پیوند خوردن ِِخیزش سراسری ملت ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی


پیوند خوردن ِِخیزش سراسری ملت ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی

هرچند آغاز ِ این خیزش با شعار علیه گرانی و فساد، جرقه زده شد اما چندی نگذشت که شعارها به سمت عبور از حکومت اسلامی با همه ی جناح ها و دسته بندی هایش پیش رفت و مرگ بر خامنه ای و مرگ بر روحانی را طنین انداز کرد.
پر واضح است که رسیدن به چنین شعارهای سلبی و همه گیر کردن آن، پیش درآمد ِ شعارهای اثباتی است.
یعنی از نظر منطق ِ سیاسی و مبارزاتی، وقتی که موضوع یا چیزی را رد می کنیم، حتمن جایگزین بهتری برای آن پیدا کرده ایم.
بنابراین ملت ایران در خیزش سراسری شان وقتی شعار سلبی، چون مرگ بر خامنه ای و مرگ بر روحانی و یا جمهوری اسلامی نمی خواهیم را فریاد می کنند، طبیعی است که به دنبال آن، جایگزین مطلوب ترشان را شعار دهند.
و اگر خوب به شعارها توجه کرده باشیم، همه ی آنها به سمتی می رود که شاهزاده رضا پهلوی، محور آن است.
به معنای دیگر، تکامل ِ شعارها به سمت این محور، یعنی پیوند خوردن هرچه بیشتر خیزش سراسری ملت ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است.
بنابراین ملت ایران در بزنگاه تاریخی و بیخ گوش اسلامیون حاکم، فریاد می زنند
رضا، رضا پهلوی
ای شاه ایران، برگرد به ایران
ولیعهد کجایی، به داد ما بیایی
تا اینجا، بدور از هر گونه حُب و بُغضی، اگر ریگی در کفش نداریم . یا به خواسته های ملت ایران در این خیزش سراسری احترام می گذاریم و به ایران و ایرانی می اندیشیم، بدون هیچ اما و اگری و یا پیش شرطی، باید پشت سر ِ شاهزاده رضا پهلوی صف بکشیم تا این رهبری بتواند بطور هماهنگ و بسیار قوی، خیزش سراسری ملت ایران را با کمترین هزینه به ثمر و به مقصد برساند که همانا سرنگونی تمام عیار اسلامیون حاکم و اسلام سیاسی است.
یادمان باشد
که هر کدام از ما، چه بصورت فردی یا گروهی و سازمانی و حزبی، وزنی خُرد داریم و در واقع عددی نیستیم که در مقابل طرفداران و هوا خواهان شاهزاده رضا پهلوی که وارث تاریخی دو هزار پانصد سال شاهنشاهی در ایران و همچنین سرمایه ی بی بدیل ملت ایران هستند، صف آرایی کنیم و مطمئن باشیم که هرگونه صف آرایی کردن در مقابل شاهزاده رضا پهلوی، آن هم در این شرایط، در واقع پشت کردن به خیزش سراسری ملت ایران معنا می گیرد و در کارنامه ی ناشاد ما ثبت می شود.
بنابراین بهتر این است که افراد و گروه ها و سازمانها و احزاب، اگر دستشان در همکاری با همین اسلامیون ضد ایرانی حاکم، آلوده است، بیش از همه در پیشگاه ملت ایران، زانوی ادب بر زمین بسایند و از گذشته ی ناشاد و فاجعه بارشان، پوزش طلبی کنند و بعد مثل بچه ی آدم در ته صف قرار بگیرند.
چون در فردای پیروزی خیزش سراسری ملت ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی، به نفع شان خواهد بود که بالاخره در میان هزاران برگ تاریک، یک برگ روشن هم در کنارنامه شان به یادگار ثبت کردند.
همچنین نظامیان در همه طیفش، باید سوگندی که در آغاز خدمت ِ سربازی خوردند، به آن وفادار باشند.
و بدانند پولی که از ملت ایران به عنوان حقوق کسب می کنند، برای مردم و امنیتشان و همچنین حفظ ایران در چهارچوب ارضی و آبی و هوایی اش کار کنند نه اینکه برای حفظ مقامشان، ملت ایران را سرکوب نمایند.
و مطمئن باشند ملت ایران در این روزها، تمامی عملکرد آنها را زیر نظر دارند.
روحانیان غیر سیاسی هم تا دیر نشده است، صف خودشان را با صدای رسا از اسلام سیاسی و روحانیان سیاسی حاکم جدا کنند و به ملت ایرا بپیوندند و از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کنند.
همچنین، امروز به گفته شاهزاده رضا پهلوی، فقط آزادی ایران مطرح است که در کارزار ِ یک نافرمانی مدنی بدور از هرگونه خشونتی پی گرفته می شود.
پس از این است که در فردای آزادی ایران، مجلس موسسان درست می شود
قانون اساسی نوشته می شود
و نوع شکل نظام را ملت ایران در یک رفراندم تعیین می کنند
حال این گوی و این هم میدان
هرکس ریگی در کفش ندارد و به ایران و ایرانی می اندیشید، باید به اندازه قد و قامت و وزنش، پای در میدان بگذارد و بدانند فردا خیلی دیر خواهد بود.
و به قول آلمانی ها
دیگر دیراست و قطار هم رفت

احمد پناهنده
2 ژانویه 2018

Advertisements

فرستادن دیدگاه

Required fields are marked *

*
*

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: