هاشمی رفسنجانی مُرد


 

Bild könnte enthalten: 1 Person, sitzt und Bart

هاشمی رفسنجانی مُرد

بی شک همه ی ما یک روز به دنیا می آییم و یک روز هم می میریم و خاک می شویم. این یک قانون خدشه ناپذیر هستی است و راه فراری هم بر آن موجود نیست که بشود از مرگ رهایی یافت.
پس همانطور که زایش هر انسان سبب ساز خوشحالی می شود اما مرگش به همان نسیت، انسانها را محزون و غمکین می کند.
من اما در مرگ هاشمی رفسنجانی محزون و غمگین نیستم. زیرا با مُردن رفسنجانی، مرگ ستم گری را می بینم که بودنش هر روزه با مرگ چندین نفر ایرانی و غیر ایرانی همراه بوده است.
نه رفسنجانی بلکه همه ی جانیان حکومت اسلامی از صدر تا ذیل خبیثانی هستند که فقط مرگ و. نیستی و ویرانی را تولید می کنند.
پس خوشا به سعادت ملتی که هر روزه شاهد چنین مرگ هایی باشند که بودنشان فقط مرگ تولید می کند و مرگ پرستی را در جامعه رواج می دهند.
باشد که هر روزه ما خبر مرگ یک الی چند تن از این آخوندهای ستمگر و ضد ایرانی را بشنویم تا شاهد این باشیم که بزودی مرگ همه اینها را در جای جای ایرانی ببینیم. حتا اگر فیزیکی نباشد
به امید آن روز
حال به جرثومه های به اصطلاح اصلاح طلب و حامیان چپ کومنیسی اش از قماش توده ای و اکثریتی بگویید تا می توانند ماتم بگیرند و و صفحات روزنامه ها، چه کاغذی و چه الکترونکی را سیاه کنند و در ستایش و تفاوتش با باند خامنه ای جنایتکار از شخصیت شقاوت پیشه ی او قلم بزنند. اما باور دارم که ملت ایران در اکثریتشان از این مرگ خوشحال هستند.
زیرا باور دارند تا وقتی که زنده بود هیچ قدمی برای ایران و ملت ایران و سربلنئی و ارجمندی اش بر نداشت که هیچ بلکه با تمامی توش توانش برای اسلام ارتجاعی و مذهب سیاسی شده ی ضد انسانی شعیه، مایه گذاشت و عاقبت در این راه نه در راه ایران و منافع ملت ایران مُرد.

احمد پناهنده
هشت ژانویه دو هزار و هفده

Advertisements

فرستادن دیدگاه

Required fields are marked *

*
*

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: