ماجرای میدان ژاله


 

ماجرای میدان ژاله

وقتی که شورش کور وُ کَر در سال 57 شروع شد و با بارکشی های روشنفکری و سیاسیون موجود برای به خلافت رساندن ابوالارتجاع زمان، خمینی، ویرانی ایران را بی هیچ درنگی تدارک می دیدند و خود زنی می کردند، دنبال شد.
سینمای رکس آبادان توسط اسلامیون ضد ایرانی و ضد انسانی با همه ی تماشاگرانش به آتش کشیده شد و بیش از ششصد و سی نفر در اتش کینه ی و نفرت انقلابیون در همه ی طیفش از نا ملیون ایرانی نما گرفته تا کمونیست های بیگانه پرست و اسلامیون ضد ایران و ایرانی، سوختند.
بی آنکه این جنایت ضد بشری و ضد ایرانی هشداری باشد برای کسانی که اندکی جرثومه ی انسانی در انها موجود بود، تا از خواب غفلت بیدار گردند و به ایران و ایرانی بیاندیشند، بر عکس بر شتابشان بر ویرانی شالوده های ایران جهت ِ خدمت به اسلامیون ضد انسان و مرگ سالار افزودند و بی هیچ عذاب وجدانی این جنایت را به دروغ به سازمان امنیت و اطلاعات ایران نسبت دادند تا در پیشگاه خلیفه شان تکه استخوانی به ارمغان، به دندان کشند و یا شتابان به زیر درخت سیب بروند و بوسه ی مریدانه بر دست های ضد ایرانی خمینی بزنند.
و چنین بود که شورش کور وُ کَر در این میدان فراخ جهالت و خود زنی و سراسر ضد ایرانی فزونی گرفت و در ماه رمضان به اوج رسید.
و هنگامی که شعارها به تندی پیشی گرفت و تمامیت نظام و ایران را نشانه گرفت و هدف قرار داد. بطوریکه:
» در تظاهرات عید فطر عده ای از روحانیت و رهبران به اصطلاح جبهه ی ملی در میدان شهیاد قطعنامه ای خواندند که در آن خواهان استقلال و آزادی و انحلال ساواک و حکومت اسلامی به رهبری خمینی و برچیده شدن نظام پادشاهی شدند.»
ایرانخواهان و مسئولین غیرتمند ایرانی در پی چاره برآمدند و با هماهنگی و مشورت به این نتیجه رسیدند که بعد از تظاهرات شانزده ی شهریور ماه، برای جلوگیری از ویرانی بیشتر ایران و همچنین مانع شدن از بر آمدن ملایان ضد وطن از گور زمان، در چند شهر بزرگ حکومت نظامی برقرار کنند.
هر چند ناصر مقدم رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور در این هرج و مرج و شورش کور مرتکب خیانتی اندازه ناگرفتنی شد و برای نزدیکی به اسلامیون و به اصطلاح ملیون، ایران و ایرانی و نظام پادشاهی را سر برید که عاقبت سرش را به دست همان کسانی که برایشان حمالی کرده بود، بر باد داد.
اما در ساعت هشت و سی دقیقه ی شب شانزده ی شهریور، هیات دولت تصویب نامه ای صادر و به موجب آن مقرر گردید از بامداد هفده ی شهریور ماه در تهران و یازده شهر قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، کرج، قزوین، کازرون و جهرم، حکومت نظامی به مدت شش ماه برگزار شود.
شورشگران کور وُ کَر و جاهل به همراه آخوندهای ضد ایران و ایرانی و همه ی نیروهای سیاسی موجود آن زمان بی توجه به هشدار دولت و مسئولین حکومت نظامی، صبح هفده ی شهریور در میدان ژاله تجمع کردند و به شعار های تند ضد دولتی و نظام پادشاهی ادامه داند.
مامورین انتظامی در آغاز سعی کردند با متانت در گوش کَرو ذهن بیمار ِ شورشگران کور فرو کنند که حکومت طبق تصویب نامه ی هیات دولت در شانزده ی شهریور، نظامی است و از این پس قوانین حاکم بر حکومت نظامی اجرا می گردد، آنها را با آرامش، متفرق کنند.
اما چون تروریست های آزاده شده از زندان خودشان را در بین جمعیت جای داده بودند، برای اینکه مامورین انتظامی را به عکس العمل تند بکشانند، از وسط جمعیت در چند نقطه ی مختلف به سوی مامورین نظامی شلیک کردند تا مامورین را به درگیری نظامی بکشانند.
چنین بود که مامورین نظامی برای دفاع از خود، پاسخ شلیک تروریست ها را دادند که در این بین حدود هشتاد نفر کشته شدند.
بگذریم که انقلابیون در همه رنگش چون همیشه به دروغ میزان کشته شدگان در میدان ژاله را از سه تا ده هزار نفر بر آورد کردند و می کنند که به باور من و گواهی اسناد، هیچ سندیتی ندارد و دروغی بیش نیست.
نمونه، آماری که عمادالدین باقی از همین حکومت اسلامی منتشر کرد و. میزان کشته شدگان را در حدود هشتاد تا نود نفر بر شمرده است که به باور من عدد هشتاد واقعی تر است.
و همه ی ماجرای میدان ژاله همین بود که در بالا اشاره رفت.
نتیجه:
به باور من در این ماجرا هیچ تقصیری و یا خطایی متوجه مامورین نظامی و مسئولین نظام پادشاهی نیست و آنها به وظیفه شان طبق ضوابط حکومت نظامی عمل کردند و مطمئنن تاریخ از آنها به بدی یاد نخواهد کرد بلکه از شورشیان جاهل و کر وُ کور و رهبرانشان، به بدی یاد خواهد کرد که اکنون شاهدش هستیم و همه ی آنها تقاص اتو دینامیکشان را گرفتند و یا می گیرند.
و ای کاش مسئولین حکومتی و دولت در این روز هم چون پانزده خرداد سال چهل و دو شدت عمل بیشتری به خرج می دادند و با دستگیری گسترده ی عاملین این جنایت و شورش کور وُ کر ِ ایران برباد ده، مانع می شدند که ایران ویران گردد و صدها هزار نفر از ایرانیان در حکومت انقلابیون در پیش کشته شوند.
زیرا تاریج نشان داده است، هر جا که حکومت خلقی، کمونیستی و اسلامی و یا بطور عام حکومت ایدئولوژیک برقرار می شود، جز کشته شدن زندگی و ویرانی وطن، دستاورد دیگری از خود بر جای نمی گذارند.
باشد که این مختصر در روشن کردن اذهان تاریک و زایل کردن کپک ذهنی بعضی از کسان و بیش از همه جهت آگاه کردن جوانان به تاریخی که بر پدران وو مادرانشان رفت، کمک کند و بتوانیم با درس گیری از تاریخ و با رواج راستی ها، ناراستی ها را از دل و جان جامعه و ذهن و قلب و ضمیر خودمان بشوییم و و به ایران و ایرانی و منافع و مصالح ایران بیاندیشیم.
چنین باد
احمد پناهنده
http://www.apanahan.blogspot.com
http://www.apanahan.wordpress.com
http://www.golchai.blogspot.com
http://www.golchai.wordpress.com

Advertisements

فرستادن دیدگاه

Required fields are marked *

*
*

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: