگر صاحب نظرانی در زمینه ی ایرانشناسی و متون کهن و همچنین دین زرتشتی برای برگزاری این جشن ها نظری دیگر دارند می بایستی با دلیل قانع کننده، نظراتشان را شفاف برای همگان روشن نمایند که چرا این جشن ها را بدون تغییر می خواهند در همان روز هایی که نیاکانمان در سالشمار کهن برگزار می کردند، امروز برگزار کنند؟
و این در حالی است که سالشمار قدیم به سالشمار جدید تغییر زمان داده است.
اگر ما تغییر ِ سالشمار از کهن به امروز را پذیرفتیم بنابراین منطق حکم می کند که تغییرات روزهای برگزاری جشن های ماهانه، در روزگار کهن به امروز را هم بپذیریم.
نمی شود قسمتی را به دلخواه و بدون استدلال و منطق پذیرفت و قسمت دیگر را از نظر و پذیرفتن دور داشت.
از طرف دیگر در روزگار نیاکانمان، هر روز را نامی بود.
به عنوان نمونه روز ششم ِ هر ماه، خرداد روز بود. اما با تغییراتی که در سالشمار کهن بوجود آمده است، امروز دیگر ششم خرداد ماه، خرداد روز نیست بلکه روز دی به آذر است که مطابق با سالشمار قدیم روز هشتم هر ماه است.
به این دلیل نمی شود، روز دی به آذر را امروز به نام خردادگان جشن گرفت.
با این توضیحات امروز اگر افرادی پیدا بشوند که بدون دلیل در برگزاری این جشن ها اختلاف بیاندازند، حتی اگر صاحب نظر باشند و بر کرسی دانشگاه تکیه داده باشند، بر طبل دگم می کوبند.
زیرا مفهوم واقعی دگم در عرصه ی سیاسی، یعنی ندیدن شرایط و پیاده کردن اصول
در این عرصه ی مورد بحث می شود، نادیده انگاشتن تغییرات سالشمار دیروز به امروز و پافشاری بی منطق برای برگزاری این جشن ها در همان روزهایی که در گذشته برگزار می شده است و بدون اینکه تغییر را در نظر بگیریم.
امیدوارم افراد مخالف ِ این نظر، بدور از خود خواهی و عمل سکتاریستی در عرصه ی فرهنگ برای بیرون آمدن از میدان اشتباه ِ آگاهانه به رهروان راستین نیاکان زرتشتی مان رجوع کنند و از آنها بیاموزند که تاریخ دقیق برگزاری این جشن های ماهانه در چه روزی از ماه است.
فراموش نکنیم، آنزمانی که نه من بودم و نه شماها و حتی شما های ِ پیش و پیش از شماها، ادامه دهندگان راستین نیاکانمان در زیر تیغ و محرومیت از هر گونه امکانات اجتماعی، این جشن های ماهانه را در همین روزها در چهار دیواری خانه هایشان برگزار می کردند، نه در این روزهایی که شما می پندارید.
حال با این دیدگاه به پیشواز جشن خردادگان می رویم که در روز ششم خرداد ِ سالشمار نیاکانمان و چهارم خرداد ماه تقویم جدید برگزار می شود.
خردادگان، خرداد روز از ماه خرداد است و چون نام روز با نام ماه، همنام می گردد، نیاکانمان بنام خردادگان جشن می گرفتند.
خرداد در زبان اوستایی هَاُروتات به معنای رسایی، از پنجمين امشاسپندان و يکی از صفات اهورامزدا در گات ها است که دلالت بر رسایی و کمال اهورا مزدا دارد.
دکتر فرهنگ مهر در کتاب دیدی نو از دین کهن در صفحه ی 16 در مورد فروزه ی خرداد می نویسد:
» هَاُروتات ( خرداد ) که به معنای رسایی و کمال است. اهورا مزدا مظهر کمال است. او همه ی خوبی ها را در خود دارد و همه ی خوبی ها را از خود می دهد.
کمال نمادی از خودشناسی اهورا مزدا است. آدمیان می توانند با کوشش در راه رسیدن به کمال با به کار بردن خرد و کار کرد به راستی و مهرورزی، توان اهورایی بدست آورده در راستایی کمال راه پیموده، خود را شناخته و به اهورا مزدا برسند. ( زیرا ) هَاُروتات نماد رسایی و خودشناسی است.»

امشاسپند ِ رسايی و کمال ِ خرداد، همواره در کنار امشاسبند ِ جاودانگی و بی مرگی امرداد، نگهبان آب و گياه هستند.
این دو امشاسبند همواره مکمل یکدیگر در مقابل دیو گرسنگی و تشنگی قرار می گیرند.
بطوریکه در گزارش دفتر پهلوی ی بندهشن، پيرامون نگهبانی امشاسپند خرداد و امرداد از آب و گياهان، چنين می خوانيم:
» خورداد سرور سال­ها و ماه­ها و روزهاست ؛ [ و این ] از این روی است که او سرور همه است. او را آب مایملک دنیوی است. هستی، زایش و پرورش همه­ی موجودات جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست. چون اندرسال، [ اگر ] نیک شاید زیستن، به سبب خرداد است … او که آب را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه، خورداد [ از او ] آسوده یا آزرده بود. او را همکار، تیر و باد و فروردین است.»
” امرداد ِ بی مرگی، سرور ِ گياهان ِ بی شما راست. زيرا او را به گيتی، گياه خويش است. گياهان را بروياند و رمه ی گوسفندان را افزايد. زيرا آفريدگان از او خورند و زيست کنند. به فرش کرت ( روز رستاخيز ) نيز انوش ( بی مرگی ) را از امرداد آرايند. کسی که گياه را آرامش بخشد يا بيازارد، آنگاه امرداد از او آسوده يا آزرده بود. او را همکار ر َشن ( ايزد عدالت ) اشتار ( ايزد بانوی راستی و درستی ) و زامياد ( ايزد زمين ) است.”
و در اين باره در زراتشت نامه چنين سروده شده است:
چو گفتار خردادش آمد به سر
همان گاه امرداد شد پيش تر
سخن گفت در باره رستنی
که زرتشت گويد ابا هر تنی
نبايد به بيداد کردن تباه
به بيهوده بر کندن از جايگاه
کزو راحت مردم و چار پاست
تبه کردن او، نه راه خداست

رسم بر این بوده است که نیاکان ما در روز خردادگان به کنار چشمه­سارها، رودها و دریاچه­ها رفته و همراه با نیایش اهورامزدا در این جشن سزاوار شادمانی، به پایکوبی ورقص مشغول می شدند و تن خود را نیز با آب می­شستند.
ابوریحان بیرونی نیز در آثار الباقیه به مراسم شستشوی ویژه­ای که در این روز برگزار می­شده است، اشاره می­کند.
و چه زیبا منظری خواهد شد که ما بتوانیم در این روز با بکار گیری خرد ناب و راستی و داد و توانایی خشترا در کنار آرامش و مهر جهانی به رسایی و کمال دست یابیم و در امردادگان به بیمرگی و جاودانگی برسیم.
چنین باد
خردادگان بر همگان خجسته باد!
a_panahan@yahoo.de

Advertisements

فرستادن دیدگاه

Required fields are marked *

*
*

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: