دروغهایی که ما ملت ایران را زمین زد


 

دروغهایی که ما ملت ایران را زمین زد

به عبارت دیگر ما زمین خورده ی همین دروغهای شاخدار و نجومی گروه های تروریستی و روشنفکران ِ تاریک اندیش چه در طیف کمونیستی و چه در دسته بندی های مذهبی هستیم

آیا آنچه که گروه های سیاسی و روشنفکران مخالف سیستم پادشاهی در مورد ساواک و شکنجه می گفتند و می گویند،حقیقت داشت و دارد یا نه اساسن از حقیقت تهی و بی پایه بود و هست؟
برای پاسخ به این پرسش، تاریخ را ورق می زنیم
می دانیم که سازمان امنیت و اطلاعات کشور یا ساواک در واقع برای جلوگیری از فعالیت حزب توده که مرام اشتراکی داشتند و بر علیه منافع و مصالح کشور ایران، برای روسیه ی شوروی حمالی و جاسوسی می کردند، بعد از قیام ملی مردم ایران در 28 امرداد 1332 تشکیل شد.
طبیعی بود که تشکیل چنین سازمان و یا نهادی عجیب و غریب هم نباشد بلکه هر کشوری برای امنیت ملت و حفاظت از چهارچوب ارضی و آبی، احتیاج به سازمان امنیت و اطلاعات دارد . موضوعی که در همه ی کشورهای مدرن جهان پسندیده است و از چنین سازمان و یا نهادی بهره مند هستند.
ساواک ایران هم در چهارچوب قوانین کشوری و برای حفاظت از امنیت ملت ایران و همچنین حفاظت ملت و منافع ایران از عملکردهای جاسوسی و خرابکارانه گروه های تروریستی و جاسوسی، در حد توان خود انجام وظیفه کرد و اگر هم در شرایطی از خودشان شدت عمل بیشتری نشان دادند، دلیلش هم این بود که روشنفکران تاریک اندیش ایران چون سر در گرو منافع بیگانه داشتند، می خواستند با الگو پردازی از تروریست های کوبا و آمریکای لاتین، با کشتن پاسبان و ژاندارم و حتا مردم عادی، امنیت کشور را بر هم بزنند تا بتوانند در این نا امنی، کشور ایران را در دهان روسیه ی شوروی فرو ببرند یا همین حکومت اسلامی را بعد از خرداد سال 1342 حاکم کنند.
حال می رسیم به شکنجه
به باور من و به گواهی تاریخ، همه ی حرف های بی مالیات گروه های تروریستی و حتا روشنفکران تاریک اندیش دروغگو، در باره ی شکنجه یاوه ای بیش نیست.
برای اثبات باورم سه نقل قول از سه طیف را باز گو می کنم و قضاوت را در این باره به عهده ی مخاطبین قرار می دهم.
1 – بازرگان در گفتگو با بی بی سی لندن در مورد رفتار سازمان امنیت کشور با زندانی ها می گوید:
» رفتارها روی هم رفته با ملایمت بود. کما اینکه وقتی عده ی زیادی از جبهه ملی و نهضت آزادی را گرفته بودند، رفتار با سران روی هم رفته معقول بود و حتا مساعدت هم می کردند. اما نسبت به جوانها شدت عمل بیشتری داشتند… یا آنها که می خواستند مبارزه مسلحانه بکنند قهرن رفتار زندان شدید تر می شد.»
به نقل از انقلاب به روایت بی بی سی ص 178
2 – مهدی کروبی در 18 مرداد سال 1388 در نامه ای به رفسنجانی از او تقاضا کرد که در مورد تجاوز جنسی به پسران جوان و زنان در زندانهای ایران تحقیق شود. اتفاقی در زندانها رخ داده است که چنانچه حتا اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد فاجعه ای برای جمهوری اسلامی است … گمان نمی کنم زندانیان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده ای گرفته تا گروه های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده اند، چنین اخباری را دیده یا شنیده باشند.»
3 – حسن ماسالی در کتاب سیر جنبش چپ در ایران می نویسد:
» در روند همکاری و زندگی مشترک با چریکهای فدایی خلق متوجه شدیم که چند نفر از اعضای چریکهای فدایی خلق، به خاطر انتقاد از شیوه مبارزه مسلحانه و شیوه ی پرولتاریزه شدن و … به دستور رهبران سازمان، اعدام یا ترور شده اند. از طریق جزوات داخلی و آثار سوختگی روی بدن اعضای چریکهای فدایی خلق از جمله دست و پای محمد حرمتی پور و همچنین در اثر زندگی مشترک با اشرف دهقانی به این حقیقت پی بردیم که تنبیه بدنی از اسلوب رایج در چریکهای فدایی خلق شده بود. در اثر زندگی و مبارزه مشترک متوجه شدیم که در گذشته ابتدا مسئولین سازمان در باره انواع تنبیه های بدنی، از قبیل شلاق زدن، غذا نخوردن، با سیگار دست و پا را سوزاندن، کشیک های اجباری دادن و … تصمیم گرفتند به افرادی که در انجام امور سستی کرده بودند، انواع تنبیه بدنی را تعیین و به انها ابلاغ می کردند تا به اجرا در آورند. … این شیوه مجازات خصوصن سوزاندن دست و پا سبب شده بود که ساواک نیز به ماهیت یک چریک پی ببرند. لذا رهبران سازمان دستور تشکیلاتی داده بودند که اعضای زن و مرد به جای دست بهتر است که پا و سایر نقاط پوشیده بدن خود را با سیگار بسوزانند.»
صفحات 158 تا 159 همین کتاب
ادامه دارد
احمد پناهنده

Advertisements

فرستادن دیدگاه

Required fields are marked *

*
*

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: