بی طرفی، خطایی است بزرگ


Bild könnte enthalten: 1 Person, im Freien

بی طرفی، خطایی است بزرگ

اگر نگوییم خیانت، اما با صدای رسا و گوش کر کن، می توانیم بگوییم که بی طرفی در این شرایط، خطایی است بزرگ و اندازه ناگرفتنی
چرا؟
وقتی که ملت به پا خاسته از هر طیفی امروز، بین مرگ و زندگی، با اهریمن حکومت تبهکار اسلامی در ستیز هستند، دیگر نمی شود فقط نظاره گر بود
به معنای دیگر
این بی طرفی در این شرایط فقط به سود اهریمنان حکومت تبهکار اسلامی در ایران است که ارگان سرکوب و قدرت را در دست دارند
بی طرفی در این شرایط، یعنی حمایت از همین حکومت تبهکار اسلامی با زبانی دیگر است که در دل، خواهان سرکوب معترضین هستند تا در شرایط بعد از سرکوب بروند به همین نظام جنایتکار اسلامی رای بدهند
نیازی نیست که بخواهیم پرونده ی اعمال این کسان را که در وسط ایستاده اند، بر روی ملت ایران، پنچره بگشاییم
همین بس که تا امروز، این میانه ایستادگان، در کنار نیروه های عملن چپ موجود چه کمونیستی و چه اسلامی و حتا جبهه ضد ملی و ضد منافع ملت ایران، برای به دهان کشیدن تکه استخوانی، چهارنعل، در بقای همین حکومت تبهکار اسلامی، از یکدیگر سبقت گرفتند و دشنه به دست حاکمان ضد ایرانی دادند، تا ایرانی بکشد و ایران را در تمامیتش، برباد دهد
با این نگاه با صراحت برای ثبت در تاریخ می نویسم، که در این نبرد، که یک سویش حکومت تبهکار اسلامی و ضد ایرانی است و در طرف دیگر، مردمان تهی شده از کرامت انسانی و محروم از همه ی استاندارهای انسانی و اخلافی، صف کشیدند و می روند در یک جدال نابرابر با جانیان اسلامی در ایران، ایران را از ستم ایلغار تبهکاران اسلامی رها کنند و به ایرانیان شرف و فضیلت و کرامت زندگی کردن را برگردانند، در وسط ایستادن و نظاره گر بودن، فقط بسود تبهکاران اسلامی است و بس
در نوشته ی دیگر، می پردازم به بی شرفی و بی شرافتی نیروهای چپ، چه کمونیستی و چه اسلامی و همچنین جبهه ی ضد ملی
تا ملت ایران، بتوانند دوستان و دشمنان خود را در این شرایط مرگبار، تشخیص دهند
احمد پناهنده
چهارم ماه اوت 2018

Advertisements

«آزموده را آزمودن خطاست»


Bild könnte enthalten: 2 Personen, einschließlich Moslem Jaafarzadeh, Bart

«آزموده را آزمودن خطاست»

بی جهت نیست که در ادبیات ِ پند آموز ما آمده است که:
وقتی از یک سوراخی گزیده می شوی، دیگر انگشتت را در آن سوراخ نکن
یا همین تیتر نوشتار که می گوید، آزموده را آزمودن خطاست
یعنی نباید با کسی و یا گروه و سازمان و فرقه ی تبهکاری، که نفس می کشند دروغ بگویند و زنده هستند که زندگی را بکشند
و یا به هیچ پرنسیب انسانی و اخلاقی و معاهده ها و چهارچوب حقوق بشر و قوانین بین المللی پای بند نیستند که هیچ، بلکه بطور آشکار بر همه ی این ارزش ها تف می کنند، نباید دوباره مورد آزمایش قرار بگیرند با این نیت که انشالله گربه است
البته پذیرفتنی است که زبان دیپلماسی، بیشتر زبان نرم و دیالوگ است
اما وقتی در مقابلت نیرویی ضد انسانی که به هیچ پرنسیب بین المللی و اخلاقی و انسانی و وجدانی، تعهد ندارد و ارزشی هم برایشان قایل نیست، زبان دیپلماسی باید زبان زور و مشت آهنین باشد
مگر می شود با داعش انسان خوار وارد دیالوگ شد که خنجر بر گلویت نشانده است و تو را گردن می زند؟
همین طور با طالبان و القاعده و سر دسته و پدرخوانده همه ی تروریست ها و آدمکشان جهانی، حکومت تبهکار اسلامی در ایران، نمی شود با زبان نرم حرف زد بلکه باید با زبان زور و مشت آهنین برخورد کرد
پریزیدنت ترامپ تا امروز نشان داده است که باید با زورگویان و آدم کشان تروریست و همچنین با حکومت های تبهکار مثل کره شمالی و حکومت اسلام سیاسی تبهکار در ایران، با زبان زور و مشت آهنین صحبت کرد
تا اینجا دست مریزاد
حتمن یادشان نرفته است که ایشان در هر مناسبتی گفته اند، که در کنار ملت ایران و با آنها و علیه حکومت تبهکار اسلامی است
و در این راستا، بارها بر زبان آورده اند که ملت ایران یک ملت تاریخی است که برگ برگ تاریخش، سرشار از نیکی ها و کمک به بشریت است و فرهنگش، بیشترین خدمت را به بشریت کرده است
اگر چنین است که پریزیدنت ترامپ می گوید و اگر هم، ایشان بارها گفته اند که در مقابله با حکومت تبهکار اسلامی در ایران، کنار ملت ایران ایستاده است و از مبارزاتشان برای رسیدن به جایگاه شایسته در مجامع بین المللی حمایت می کنند، حتمن این موضوع را در نظر دارند که:
آزموده را آزمودن خطاست
و اگر هم از گفتگو حتا بدون قید و شرط صحبت می کنند، معنی اش این است که:
حکومت تبهکار اسلامی را در اوج استیصال، به کرنش از خود وا دارد و آنگاه با دست پر و با حمایت ملت ایران، پرونده ی سراسر تاریک و انسان کشی و ایران بر باد ده اسلامیون ضد بشر را، برای همیشه ببندد و از صفحه روزگار و تاریخ حذف کند
زیرا نیک می داند، فرقه ای که از دیوار خانه شان بالا رفت و تجاوز به عرف و شرف و اخلاق و پرنسیب ِ بین المللی کرد، تحت هیچ شرایطی قابل اعتماد نیست
نیک می داند، فرقه ای که به مدت چهل سال مرگ بر آمریکا و اسرائیل می گوید و پرچم و غرور ملی شان را حتا در مجلس اوباشان و تبهکار اسلامی آتش می زنند، نباید به آنها اعتماد کرد
نیک می داند، فرقه ای که به مدت چهل سال نه فقط به ملت ایران بلکه به مجامع جهانی، دروغ گفت و به قول خمینی ِ ضد ایرانی و ضد انسانی، خدعه کردند، دیگر قابل اعتماد نیست
نیک می داند، این فرقه تبهکار، پنهانی با کمک اروپا و کره شمالی و مشتی از این کشورها، به فن آوری اتمی جهت ِساختن بمب اتم و موشک های قابل حمل کلاهک اتمی را دنبال می کند
نیک می داند که این فرقه تبهکار به مدت چهل سال فقط ایرانی کشت و ترور را در جای جای جهان رواج داد و از تروریست ها بطور آشکار حمایت کرد
نیک می داند، فرقه ای که نابودی کشور دموکراتیک و مترقی اسرائیل را خواهان است، قابل اعتماد نیست
و یادشان نمی رود که به عنوان اولین ریاست جمهوری آمریکا، دوستان اروپایی را شماتت کرد که چرا از خیزش ملت ایران علیه حکومت تبهکار اسلامی حمایت نکردند که هیچ، بلکه ساکت نشستند و فقط به جیب خودشان به ازای قربانی کردن ملت ایران اندیشیند؟
در واقع با این تشر و هشدار می خواست به کشورهای فرانسه و انگلیس و حتا آلمان، به خاطرشان بیاورد که وقتی تحت ظلم و ستم نازی های ضد انسانیت، قرار گرفته بودند و کشورشان اشغال شده بود، مردمان این کشور از آمریکا کمک خواستند تا از ستم و تجاوزی که نازی ها، به مردمان این کشورها می کنند، نجات دهد
حال پریزیدنت ترامپ با این شماتت و تشر، می خواست در گوش کر و چشمان کور آنها، این پیام را فرو کند که ملت بزرگ ایران که تاریخ و فرهنگش، خدمات اندازه ناگرفتنی به بشیریت کرده است، به مدت چهل سال تحت اشغال بیگانه پرستان داعشی از جنس اسلام تبهکار اسلامی است
و می خواست در گوش کرشان فرو کند که این شرایط را ما، بر ملت ایران تحمیل کردیم و جان و مال و خاک و کرامت و فضیلتشان را چوب حراج زدیم
پس باید امروز که ملت ایران یک صدا بلند شدند و به خویشتن ِ خویش ایرانی شان گره خوردند و جای جای ایرانزمین را با شعارهای آینده ساز و امید بخشی چون:
رضا شاه روحت شاد
محمد رضا شاه روحت شاد
رضا رضا پهلوی
سر می دهند، بر ماست که این بدهکاری تاریخی را به ملت شریف و بزرگ ایران بپردازیم و در این خیزش سراسری ملت ایران، کنار مردم باشیم و بر سر حکومت تبهکار بکوبیم و پای بر گلوگاه های تنفسی این حکومت ضد ایرانی و ضد انسانی بگذاریم تا با دست مردم ایران، خفه شوند.
نیک می داند …
با این دلایل محکم، پریزیدنت ترامپ با حمایت ملت ایران، می خواهد حکومت تبهکار را با قامتی خمیده به پای بوسی خودشان بکشاند و آنگاه با حمایت ملت ایران، یک پس گردنی محکم به آنها بزند تا گورشان را برای همیشه از صفحه ایران و تاریخ گم کنند
آری
پریزیدنت ترامپ نیک می داند که آزموده را آزمودن خطاست
و مطمئن باشیم اگر هم حکومت تبهکار اسلامی از روی استیصال مطلق، به پابوسی پریزیدنت ترامپ بیاید، گورشان را گشاده تر خواهند کرد تا همه ی نا ایرانیان ایرانی نما، در آن جای بیگیرند
و چقدر شیرین است آن روز که این جرثومه های فساد و ضد ایرانی با پای خودشان، وارد دامی گردند که گلویشان را بفشارد و خفه شان کند
با این نگاه، باید از پریزیدنت ترامپ خواست، که تا وقتی ملت ایران در خیابانها، رزم هر روزه دارند و می روند با اعتصاب سراسری، پای بر گلوگاه های تنفسی حکومت تبهکار اسلامی بگذارند، یادشان باشد که ملت ایران تمامی حرکات ایشان را تحت نظر دارد
و دوست دارد که ایشان مثل همیشه به قول خودشان وفادار باشند و ملت ایران را مثل اروپایی های کاسبکار تنها نگذارند
زیرا
بارها گفته اند که در این نبرد که بین ملت ایران و حکومت تبهکار اسلامی در جریان است، کنار ملت ایران ایستاده است
آری
به گفته ی شاهزاده رضا پهلوی
«اسقرار ِ حکومتی کارآمد، سکولار و دموکراتیک، از مسیر اعتصابات و اعتراضات سراسری می گذرد
مردم ایران باید با دست خودشان به این کابوس 39 ساله پایان دهند و ایران را از اشغالگرانش پس بگیرند
اگر مردم در صحنه باشند، میز مذاکره با قدرت های خارجی نیز، این فرقه ی تبهکار را نجات نخواهد داد.»

احمد پناهنده
دوم ماه اوت 2018

حکومت اسلامی تبهکار در ایران باید سرنگون گردد


 

Bild könnte enthalten: 1 Person, Nahaufnahme

حکومت اسلامی تبهکار در ایران باید سرنگون گردد

ما بارها گفتیم و نوشتیم و نشان دادیم، که حکومت تبهکار اسلامی، ننگ تاریخ ایران و حتی جهان است که دموکرات های اوباما نشان، مثل کارتر با شرکای غربیشان بر ایران و ایرانی تحمیل کرده است
اما و هزاران اما
گوش به اصطلاح جهان آزاد کَر و چشم شان کور بوده است و گویی وجدان انسانی را قورت داده اند و برای منافع اندک شان، یک ملت سرفراز و تاریخی را که فرهنگش، کمک بزرگی به بشریت کرده است، زیر پای جانیان اسلام تبهکارقربانی کردند تا این رژیم آدمخوار اسلام تبهکار، در ایران قدرت بگیرد و کل خاور میانه را به آتش بکشد و امنیت را برای شهروندان جهانی، نا امن کند
آری
باید مردی چون پریزیدنت ترامپ می آمد و با مشت آهنین، پاسخ زورگویی های اندازه ناگرفتنی اسلامیون تبهکار در ایران را می داد
و جای بسی خوشحالی است که امروز، سناتور لیندزی گراهام، این حکومت اسلامی تبهکار را، در ردیف نازی های جنایتکار تعریف می کند
آری
در یکی از نوشته هایم خطاب به پریزدنت ترامپ، نوشته بودم که:
برای امن کردن جهان باید به موازات ِ مهار همه جانبه ی روسیه جنایت کار و متجاوز و انسان کش، حکومت اسلامی تبهکار اسلامی را با کمک ملت ایران سرنگون کرد
و خوشحالم امروز سناتور لیندزی گراهام به این نتیجه و نگاه رسیده است
با هم گفته و نوشته ی لیندزی گراهام را می خوانیم.

«سناتور آمریکايی: نازی‌های مذهبی‌ را پایین می‌آوریم

سناتور لیندزی گراهام در مصاحبه با فاکس نیوز گفت: روسیه، کره‌ شمالی و اسلام رادیکال، همه تهدیدند. اما بزرگترین تهدید از نظر من، رژیم ایران است. آنها نازی‌های مذهبی‌اند.

وی گفت: سخنرانی وزیر خارجه در جمع ایرانیان در باره آینده این کشور عالی بود. توئیت پرزیدنت ترامپ هم نشان داد که کلانتر جدیدی در شهر است.

این سناتور جمهوریخواه آمریکايی افزود: ما در ارتباط با ایران در آستانه تاریخ قرار داریم. تغییر رژیم تنها راه نجات خاورمیانه از جنگ دائمی است. این رژیم باید برود. ما با کمک به مردم ایران این رژیم را پایین می‌آوریم.»

آری هم ملت آمریکا و هم دولت آمریکا در تحمیل کردن حکومت تبهکار اسلامی بر ایران و ایرانیان، از نگاه تاریخ به ملت ایران بدهکارند
و امروز فرصتی است که این بدهکاری تاریخی را با کمک ملت ایران، که همانا سرنگونی و جارو کردن تبهکاران اسلامی از جای جای ایرانزمین است، پرداخت کنند
چنین باد
احمد پناهنده
24 ماه ژوئیه 2018

ملت ایران هیچگاه علیه منافع ملی اش بسیج نمی شود، شیخ حسن


 

Bild könnte enthalten: 2 Personen, Personen, die sitzen

ملت ایران هیچگاه علیه منافع ملی اش بسیج نمی شود، شیخ حسن

آری ملت ایران هیچگاه علیه منافع ملی اش بسیج نمی شود و حتا علیه امنیت خودشان هم بسیج نمی شوند
آدرس غلط ندهید شیخ حسن ضد ایرانی
ملت ایران با بودن شما نه احساس امنیت می کند و نه منافع ملی اش حفظ می شود
زیرا هم تو و هم همه آخوندهای ضد ایرانی و حتا مکلاهای مثل خودتان، به تنها موضوعی که فکر نمی کنید و وجدانی هم در این باره ندارید، حفظ منافع ملی ملت ایران و امنیت ایرانیان است
اتفاقن، پریزدنت ترامپ و کابینه اش، بر عکس اوبامای ِ با جنایتکاران که دستش در دست شما جنایتکاران بوده است، خوب فهمیده اند که ملت ایران، ملتی است بزرگ و با فرهنگ و تاریخی درخشان که خدمت بزرگی به بشریت کرده است
بنابراین درک کرده اند، که در زمان کارتر اشتباه کرده اند که سبب ساز سقوط نظام پادشاهی شدند
پس هم به لحاظ وجدانی و هم انسانی و هم به خاطر امنیت در خاور میانه و حتا دنیا، امروز کنار ملت ایران قرار گرقته اند تا حکومت اسلامی ضد ایرانی شما را سرنگون کنند
حال بیا عرعر کن که تنگه ها را می بندی
و لاف در غریبی بزن که با دم شیر بازی نکن
اما به عنوان یک ایرانی که می دانم اکثریت ایرانیان با این نگاه من موافق هستند، به شما و قبیله ی ضد ایرانی شما هشدار می دهم که هرگونه بی تدبیری در این باره
آتش جنگ را بر سر و روی خودتان شعله ور می کند، و ملت ایران در این شرایط بوجود آمده، از این آمادگی برخوردار هستند که تک تک شما ها را از جای جای ایرانزمین، جارو کنند
آری
ملت ایران هیچگاه علیه منافع ملی شان بسیج نمی شوند
و حتا هیچگاه علیه امنیت خودشان هم بسیج نمی شوند
اما همیشه از این آمادگی برخوردار هستند که علیه اسلامیون ضد ایرانی که توی ابله هم در تمامی جنایت ها و خیانت ها به ایران و ایرانی دست داشتی، بسیج شوند
تا امنیت را برقرار کنند و منافع ملی خودشان را پاس بدارند
و مطمئن باش، که با شعله ور کردن جنگ، که مقصر فقط خودتان هستید، ملت ایران هیچ ترحمی به شما نخواهد کرد و همزمان با آتش باران به مقر و سر و صورت کثیف شما، تمامی شما را از ایرانزمین بیرون خواهند کرد
حال لاف در غریبی بزن و در پنهانی، کاسه ی گدایی را بسوی پریزیدنت ترامپ بگیرید که تضمین بدهد شما را سرنگون نکند اما حاضر هستید تمامیت ایران و ایرانی را برباد دهید و نابود کنید
ای تفو بر تو و همه ی اسلامیون سیاسی که ایران و ایرانی را خاری در چشمان خودشان می پندارند

احمد پناهنده
22 ماه ژوئیه 2018

اندکی هم در باره ی عباس امیر انتظام


 

Bild könnte enthalten: 2 Personen, Bart, Hut und Nahaufnahme

اندکی هم در باره ی عباس امیر انتظام

در خبرها آمده است که او هم این جهان را وا نهاد و رفت
بسیاری هم شور وفتور کردند و اندر سجایا و مبارزات ایشان، قلم بر کاغذ گذاشتند
حتا، نیروهای چپ کمونیستی، که دست در دست حکومت تبهکار اسلامی، که زمانی امیر انتظام سخنگوی آغازین این حکومت بود، برای محاکمه او از هیچ تلاشی که هیچ حتا اعدام او، فروگذار نمی کردند، امروز گریبان ها پاره کردند و اندر مبارزه و اخلاق او، سخن های ارزان و پوچ هوا کردند.
اینکه ایشان در حکومت تبهکار اسلامی، از عاشقان و دلبستگان این حکومت و بویژه شخص بازرگان مرتجع بود، جای هیچ شک و شبهه و یا پرسشی نیست
اما باور دارم که او بی گناه، زندانی و محاکمه شد و آقای بازگان او را برای تحکیم حکومت تبهکار اسلامی، قربانی کرد
من به عنوان یک شهروند ایرانی، هیچگاه مبارزات نسبت داده شده به ایشان را از نگاه ایرانگرایی خود، نه می پسندم و نه هیچ ارزشی برایش قایل هستم
زیرا
ایشان در آن زمان که تیغ ِ شمشیر خونریز حکومت ِ دلخواهش به نخست وزیری بازرگان، گردن دلاوران ارتش پادشاهی و پایوران سیاسی آن نظام را گردن می زد، سکوت کردند و هیچگاه، کلامی در محکومیت تبهکاران اسلامی و تیغ بدستان، به لب تر نکردند، که هیچ حتا به نمایندگی از بازرگان، طبق گفته ی خودش، برای نزدیگی و پای بوسی خمینی، بیست حلسه دو ساعته با بختیار از یاران هم جبهه ای خودشان داشت تا او را متقاعد کند که مثل خودشان به پابوسی خمینی به زیر درخت سیب در فرانسه بروند
به معنای دیگر
ایشان، خمینی و بازرگان را به رفیق سازمانی خودشان، بختیار ترجیح دادند
ایشان حتا در بیمارستان، به عیادت جلاد حکومت تبهکاری اسلامی، محمدی گیلانی، که حکم اعدام خودش را صادر کرده بود، رفت و از او دلجویی کرد. و این در حالی است که تا روز مرگش، هیچگاه حاضر نشد از گذشته ناشاد خود که در جهت تخریب ایران و صاف کردن راه برای به قدرت رسیدن خمینی، از ملت ایران پوزش بخواهد بلکه هماره و همیشه، در هر شرایطی، نظام گذشته را که در آن در صدر نشسته بودند و قدر درو می کردند، ملامت کردند
و این در حالی است که به گفته خودش، بازرگان رئیس دانشکده فنی دانشگاه تهران بود و ایشان هم یکی از دانشجویان او
ایشان هیچگاه نگفت و از خود و گذشته سراسر ضد منافع ایران و ایرانی، سخنی به لب تر نکرد که:
چگونه و چرا که بازرگان رئیس دانشگده فنی دانشگاه تهران، می خواست اسلام سیاسی را جایگزین نظام عرفی ِ پادشاهی کند و در این راه از تروریست های مجاهدین هم حمایت کرد؟
و این در حالی است که همین بازرگان با حمایت رضاشاه بزرگ و از بودجه ملت ایران، به فرانسه فرستاده شده بود تا درس بخواند و برای ایران و ایرانی، تاکید می کنم برای ایران و ایرانی
نه اسلام و امت اسلامی، کار کند
و دردا که همین امیر انتظام بنا به گفته خودش، برای تخریب ایران و تضعیف نظام پادشاهی، در جلسه ی نهضت آزادی به رهبری بازرگان، داوطلب می شود که نامه ی نهضت ضد ایرانی بازرگان را بدست ریچارد نیکسون، معاون ریاست جمهوری آمریکا برساند و می رساند
تازه، با ژستی غیر اخلاقی و حتا عیر انسانی که محلی از اعراب ندارد، مدعی می شود که ممکن بود بعد از رساندن این نامه به نیکسون، اعدام شود
در حالی که به گواهی تاریخ، هیچ کس از این جبهه که به اصطلاح فعالیت سیاسی و اسلامی داشتند، اعدام نشدند که هیچ و بیشترشان در مصدر کارهای مدیریتی کشور بودند
البته باید شرمگین باشد و باشند که در حکومت اسلامی خودشان، از آغاز تا امروز، فقط تیغ برهنه ی اسلام ایرانی کشان و دشنه ی کینه ورزان ِ به اصطلاح میلیونی، مثل خودش، بر گردن ایرانی فرود می آید و یا در قلب ایرانیان فرو می رود.
خلاصه می کنم و در پایان برای ثبت در تاریخ می نویسم که:
امروز، هرکسی که ادعای ایرانی بودن دارد و دلش برای ایران و ایرانی می سوزد
باید موضع خودشان را نسبت به خودزنی سال پنجاه و هفت و به قدرت رساندن رجاله گان اسلام تبهکار، روشن کنند که:
آیا آن شورش کور و خودزنی سال پنجاه و هفت را نا لازم می دانند یا نه؟
اگر نا لازم نمی دانند، باید در دست داشتن همه شان چه قلمی، چه درمی و یا قدمی و کرمی، در دست همین حکومت تبهکار، ذره ای شک نکرد
و اگر نا لازم می دانند، باید در پیشگاه ملت بزرگ و شریف ایران، زانوی ادب به زمین بسایند و از گذشته ناشاد و نا شکیبا و نا ارجمند خود، پوزش بخواهند و برای جبران کم کاری ها و یا بد کاری ها، دست اتحاد به سوی ایرانگرایان واقعی دراز کنند و دور شاهزاده رضا پهلوی حلقه بزنند که امروز، به تنها امید ملت ایران تبدیل شده
و شعارشان، پاینده ایران و ملت ایران است
همین

احمد پناهنده
12 ماه ژوئیه 2018

دو سناریوی وزارت اطلاعات حکومت تبهکار اسلامی


Bild könnte enthalten: 1 Person, Baum, im Freien und Natur

 

دو سناریوی وزارت اطلاعات حکومت تبهکار اسلامی

برای ترساندن مردم از سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی، وزارت اطلاعات این حکومت ضد ایرانی، دو سناریو را پا به پای هم، در حلقوم گماشتگان خود، حال چه با مزد و یا چه بی مزد، در حنجره ی آنها، در داخل و یا خارج صدا می شود، تا ملت ایران را از سرنگونی اش، بترساند.
بگذریم که در کنار این دو سناریو، سوریه ای شدن ایران، در سرنگونی حکومت جنایتکار و خیانتکار را عرعر می کنند، که تا امروز ملت ایران اهمیتی به ترهات آنها نداده است و هر روز مصمیم تر، در جای جای ایرانزمین، با اعتراضات و اعتصابات خود، مرگ حکومت تبهکار اسلامی را در تمامیتش فریاد می زنند
اما در کنار موضوع سوریه ای شدن ایران، بعد از سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی، دو سناریو از همه برجسته تر است.

1- سناریوی تجزیه طلبی

حکومت تبهکار اسلامی، به خوبی می داند که حس ناسیونالیستی ایرانیان، بسیار پر زور است و هیچگاه اجازه نخواهند داد کسانی و یا ناکسانی، چشم طعع به چهارچوب ارضی ایران کند.
پس برای ترساندن ملت ایران، این سناریو را هربار از زبان گماشتگان وزارت اطلاعات حکومت تبهکار، رسانه ای می کند تا آهنگ سرنگونی را کند کنند.
برای این کار، نوک حمله شان را متوجه شخصیتی کردند که امروز به عنوان تنها شانس و تنها امید ملت ایران برای عبور از حکومت تبهکار اسلامی در تمامیتش، نه با خشونت بلکه در یک کارزار مبارزه نافرمانی مدنی است
آری درست فهمیدید
حمله و هجوم این گماشتگان بی مقدار وزارت اطلاعات حکومت تبهکار، به سمت شاهزاده رضا پهلوی نشانه رفته است
چرا؟
وزارت اطلاعات حکومت تبهکار نیک می داند که شاهزاده رضا پهلوی، امروز به نماد ملت ایران در همه ی عرصه ها، چون تاریخ و فرهنگ و چهارچوب ارضی و دریایی و هوایی و نماد اتحاد و سخنگوی ایرانیان تبدیل شده است
بنابراین برای آنکه چهره این شخصیت نامدار و سمبل رهایی ملت ایران را خراب کنند، ایشان را به تجزیه طلبان می چسبانند تا این پیام را به مردمان ناآگاه برسانند که شاهزاده رضا پهلوی، دستش در دست تجریه طلبان است.
آیا چنین است؟
به باور من به عنوان یک شهروند ایرانی، که جان و جهانم از عشق به ایران در تمامیش لبریز است، باید اعتراف کنم که در شطرنج سیاسی ِ شخصیت ها و سازمان ها و احزاب، شخصیتی، ملی تر، ایرانی تر و دلسوز تر از شاهزاده رضا پهلوی در پارامتر سیاسی ایران امروز وجود ندارد که هیچ، تمامی سلول های ایشان، نام ایران را فریاد می کند
زیرا هم پدربزرگش چنین بوده است و هم پدرش
و ایشان ادامه ی همان میهن پرستی و ایران دوستی پدر و پدر بزرگ را بر دوش و جان و جهانش حمل می کند.
در پاسخ به ابلهان و پادو های وزارت اطلاعات حکومت تبهکار، باید گفت:
شاهزاده رضا پهلوی، به عنوان نماد و سمبل تاریخ پادشاهی و امروز سمبل اتحاد و رهبری جنبش، نیازی به اجازه کس و یا ناکسی ندارد، که برایشان تعیین و تکلیف کند، که با چه کس و یا کسانی بنشیند و دستشان را بفشارد و یا ننشیند.
ایشان به عنوان نماد تاریخ پادشاهی ایران، هرجا که ایرانی باشد با هر مرام و هر عقیده و نگاه سیاسی، می توانند با آنها بنشیند و آنها را در زیر چتری جمع کنند که بشود در فراگیری این اتحاد، حکومت ضد ایرانی و تبهکار اسلامی را سرنگون کنند.
زیرا ایشان نه لیدر حزب است و نه رهبر گروه و یا سازمان. بلکه ایشان شخصیتی هستند، فرا سازمانی و حزبی که منافع ایران و ایرانیان با هر نگاه و عقیده ای برایشان اهمیت دارد، نه منافع گروهی و سازمانی
حال ممکن است در این طیف گسترده ی ایرانی که می خواهند به دور ایشان حلقه بزنند تا حکومت تبهکار را سرنگون کنند، افرادی باشند که تجزیه را برای ایران فردا بخواهند
و یا کمونیست و فردی اسلامی باشد که ایران برایشان اهمیت نداشته باشد.
مگر قرار است شاهزاده بدون رای ملت ایران، از هم اکنون، ایران و منافع ایران را با آنها تقسیم کند، که هنوز حکومت تبهکار اسلامی در قدرت است؟
خیر
ایشان بر حسب وظیفه ایرانی و به عنوان نماد و سمبل تاریخ پادشاهی و ایرانیان، هرجا که حقی از یک ایرانی زایل شد، به دفاع از او بر می خیزند و مهم نیست این فرد مجاهد باشد یا کمونیست و یا تجزیه طلب
کما اینکه در حمله ی حکومت عراق به اعضای مجاهدین در اشرف، شاهزاده رضا پهلوی، حکومت عراق را محکوم کرد و به دفاع از اسیران ایرانی در مشت مجاهدین ضد ایرانی برخاست.
با این توضیح، امکان هرگونه تجزیه ای در آینده ایران، از محالات است. زیرا نه شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نماد و سمیل همه ی ایرانیان و چشم بیدار چهارچوب ارضی ایران، این فرصت را برای تجزیه طلبان در آینده فراهم می کند و نه ملت ایران اجازه می دهند که ناکسان تاریخ، از تن زخمی ایران، تکه جدایی، جدا کنند.

2- سناریوی دوم

سناریوی دوم وزارت اطلاعات حکومت تبهکار اسلامی، برای ترساندن مردم، از نام مجاهدین خلق ضد ایرانی و ضد انسانی است
یعنی هرگاه که احساس سرنگونی کرد، در کنار سناریوهای دیگر برای ترساندن مردم، از سناریوی مجاهدین ضد ایرانی استفاده می کند
زیرا نیک می دانند این فرقه ی تبهکار اسلامی، منفورتر از خودشان هستند و ملت ایران نه جنایت و نه خیانتشان را فراموش کرده است و نه ترورهای زندگی سوز و ایران برباده این جانوران اسلامی را از یاد برده است.
این فرقه به قدری منفور است که حتا در میان تشکیلات ضد انسانی شان، جایی برای دلجویی ندارد و اکثریتشان حاضر هستند سر به تن این فرقه ی ضد ایرانی نباشد
بطوری که اگر دروازه ی زندان اعضای اسیر شده در آلبانی گشوده شود، هیچکس به دلخواه با آنها و یا آنجا نمی مانند
برای همین است که این افراد نگون بخت را، اجازه نمی دهند از آن زندان بیرون بیایند
حال با این تنفر اندازه ناگرفتنی ایرانیان از این فرقه ی ضد ایرانی، حکومت تبهکار اسلامی، برای ترساندن مردم ایران از نامشان استفاده می کند و به دروغ می گوید که آمریکا می خواهد بعد از سرنگونی شان، این فرقه جنایتکار ضد ایرانی را حاکم کند
در حالی که ایرانیان در جای جای ایرانزمین در اعتراضات و خیرش سرنگون ساز حکومت تبهکار اسلامی، شعار می دهند که:
کشور که شاه ندارد حساب و کتاب ندارد
رضا شاه روحت شاد
رضا رضا پهلوی
بنابراین هدف از بکار گیری این سناریو، خاموش کردن صدای آزادیخواهی و خیزش ملت ایران برای سرنگونی است
و نیک پیدا است که ملت ایران، این روزها بیدار و هوشیار است و گوش به ترفندهای صد من یک غاز حکومت تبهکار نمی دهد
و به خوبی می دانند که مجاهدین ضد ایران و ایرانی، آن روی سکه همین جانیان تبهکار اسلامی هستند که اکنون در قدرت است.
این نوشته در واقع پاسخ به همه ی نا ایرانیانی است که دستشان در دست وزارت اطلاعات حکومت تبهکار، چفت است و برای ترساندن ملت ایران، اجیر و حمال حکومت تبهکار اسلامی شده اند

احمد پناهنده
سوم ماه ژوئن 2018

راه نجات کشور، نه فقط عزل خامنه ای بلکه سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی است


Bild könnte enthalten: 2 Personen, Bart und Brille

راه نجات کشور، نه فقط عزل خامنه ای بلکه سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی است

در خبرها آمده است که یک مجنون حکومت تبهکار اسلامی بنام قدیانی اظهار لحیه کرده است که «راه نجان کشور، عزل خامنه ای است» نه سرنگونی حکومت تبهکار اسلامی با همه ی نحله ها و و سینه چاکانش مثل خودش و کدیور و یک دوجین از این نا ایرانیان به ظاهر ایرانی
خیر مردک مرتجع و ضد ایرانی
واضح و روشن است که چرا تو امروز دست به قلم بردی و خامنه ای را نشانه رفتی.
زیرا صدای ملت سرفراز ایرانی را در جای جای ایرانزمین شنیدی که فریاد می کنند مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر خامنه ای
رضا شاه روحت شاد
ملت که شاه ندارد، حساب و کتاب ندارد
یا
رضا رضا پهلوی
بنابراین بعد از در آب نمک خوابیدن و برای این روزها آمدن شدن، بیایی و اظهار لحیه کنی که:
«راه نجات کشور، عزل خامنه ای است»
فضیلت نیست
زیرا
ملت ایران فریاد می زنند
ای شاه ایران، برگرد به ایران
معنی اش این است که ملت ایران می خواهند سر به تن حکومت تبهکار اسلامی در تمامیتش، حتا افرادی مثل شماها که در آب نمک خوابانده شده اید، نباشد
شیر فهم شدی مردک مرتجع و ضد ایرانی؟
دیروز وقتی صدای خرد شدن استخوان های حکومت تبهکار اسلامی را در تمامیتش، در خیرش دی ماه شنیده بودی، برای کند کردن و یا بی اثر کردن این این خیزش و اعتراضات مردم ایران، با رجاله هایی چون مخمل باف بخوانید مهمل باف
شیرین عبادی
کدیور
نرگس محمدی
و و و
بیانیه ی رفراندم را در همین حکومت تبهکار امضا کردید و خواستید برای حکومت جنایتکار اسلامی وقت بخرید
امروز هم که اعتراضات ملت ایران با تحریم های جهانی و مخالفت ها و سخت گیری های دول همسو با منافع ملت ایران، شدت گرفته و گسترده تر است، برای نجات دادن حکومت تبهکار اسلامی که همه ی شما در تمامی جنایت ها و خیانت های این حکومت تبهکار همدست هستید، می خواهید فقط شخص خامنه ای را قربانی کنید
خیر مردک مرتجع و ضد ایرانی
ملت ایران، تاکید می کنم ملت ایران، هیچ نحله و یا فرقه ای از حکومت اسلامی را بر نمی تابد
چه از نوع اصلاح طلبی باشد
چه از نوع اصول گرایی
و چه از نوع مجاهدین ضد ایرانی و تروریستی
ملت ایران فقط می خواهند به تاریخ و فرهنگ پادشاهی خودشان و یا به عبارت روشن تر، به خویشتن ِ خویش ِ ایرانی شان گره بخورند
همین
حال تو بیا پاددشاهی خواهان را در کنار مجاهدین خلق تروریستی و ضد ایران که منفورترین گروه در تاریخ ایران که هیچ، حتا بدتر و شنیع تر از آن اسلامی ِ ضد ایرانی است، در کنار آزادیخواهان و ایران دوستان پادشاهی بگذار و مثل همه ی تبهکاران اسلامی از بام تا شام، فحش و توهین نثارشان کن و در چشمان مردم خاک بپاش
و دیر نخواهد بود که ملت ایران، در دادگاه عدالت، گوش های شما را در برابر چشمان تاریخ خواهند پیچاند و آن روزها را در دلش ثبت و ضبط خواهد کرد
چنین باد
احمد پناهنده
هشتم ماه ژوئیه 2018
توضیح:
برای آندسته از مخاطبینی که ابوالفضل قدیانی را نمی شناسند، به اطلاع می رسانم که او در نظام گذشته از سینه چاکان خمینی بود و با جنایتکاران هئیت موتلفه همکاری داشت و در همین رابطه با عمکرد ضد ایرانی اش به زندان افتاد و بعد از زندان، با رجاله گانی از قماش خودش چون مخمل باف و تاج زاده بهزاد نبوی و و و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و تا امروز در کنار حکومت تبهکار اسلامی دستشان در جنایت و خیانت به ملت ایران و ایران، آلوده است
البته یک تقسیم کاری بین آنها وجود دارد که عده ای از آنها زندان می روند تا سپید نمایی کنند
اما در تندپیچ ها، همیشه به عنوان چوب زیر بغل و ستون خیمه حکومت تبهکار اسلامی عمل می کنند و اعتراضات و خیزش ملت ایران را بر علیه حکومت تبهکار اسلامی محکوم می کنند

زمان تصمیم فرا رسیده است


Bild könnte enthalten: 1 Person, lächelnd

زمان تصمیم فرا رسیده است

اعتراضات دی ماه گذشته و شعارهای ملت ایران، نشان داد که نه فقط حکومت تبهکار اسلامی، شانسی برای ماندن در قدرت ندارد بلکه همه ی جناح های درون و بیرون این حکومت تبهکار، که دستشان در همه ی جنایت ها و خیانت های اسلامیون حاکم، چفت و قفل بوده است، شانسی برای رقص عنترگونه تحت عنوان به اصطلاح اصلاح طلب ندارند
بنابراین این جماعت، سرنوشت و بود و نبودشان را با بود و نبود حکومت تبهکار اسلامی گره زده اند که حسابشان جدا است و فردای رهایی ملت ایران، در کنار حاکمان تبهکار به میزه محاکمه فراخوانده می شوند
اما آیا نیروهای انتظامی و بدنه ی سپاه و ارتش هم، سرنوشتشان با بود و نبود حکومت تبهکار، گره خورده است؟
به باور من خیر
زیرا این افراد به خوبی آگاه هستند که وظیفه و خدمتشان باید به مردم، امنیت مردم و نگهبانی از مرزهای کشور باشند
به عبارت دیگر، معنای وجودی نیروهای انتظامی و ارتش و بدنه ی سپاه، برقراری امنیت و دفاع از مال و جان و حرمت ایرانیان در جتی جای ایرانزمین است.
باور دارم که اکثریت بدنه ی نیروه های انتظامی و ارتش و سپاه، دلشان با مردم است اما، در این روزها در شرایطی گرفتار شده اند که تصمیم گیری برایشان مشکل شده است
و بیم آن دارند که اگر در این شرایط کنار مردم قرار بگیرند و از دستور مافوق سرپیچی کنند، مجازات می شوند
چنین نگاهی، زمانی درست است که این نیروه ها از حمایت مردم و رهبری آن شاهزاده رضا پهلوی برخوردار نباشند
در حالی که چنین نیست
امروز ملت ایران در جای جای ایران و اعتراضات سراسری از نیروهای انتظامی می خواهند، که در این اعتراضات کنار آنها قرار بگیرند و آینده خود و خانواده شان را به خاطر یک مشت ضد ایرانی که در این حکومت تبهکار جا خوش کرده اند و می روند هم ملت ایران را هرچه بیشتر بکشند و هم ایران را در تمامیش نابود کنند، خراب نکنند
هشداری که از سر خیرخواهی، از حنجره ی شاهزاده رضا پهلوی فریاد شد و بارها به گوش آنها رسانید.
پس تا دیر نشده است، به خواسته و پیام رهبر جنبش سراسری ملت ایران، شاهزاده رضا پهلوی گوش دهید و گردن بنهید و بدانید غیر از شاهزاده رضا پهلوی، در این شرایط، کسی نیست از این چنین ظرفیت انسانی و ایرانی برخوردار باشد
و بدانید، آینده شما نه همکاری و سرسپردگی به حکومت تبکهار، بلکه کنار مردم و با مردم بودن به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است
همین
باشد که این مختصر، هشداری باشد که اذهان بسته را باز و چشمان نابینایشان را بینا و بی هوشی شان را به هوشیاری، بیدار کند
چنین باد

احمد پناهنده
اول ماه ژوییه 2018

حاج سید جوادی مُرد


Bild könnte enthalten: 1 Person, Bart und Nahaufnahme

حاج سید جوادی مُرد

فردی که با تمامی جان و درونش، عاشق و دلداده ی خمینی بود و در این راه، آنچنان خودزنی کرد که در اثر زیاده روی، با لگدی از خمینی به بیرون از ایران پرتاب شد
او بعد از قیام ملی بیست و هشت مرداد، به پیروی از پیشوای کینه جویش، کینه ی خانواده پهلوی و در راسش محمد رضا شاه ایرانساز را به دل گرفت و هر آنچه در توان داشت، در محیط آزاد آن زمان، سیاه نمایی کرد و خاک در چشمان مردم ناآگاه ریخت و عاقبت با فوجی از نا ایرانیان ایرانی نمای به اصطلاح جبهه ی ملی، که برای دست بوسی پدرخوانده ارتجاع اسلامی-خمینی- به زیر درخت سیب در فرانسه رفته بودند، همراه شد و بر طبل خودزنی، کوبید تا امامش بیاید.
او در بخشی از نوشته اش، با عنوان «امام می‌آید» در این رابطه نوشته است است:
«امام می‌آید، با صدای نوح، با طیلسان و تیشه ابراهیم، با عصای موسی، با هیأت صمیمی عیسی و با کتاب محمد و دشت‌های سرخ شقایق را می‌پیماید و خطبه رهایی انسان را فریاد می‌کند. وقتی امام بیاید دیگر کسی دروغ نمی‌گوید. دیگر کسی به در خانه خود قفل نمی‌زند، دیگر کسی به باجگزاران باجی نمی‌دهد، مردم برادر هم می‌شوند و نان شادی‌شان را با یکدیگر به عدل و صداقت تقسیم می‌کنند. دیگر صفی وجود نخواهد داشت، صف‌های نان و گوشت، صف‌های نفت و بنزین، صف‌های مالیات، صف‌های نام‌نویسی برای استعمار، و صبح بیداری و بهار آزادی لبخند می‌زند. باید امام بیاید تا حق به جای خودش بنشیند و باطل و خیانت و نفرت در روزگار نماند.»
یا در جایی دیگر افاضه می کند که:
«« محیط انقلاب باید با سرعت و شدت پاکیزه شود، یعنی همه دشمنان انقلاب، همه میکروب ها و سمومات موّلد عناد و ظلم باید بلافاصله و بدون کمترین درنگ، نابود شوند. انقلاب، عدالت خاص خود را دارد و عدالت انقلابی یعنی، شدت عمل هر چه بیشتر…».
این فرد کینه جو، تا وقتی که زنده بود، از هیچ تلاشی در جهت تخریب چهره رضاشاه بزرگ و محمد رضا ایرانساز، دریغ نکرد و همواره و همیشه در نوشته هایش- بی ربط-مثل آخوندهای حاکم، سری به صحرای کربلای بیست و هشت مرداد می زد و گریبانها پاره می کرد و خیانتکارانه، سیاه نمایی می کرد.
او تنها نبود بلکه تمامی خانواده اش از برادر بزرگش، احمد حاج سیدجوادی گرفته تا دختر احمد،، شهرزاد صدر حاج سید جوادی، عروس مریم قجر عضدانلو، در صف مقدم خیانت به منافع ملی ایران و ملت ایران بودند و هستند
ای کاش زنده می ماند و دردادگاه تاریخ، پاسخگوی همه ی خیانت هایش می بود
اما افسوس و دریغ که مُرد و پرونده خیانتش به ایران و تاریخ ایران را به گور برد
حال بگذارید خیانتکارانی چون حرب توده و سازمان اکثریت و جبهه ی ضد ملی، در مرگ این خیانتکار عزا بگیرند و بر سرشان بکوبند. اما کیست که نداند، همه این ناکسان در خیانت به ایران و ایرانی، پرونده ی سنگینی دارند که در فردای آزادی ایران، در دادگاه عدالت و مردمی گشوده خواهد شد
به امید آن روز
احمد پناهنده
جمعه 29 ماه ژوئن 2018

چرا مجاهدین خلق ضد ایرانی، منفور هستند؟


Bild könnte enthalten: 3 Personen

چرا مجاهدین خلق ضد ایرانی، منفور هستند؟

به باور من و با شناخت عمیقی که از این ضد ایرانیان ِ اسلامی دارم، باید با صراحت اندازه ناگرفتنی بگویم که منفورترین جریانی که در تاریخ چند هزار ساله ی ایران، بوی تعفن و منفوریتش، شامه ی هر ایرانی را آزار داد، فرقه ی ضد ایرانی مجاهدین خلق است
چرا؟
زیرا این جریان، فرقه ای است اسلامی، آن هم نه از نوع اسلام ِ مقبول مردم عادی، بلکه اسلام سیاسی که ایران را ارزشی قایل نیست و در یک تند پیچ زمان اگر مجاب شوند بین ایران و اسلام یکی را انتخاب کند، این فرقه ی جنایتکار و بیشتر خیانتکار، ایران را به پای اسلام ضد ایرانی شان، قربانی می کنند
زیرا ایدئولوژی و نگاهشان به ایران و جهان- اسلامی- آن هم خطرناک ترین نوع فرق اسلامی یعنی شیعه ی اثناعشری است
و راهنمایشان نه کتاب ها و آموزش های مدرن جامعه شناسی و انسانی و حقوق بشری، بلکه از متون عقب مانده و خطرناک قتال و کشتار ِ قرآنی و نهج البلاعه ای است
زیرا این جریان فرقه ای، ادامه ی همان ایرانی کشان ِ فدائیان اسلام در شکل امروزی اش هستند که هیچگاه، پایگاهی در میان ملت ایران نداشتند و ندارند
برای همین است که در آغاز شکل گیری شان، به آخوند مرتجعی بنام محمود طالقانی و یک دوجین ضد ایرانی و البته اسلامی، مثل بازرگان و سحابی و زنجانی و و و دخیل بستند تا از طریق آنها، به فسیل-آخوندهای دانه درشت قم وصل بشوند و با کمک آنها، در طیف ناآگاه ترین اقشار جامعه مشروعیت کسب کنند
زیرا به خوبی می دانستند که مردم مذهب زده ی شیعه اثناعشری، باورهای اسلامی شان را از آخوندها می گیرند که پای در مساجد و منابر دارند
پس، در همان آغاز ِ نطفه بستنشان، بارکش بی مقدار آخوندها شدند و با حمایت مالی آنها از طریق بازاری های مرتجع، از راه غیر قانونی به اردوگاه های تروریست ها در سوریه و عراق و فلسطین و لیبی و و و رفتند و از آنها سلاح به رایگان گرفتند تا با کشتن پاسبان و افسر امنیت اجتماعی، کشور را نا امن کنند و راه را برای ورود مرتجع ترین-فرد تاریخ ایران- خمینی-فراهم نمایند
البته اختلافی هم بر سر رئیس آفتابه شدن، بین آنها و بعضی از آخوندها و فرقه هایی مثل هیئت موتلفه و گروه هایی از این دست، در زندان بوجود آمده بود و امر هم بر آنها مشتبه شده بود که این مشروعیت کاذب، حاصل توجه قشر ناآگاه و عایرین پیاده به آنها است، اما دیری نپایید که معلوم شد، پایگاهی بین ملت ایران ندارند
پس با ترور و بمب گذاری و کشتن ِ بقال و چقال و سبزی فروش، با بنی صدر مرتجع، از ایران فرار کردند و در فرانسه پناهنده شدند
این مقدمه ی کوتاه را نوشتم تا برسم که بگویم چرا مجاهدین ضد ایرانی، منفور هستند؟
منفور هستند که ایدئولوزی شان اسلامی، آن هم از نوع فرِق خطرناک و عقب مانده و ضد ایران و ایرانی، که پایه اش بر خرافات ِ عقل و خرد سوز استوار است
نه جان انسان ایرانی برایشان اهمیت دارد و نه خاک ایران
نه بویی از آزادی بردند و به کرامت انسانی اهمیت می دهند نه کوچکترین حرمتی به شخصیت و فضیلت زن قائل هستند
اگر هم بطور بادکنکی، آنها را در درون فرقه ی بسته شان، در مصدر کارهای ضد انسانی گذاشتند، نه به خاطر حرمت و توانایی زن، بلکه برای سزکوب مردانی که با رهبراین فرقه مشکل داشتند
منفور هستند که، نه به خانوداده اهمیت می دهند و نه حتا احترام به زنی می گذارند که شوهر دارد
پس خانوده ها را متلاشی می کنند و زنان را به اجبار و بی هیچ انتخابی، به بستر مردان دیگر می فرستند
رهبر این فرقه ی مرتجع و تبهکار، به زن دوستش طمع می کند. اول او را بادکنکی، همردیف خودش می کند و بعد دستور تشکیلاتی به شوهرش می دهد که از زنش جدا شود تا با او همبستر شود
بعد اسمش را می گذارند انقلاب ایدئولوژیک
ترفند هم این است که چون از این پس، در راس سازمان، دو رهبر وجود دارد، و از نگاه اسلام مرتجع، به هم محرم نیستند، پس بهتر است با هم ازدواج کنند تا محرم شوند
منفور هستند که بی شرفی چون مهدی ابریشم چی را، مظهر شرافت در این فرقه لقب دادند و اسم سازمانی اش را که اسد بود، گذاشتند، شریف
منفور هستند که در جنگ ایران و عراق، ستون پنجم و یا چرخ پنچم صدام حسین شدند و افراد ناآگاه فرقه ای شان را بی آنکه انتخابی برایشان فراهم کنند، به قربانگاه فرستادند و برای هر کشته از صدام حسین پولی گزاف گرفتند
و تا جایی پیش رفتند که رجوی در یک دیدار با صدام حسین می گوید:
خون ما و شما یکی است. یعنی ایران فدای اسلام و عربیت شما
بگذریم که اطلاعات نظامی هم به صدام حسین می دادند
منفور هستند که خانواده ها را متلاشی کردند، حتا خانواده هایی که نه در درون این فرقه بلکه در شهر و روستای شان، با هم ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده بودند
بعد مریم قجر عضدانلو، گویی پا انداز مسعود رجوی است، قرومساقانه در جمع زنان در درون فرقه، اظهار لحیه می کند که:
» از این پس همه ی زنان بر مردانشان حرام و فقط بر مسعود حلال است»
و ادامه ی همین پلشتی و زشتکاری و توهین بر حرمت زنان بود که بعدن، رقص رهایی را بر زنان نگون بخت، تحمیل می کنند که شرح آن را خانم بتول سلطانی، یکی از همین زنان گریخته از این فرقه، به خوبی بازگو کرده است
منفور هستند که با بی رحمانه ترین تصمیم و دستور تشکیلاتی، به زنان امر می کنند که تخمدان آنها برداشته شود
منفور هستند که ابتدایی ترین رابطه ی عاطفی افراد، در درون فرقه را با خانواده و زن و بچه- قطع- و به شدیدترین وجه ممکن سرکوب می کنند
منفور هستند که هرگونه صدای مخالفت در درون فرقه را بی رحمانه سرکوب می کنند که هیچ حتا، بعضن آنها را به قتل می رسانند
گواه این سخنم، گزارش افرادی است که بتازگی از این فرقه تبهکار بیرون آمدند و در سایت های مختلف اسنادش موجود است
منفور هستند که عده ای را که از روی ناآگاهی وارد این فرقه شده بودند، در حصاری بنام اشرف در قبل و امروز در حصار اطراف شهر تیرانا در آلبانی زندانی و هرگونه اطلاع از بیرون را از آنها سلب کردند
منفور هستند که …
منفور هستند که …
منفور هستند که …
از این جهت است که شاهزاده رضا پهلوی، در گفتگو با بلومبرگ، می فرمایند:
«من با اعضای سابق مجاهدین صحبت کرده‌ام. آنها زنان را مجبور به حجاب می‌کنند.» در عین حال مجاهدین در نزد بیشتر ایرانیان منفور هستند زیرا در جنگ ایران و عراق با پشتیبانی صدام به ایران حمله کردند. «من اصلا نمی‌توانم تصور کنم که ایرانیان این رفتار مجاهدین را در آن برهه ببخشند. اگر قرار باشد مردم بین این رژیم و مجاهدین یکی را انتخاب کنند، به احتمال زیاد ملایان را ترجیح خواهند داد.»
حال با این توضیحات مختصر، آیا شاهزاده رضا پهلوی حق دارد که بگویند، این فرقه ی ضد ایرانی، منفور هستند؟
آیا حق دارم که با دلایل بالا که مشتی نمونه ی خروار است، با صراحت بگویم که این فرقه تبهکار و ضد ایرانی و ضد انسانی، منفور هستند؟
شماها چی؟
آیا شما هم با شاهزاده رضا پهلوی و من موافق هستید که این فرقه ی ضد ایرانی، منفور هستند؟
تا نظر شما خوانندگان و مخاطبین چه باشد

احمد پناهنده
24 ماه ژوئن 2018