نگاهی نقادانه به طرح ده ماده ای مریم قجر عضدانلو ( رجوی )


نگاهی نقادانه به طرح ده ماده ای مریم قجر عضدانلو ( رجوی )

اخیرن خانم مریم را خوابی خوش ربود که با مسعودش در آرزوی ِ خلافت اسلامی ِ مورد علاقه شان باد دموکراسی می بلعیدند و کف جمهوری از نوع اسلامی اش پس می دادند و در میان نشئه ی خواب، اندر حکایت جمهوری دموکراتیک اسلامی، شوخی های بی مزه و تهوع آور می کردند.
در همین خواب و خیال با مسعودش بسر می برد که خدایش که زنانه بود بر او وحی کرد که ده فرمان مسعودش را به گوش امت گوسپند صفتشان برساند.
پس درنگ را قورت داد و عرق ریزان از بستر مسعودش سراسیمه بلند شد تا ده فرمان را به گوسپندان تشکیلاتی شان ابلاغ کند.
سخن کوتاه:
می پردازیم به تک تک فرمان های دهگانه ی جمهوری دموکراتیک اسلامی ِ مریم قجر عضدانلو

ابتدا درنگ کوتاهی روی جمهوری دموکراتیک اسلامی می کنیم و بعد روی محورهای فرمان دهگانه سخن می گوییم.
عجب عبارت و یا اصطلاح بسیار غلط و غریبی است این جمهوری دموکراتیک اسلامی
و چه توهین و ظلمی در این عبارت به مقوله های جمهوری و دموکراتیک می رود.
زیرا اسلام هیچ میانه ای با مقوله های جمهوری و دموکراسی که کاکلش آزادی است، ندارد.
زیرا جمهور در چهارچوب شهروندی یک دولت- ملت معنا دارد. و این مقوله ای است که اسلام با آن بیگانه است و سر ستیز دارد.
زیرا اسلام اساسن ملت را قبول ندارد تا بتواند به جمهور مردم در یک انتخابات معتقد باشد. بلکه همه مردم جهان از نظر اسلام امتی هستند که باید گوسپندوار حرف شبان را اطاعت کنند و چون و چرا هم نکنند.
به عبارت روشن تر اسلام در تمامیتش از هر رنگی که باشد در ذاتش با جمهور مردم و دموکراسی هیچ میانه ای ندارد که هیچ بلکه مخالف است.
زیرا نه به آزدی اعتقاد دارد و نه احترامی به حقوق انسان و کرامت انسانی می گذارد.
دمکراسی هم مقوله ای است که بر پشت مقوله ی آزادی سوار می شود و ظرفیت اجتماعی انسان را در عرصه های مختلف رهبری می کند.
اما آیا اسلام از چنین ظرفیتی برخوردار است؟
باید به یقین بگویم خیر
زیرا همین خانمی که دم از آزادی و دمکراسی می زند،در آینه نگاهی به ریخت و وضعش بکند و ببیند که بوی گند اسلام از سر و رویش می بارد.
بعد این خانم چگونه می تواند در بند یک ده فرمانش افاضه بفرماید که:

1″ـ از نظر ما آرای مردم تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس خواهان جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.ا»

شوخی می فرمایید؟
شما که کوچکترین آزادی فردی را در تشکیلات ضد انسانی تان از امت تشکیلاتی تان دریغ می کنید، چگونه به خودتان اجازه می دهید دم از آزادی و جمهوری بزنید؟
امتی که در تشکیلات ضد انسانی شما حتا حق ابراز نظر عاطفی به زن و بچه و مادر و پدر و خواهر و برادرش را ندارد که هیچ حتا نمی تواند همسر آینده اش را خود انتخاب کند؟
امتی که در تشکیلات ضد انسانی شما حق آزادانه انتخاب پوشش ندارد و زنان هیچ حقی ندارند که با حضور مردان، ورزش بکنند، بخوانند، برقصند و شادی و شادمانی کنند؟
امتی که در تشکیلات ضد انسانی شما از هیچ حقوق انسانی که بتوانند حق انتقاد داشته باشند و استراتژی و ایدئولوژی ضد انسانی و اسلامی شما را زیر پرسش ببرند را ندارند. پس با چه مجوزی حرف از آزادی و جمهوری می زنید؟
خودت را نگاه کن و ببین آیا می توانی با همردیف مردت دست بدهی؟
روسری از سرت برداری و این لباس خفه کننده ی زیبایی انسانی و زنانه را از تن خارج کنی؟
معلوم است که نه
برای همین هم به امت تشکیلاتی زنانه تان حق آزادانه پوشش نمی دهید.
پس خواهشن به مقوله آزدی و جمهوری توهین نکنید.

ادامه مطلب در قسمت های دیگر به اطلاع عموم دوستان می رسد.

احمد پناهنده

Advertisements

فرستادن دیدگاه

Required fields are marked *

*
*

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: