شب ِ ژانویه ی رهایی ملت ایران کلید خورده است


شب ِ ژانویه ی رهایی ملت ایران کلید خورده است

می، در ساغر وُ ساغر در دست
به لبی تر نماییم، همگی گردیم مست
رخ ِ ایران ببوسیم و بغل، مادر را
شوق ِ دیدار ِ وطن این دلمان را سرمست

امسال برای ما غربت نشینان و جلای وطن کرده ها، شب ژانویه را لطفی دیگر است و می توانیم با ملت ایران شاد باشیم که خیزشی را کلید زدند که می روند، روزهای روشن و شادی سالار را به ایران برگردانند.
اعتراف می کنم که.هر سال در این روزان و شبان ِ قبل از فرا رسیدن ِ شب ِ ژانویه، احساسی عجیب و غریب در من، مرا بی تاب می کند و جسم و جانم را به آن سوی، که سرای عشق بود و ُعاشقی بود
به پرواز ، بال می گشود
و در شب های طولانی ِ سرد وُ سیاه
در محفل ِ گرم ِ دوستان و رفیقان ِ دیارم
چهره ای گلگون از شراب ِ ارغوان، نقش می زند.

شب هایی که شب ِ چله را شمع فروزان می کردیم
و شرابی در جام
کام را شیرین
و گونه ها را انارگون
سرخ و شاداب نقش می زدیم
و تنمان را به حرکتی رقصان
چون شادمان عروسان
تکانی از دل می دادیم.
زیرا دلمان خوش بود
که امنیتی
سفره ای
سازی
آوازی
و حالی بود
و شوق از هر سویمان
ذوق ِ زنده بودن را در ما جوان می کرد
و جوان می شدیم برنا تر از روز قبل
شبان ِ ما در شور ِ مستی
در هستی ِ عشق ِ شرابگون
در شادمانی ِ کنسرت ِ قورباغها
همراه ِ نیلوفر ِ نشسته بر آب ِ تالاب ِ دیار
چون غزل خوانان ِ شب های ِ مستی
در زیر نور مهتاب
شاداب عبور می کرد
و روزان ما چون بهاران ِ شادمان
در جویباران
همسایه ی آبشاران می شد
و کوهساران را از شقایق زاران و لاله زاران سیراب می کرد
و برنجزاران را با عطر ِ معطر ِ گلبرگ ِ سبز ِ چای، در چای زاران پیوند می زد.

آه چه شب هایی و چه روزهایی آنچنان شاداب گذشت وُ گذشت طوری که در این دیار ِ غریب، آن شادمان روزان و شبان را آه می کشیدیم و می کشیم.
و اعتراف می کنم که امشب من، بعد از سالیان طولانی، بسیار خوشحال و دلشادم که آن روزان و شبان، آرام آرام پنچره ها و دروازه های بسته شده بر روی شادی و شادمانی را باز می کنند و با هجومشان، غم و ناله و گریه و عزا و مصیبت را به همانجایی می فرستند که از آنجا آمده است.
آری
باز شب های شادی و سرمستی فرا می رسد
شب هایی که سری به میخانه می زدیم
و چهره ها را چون شراب ِ ارغوان، گلگون می کردیم
و مست در دست
جام ِ باده
با پای ِ پیاده
راهی ِ دریا می شدیم
و با نسیم ِ آب
چون صدف شاداب می گشتیم
سحرگاهان سفره ی صبحانه را در باغ ِ سبز ِ پر گل پهن می کردیم
و چون زنبورهای عاشق از گلها شهد می نوشیدیم
و مثل پروانه ها
پرواز می کردیم
در کنار ِ یار در گلزار
گل می شدیم و یکدیگر را پیکر می بوییدیم
و دیوانه می گشتیم
آتش می گرفتیم و رقصان و جانانه می شدیم
شور و شیدایی و رسوایی
درد را از جانمان بدر می کرد
و غم را بیگانه می شدیم
و تن ِ گلبرگ ِ گل را در آن شب های ِ شور و شراب، بستر خود می کردیم
و نور مهتاب
چراغ ِ خواب ِ ما می شد

آری
و آن شب
شب ِ من و شب همه ی خسته دلان است
آن شب، شب ِ شراب ِ ارغوان است
آن شب، شب ِ مستی و شوریدگی ِ جان است
آن شب، شب ِ دیدار ِ رخ ِ یار و بوسه از لب ِ تبدار است
آن شب، شب ِ شادمان ِ شاداب است که بر افتادن شب را به نگاهی درانتظار ِ شادی، سحر می کنیم
و باز اعتراف می کنم که من امشب بسیار خوشحال و دلشادم که ملت سرفراز ایران با خیزش سراسری شان، می روند تا به به خویشتن خویش ایرانی شان پیوند بخورند و دوباره شادی و شادمانی و خنده و رقص و رعنایی را به ایران برگردانند که سالها در دست مشتی گریه صفت و ناله خو اسیر شده است.

احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )

Advertisements

پیام مردم ایران در خیزش سراسری


پیام مردم ایران در خیزش سراسری

در یک کلام پیام مردم ایران، در خیزش سراسری، گره خوردن به خویشتن ِ خویش ِ ایرانی و بازگشت به نظام پادشاهی و پاسداشت ِ خدمات ِ خاندان پهلوی و دو پادشاه بزرگ ایرانساز است.
هرچند این خیزش، نطفه اش در اعتراض به فساد و گرانی و بیکاری، بسته شده است اما هدفمند به سمت شعارهایی رفت و می رود، که نشان می دهد ملت ایران در طی این چهل سال حکومت دروغ، و نیروه های به اصطلاح اپوزیسیون ِ دروغین تر و همکار و یار و غار همین حکومت دروغ، بیدار شده اند و دیگر دروغ و رهنما زدن به چپ و بعد به راست پیچیدن، هیچ کاربرد و اثری ندارد.
دیروز گفته بودم که به دروغ، شیخ ابله ای بنام شیخ حسن را باد کردند و چندین میلیون رای بنام او نوشتند و نیروهای چپ در همه رنگش برایش رقص عنترگونه کردند و انگشت رنگین نشان دادند تا به دروغ بگویند، مردم، طرفدار همین جانیان حاکم در حکومت اسلامی هستند، اما امروز این دروغ شان با شعار مرگ بر روحانی در جای جای وطن، افشا شد که این شیخ ابله جز طیف آخوندهای خونخوار و عمله هایش، جایگاهی میان ملت ایران ندارد.
نه این شیخ ابله بلکه همه ی شیوخ دانه درشت از سید علی گرفته تا جنتی و خاتمی و موحدی کرمانی و رئیسی و و و، هیچ جایگاه و پایگاهی در میان ملت ایران ندارند.
حال بگذارید هم حکومت اسلامی بر سرش بزند و هم اپوزیسیون چپ در همه رنگش
زیرا بارها گفته ام و نوشته ام که این دو طیف سرنوشتشان به هم گره خورده است و نابودی یکی، دیگر را هم نابود می کند.
مثل دیروز که مجاهدین ِ تروریست ِ ضد ایرانی، سرنوشت خودشان را به سرونشت ِ صدام حسین متجاوز و ضد ایرانی گره زده بودند.
و عجبا که امروز، مشتی افراد بی مقدار و عمله ی همین حکومت اسلامی از موضع اپوزیسیون، شعارهای ملت ایران را در خیزش سراسری، شعارهای انحرافی زوزه می کشند و یا می گویند ملت ایران جوگیر شده است.
خوب توجه کنید به این پارگراف:
» شعار «رضا شاه،‌ روحت شاد»‌ شعاری انحرافی و به شدت خطرناک است. «رضا شاه» وجود ندارد، نمی‌توان او را زنده کرد، نمی‌توان او را به قدرت بازگرداند اما در شرایط خاص می‌توان «بدیل»‌ او را ساخت و به ملت قالب کرد.
چنانچه کسی تمایلی به «رضا پهلوی» دارد، چرا شعار در حمایت از وی نمی‌دهد؟ آیا تعارف دارد؟ چرا آدم حی و حاضر و زنده را ول کرده و به مرده می‌چسبد؟»
عجب
ترس از سقوط ِ حکومت اسلامی که شاخ و دم ندارد
ما در پاسخ می گوییم، عجله نکنید، همین امروز در قم شعار دادند:
ای شاه ایران
برگرد به ایران
خب دیگر چه جوری فریاد کنند تا عمله ای مثل تو بفهمد؟
تازه، ملت ایران شعار ِ
رضا شاه، روحت شاد را
روبروی مسجد ِ گوهر شاد مشهد دادند که می خواستند، با این شعار پیامی قابل فهم به آخوندها و عمله هایی مثل تو بدهند.
حال تو بگو این شعار انحرافی است
مردم ایران در جای جای ایران فریاد زدند:
ایران که شاه ندارد
حساب و کتاب ندارد
معنی اش به روشنی این است که ملت ایران، یک نماد و یا چشمی می خواهند که نگهبان ایران و چشم ِ حساب و کتاب ملت ایران باشد.
یعنی نظام پادشاهی
یا شعار می دهند:
«چه اشتباهی کردیم، که انقلاب کردیم»
معنی اش این است که کار پدران و مادران ما اشتباه بوده است. و نظام پادشاهی برای ملت ایران بهترین و ایرانی ترین نظام بوده و هست.
و از وقتی که این نظام سقوط کرد، ایران و ملت ایران در تمامیتش سقوط کردند.
حال باز تو بگو این شعار انحرافی است
مردم ایراندوست رشت شعار می دادند:
» می میریم، می میریم، ایران وُ پس می گیریم»
معنی این شعار هم بسیار روشن است و مردم پاک سرشت رشت می خواهند بگویند و یا این پیام را برسانند:
که چهل سال است ایران را اشغال و ملت ایران را اسیر کردند. حال زمانش فرا رسیده است که حتا با هزینه کردن جانمان، ایران را پس بگیریم و ملت ایران را از اسارت نجات دهیم.
شعارهای مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر روحانی
جمهوری اسلامی نمی خواهیم
هم بسیار واضح است و نیازی به تفصیر ندارد
و راستی از چی می ترسید که هرگاه ملت ایران بلند می شود، شماها ماهیت پلید خودتان را نشان می دهید و زیر چادر همین حکومت اسلامی خیمه می زنید؟
یادمان باشد و فراموش نکنیم که اگر این خیزش سراسری را سرکوب کنند، فکر و خواسته ملت ایران، سرکوب شدنی نیست.
در نوشته ی بعدی بیشتر توضیح خواهم داد

احمد پناهنده
برلین
30 دسامبر ِ 2017

از سیاست ِ مشت ِ آهنین ِ پریزیدنت ترامپ حمایت کنیم


از سیاست ِ مشت ِ آهنین ِ پریزیدنت ترامپ حمایت کنیم

اگر تا دیروز مماشات گران اروپایی و دیگران، برای پر کردن کیسه ی خود از خون و چرک ملت ها، با گشاده دستی به آدمخوران حاکم در این ممالک امتیاز می دادند تا هرچه بیشتر از ملت ها بدوشند، امروز دیگر این سیاست های مماشات گرایانه به بن رسیده و رنگ باخته است.
پافشاری بر این سیاست می تواند منطقه خاور میانه را به آتش بکشد تا از شعله هایش جهان و جهانیان را بسوزاند.
راه حل چیست؟
بارها گفتم و نوشتم که راه حل مبارزه با تروریسم و رژیم های حامی تروریست و توسعه طلب و انسان کش، مشت آهنین است.
به این معنی که این جانوران آدمخوار که بر شانه های افراد بی سواد و نادان و جاهل سوار شده اند، فقط زبان زور می فهمند و بس
کافی است نگاهی به سیاست های مخرب و ویرانگر کارتر و اوباما در ایران و سایر کشورهایی که تروریسم و انسان کشی، به اصل اولشان تبدیل شده است، توجه کنیم تا میزان مخرب بودن اینگونه سیاست های مماشات گرانه و امتیاز دادن ها را فهم کنیم.
بنابراین باور دارم و با صدای رسا فریاد می زنم که امروز و این روزها هر گونه مخالفت با سیاست های دوران ساز پریزیدنت ترامپ، حمایت از تروریسم و و خیمه زدن در اردوگاه آدمخواران و ویرانگران ِ نظم جهانی است.
سیاست ِ اورشلیم پایتخت، اسرائیل را باید از این دیدگاه تحلیل کرد که هیچگاه نباید به تروریست ها و حامیان تروریست که چپ های متصل و منفصل در جهان هستند، امتیاز داد و داد و قال و ناله هایشان را جدی گرفت و پشیزی برایشان ارزش قایل شد.
زیرا چپ هی متصل و منفصل تا امروز نشان داده اند که نه تنها ارزشی برای ملت خود و منافع ملی شان قایل نیستند که هیچ بلکه امروزه در اردودگاه جنایتکاران علیه بشریت لانه کرده اند و در همه جنایات آنها شریک و همدست هستند.
دیروز در مقابل این طیف چپ که از مرسی تروریست دفاع می کردند، به تنهایی سینه سپر کردم و از ژنرال السیسی دفاع کردم که باید با مشت آهنین، ملت مصر را از آدمکشان اخوان المسلمین نجات دهد و مشاهده گر راهی نباشد که روشنفکران طرفدار بربریت در ایران برای آدمکشان اسلامی از نوع شیعه ی اثناعشری فراهم کردند.
امروز هم می گویم که با سیاست های مشت آهنین پریزیدنت ترامپ موافق هستم که به وعده های انتخاباتی اش عمل می کند و می رود تا با این سیاست، نظم نوینی را در خاورمیانه و جهان ایجاد کند.
با این توضیحات باید تمام عیار از سیاست ِ اورشلیم، پایتخت اسرائیل که پریزیدنت ترامپ رهبری اش را به عهده دارد، حمایت کرد و پشیزی هم به حرف های صد من یک غاز تروریست ها و چپ های حامی جنایتکاران علیه بشریت قایل نشد
چنین باد

احمد پناهنده
یازده دسامبر 2017

باز هم زلزله، باز هم به خاک و خون نشستن ملت ایران، باز هم ویرانی ایران


باز هم زلزله، باز هم به خاک و خون نشستن ملت ایران، باز هم ویرانی ایران

بعد از شنیدن این خبر دردناک، آنچنان در شوک و کابوس بسر می برم که قلم در دستم نمی چرخد و ذهنم برای بارش کلام، قفل شده است

آخر

خبر بسیار سنگین بود

به سنگینی البرز کوه

و سخت و دردناک بود

به دردناکی ِ دردهای انباشته شده ی ستمی که اسلام، بطور عام و مذهب شیعه در شکل خاص، بر تاریخ و فرهنگ و ملت ایران فرود آورد

و دردا و دریغا که امروز

این رهروان ِ

راهزنان ِ

بیابانگردان ِ بیگانه

در هر گوشه ای از ایران، بر ایرانیان ستم می بارند و ثروت زیرزمینی و روی زمینی و استعدادهای بی مانند انسانی و تاریخی و فرهنگی ایرانیان را، نه برای ایرانیان بلکه برای بیگانگان متجاوز به ایران و ایرانی، خرج می کنند.

در اوگاندا بیمارستان می سازند

برای حزب الله ِ تروریست پول و سلاح می فرستند

برای حوثی های آدمخوار یمن، از رنج و خون ِ سفره ی مردمان ایران، موشک می سازند

و برای سوریه و بشار اسد ضد بشر، نفت و میلیاردها دلار از کیسه ی ایرانیان هزینه می کنند.

دیروز دریاچه ی رضاییه را به حد خشکی رساندند

و دریاچه ها و آبگیرهای دیگر را بر اثر بی دانشی و تهی از احساس و وجدان ایرانی، خشک کردند

اما و صد اما وقتی که یک حادثه ی طبیعی، زمین کرمانشاه را لرزاند و زندگی چند صد نفر از هموطنان شریفمان را گرفت

دانه درشت ها و خرده و ریزهای اسلامی از مردم خواستند صدقه بدهند، تا این بلایای طبیعی نقصان پیدا کند

یکی دیگر می گفت که مسبب این زلزله بی حجابی زنان است

مرتجع دیگری می گفت، این زلزله هشداری است برای زلزله ی بزرگ ِ زلزال در آخرت که خودمان را آماده کنیم

شیخ حسن ابله هم گفت که این زلزله یک آزمایش الهی است

و هریک روضه ای عرعر کردند اما دریغ و درد، از اندکی یاری و کمک به ستم دیدگان و از دست دادگان مال و جان

استاندار کرمانشاه می گوید، یکی از مشکلات ما این است که کمبود آمبولانس برای حمل مجروحین داریم

و این در حالی است که همین روزها 800 آمبولانس را برای اربعین یک بیگانه و ضد ایران و ایرانی، به کربلا بردند تا از امت بدبخت و نادان سواری بگیرند و قلاده بر گردنشان ببنند و مثل سگ آنها را به این طرف و آن طرف بگردانند.

آری

زلزله کرمانشاه

هشداری است به ملت ایران و غفلت زدگان و نان به نرخ روز خوران بیمار اسلام زدگی

هشداری است برای بیداری

هشداری است که اگر همصدا نشوند و صدایشان را به فریاد تبدیل نکنند و از این شرایط جهانی که حکومت اسلامی را در همه سو، دهان بند و دست بند و پا بند زده است، بهره نگیرند

همان بر سرشان خواهد آمد که امروز بر سر کرمانشاه آمد

و باید بدانند و بفهمند تا این حرثومه های فساد و بیگانه پرستی در قدرت است، هیچگاه رفاه و شادی و خنده به سوی مردم، پنچره نمی گشاید.

باید بدانند و بفهمند که این دزدان و غارتگران ثروت ملی ایران، مشتی بیگانه صفت و بیگانه پرست هستند که هیچ دلسوزی و وجدانی برای ایران و ایرانی ندارند

اگر امروز و در این روزهای مناسب جهانی، انگشتان خودشان را مشت نکنند، مشت بیگانه پرستی قامتشان را می شکند و در خاک دفن می کند.

باید بیدار شوند و بفهمند که اگر خود برنخیزند، فردا کشورهایی که برای منافشان احساس خطر می کنند، جنگ را به داخل ایران می کشانند و آنگاه خسارات و صدمانی اندازه ناگرفتی باید بپردازند.

باید بیدار شوند و فهم کنند که هر گونه همراهی با حکومت اسلامی و ضد ایرانی در قدرت، یعنی کندن گور خود با ناخن خودش است.

باید بیدار شوند و بفهمند که رای دادن به هر مناسبتی به این ضد ایرانیان اسلامی، یعنی استقبال از ویرانی کشور و کشتار ایرانیان و خود است

و باید این مردمان ناآگاه و جاهل که امروز با پای پیاده برای اربعین یک بیانگرد ضد ایرانی، به کربلا می روند، بفمند که امروز در کمک نرساندن به زلزله زدگان کرمانشاه، با حکومت ضد ایرانی اسلامی همدست هستند و هیچ فرقی با سلمان پارسی های دیروز ندارند

و باید بدانند در فردای آزادی میهن ایرانی، ملت ایران این جاهلان و نادانان را نخواهد بخشید

آری

و من امروز غمگینم

گرچه چشمانم تر است

اما

اشکم در درون جاری است

و خون در جگرم

من امروز دردمندم

گرچه از ایران دورم

اما

نگاهم کرمانشاه است

و عشقم، وطنم

من امشب دلگیرم

گرچه از پدران و مادران داغدیده دور هستم

اما

با کودکان پرپر شده، پرپر شده ام

زیرا که یک پدرم

آه

ای کاش دستی داشتم که آنقدر دراز بود که تا به کرمانشاه می رسید

و می توانستم، آجری را از اجساد بردارم

ای کاش پایی داشتم که با حرکتی

پوزه ی این آخوندهای ضد ایرانی را می کوبیدم

تا هزیان گویی شان را در گلو خفه کنم

و ای کاش

قلبی می داشتم که هزاران بار تکثیر می شد و در سینه ی به خون خفتگان می تپیدم و دوباره زنده می کردم کرمانشاه را

کرمانشاه!

دستم خالی ست

قلب پر شورم برای شما می تپد

و با شما هزاران بار می میرم و زنده می شوم

دوستتان دارم مردمان کرمانشاه

دوستتان دارم

احمد پناهنده

14 نوامبر 2017

فرق بین مجاهدین و آخوندهای اسلامی


فرق بین مجاهدین و آخوندهای اسلامی

دوستی در یک مهمانی، وقتی که صحبت از موضوعات روز پیش آمد، از من پرسش کرد که از نگاه شما:
فرق بین مجاهدین اسلامی و آخوندهای اسلامی در چیست؟
چون می دانست که من مجاهدین اسلامی را خوب می شناسم.
پیش از آنکه پاسخی بدهم ابتدا درنگی کردم و در چشمش نگاه شدم و با آگاهی کامل گفتم:
به باور من هیچ فرقی با هم ندارند، جز اینکه یکی معمم است و دیگری مکلا
اما هر دو از جنایتکاران و خیانتکاران اسلامی از نوع شعیه اثناعشری هستند، که در کارنامه شان جز خیانت و جنایت به تاریخ و فرهنگ و خاک و ملت ایران، اندوخته ای ندارند.
یکی در قدرت است و جنایت و خیانت می کند می کند و دیگری هنوز به قدرت نرسیده است، اما پرونده ای قطور از خیانت و جنایت و ایرانی کشی، در توشه و پوشه ی خود دارد.
اختلافشان نه بر سر اسلام و مذهب ارتجاعی شیعه اثناعشری، که یک دین و مذهبی بیگانه، متجاوز، خونریز و ضد انسانی هستند، بلکه فقط و فقط بر سر قدرت است
درست مثل دوران جنایتکاران ِ صدر اسلام چون علی و معاویه، و پسران و نوه هایشان، جنگ و جنایت و ایرانی کشی شان، فقط برای کسب قدرت بود و بس
هر دو در بیگانه پرستی، شهره ی آفاقند و حاضرند ایران را فدای اسلام خونریز و انسان کش خودشان کنند
هر دو ضد تاریخ، ضد فرهنگ و منافع ایران و ایرانی هستند. اما برای متجاوزین به ملت و تاریخ و فرهنگ ایران، سینه چاک می دهند و بر سر و کله و پشت بی مقدارشان تیغ می کشند و خونریزی را جشن می گیرند.
هر دو بویی از انسانیت و ارجمندی انسان نبرده اند که هیچ بلکه زنده هستند تا انسانیت و کرامت انسانی را بکشند
هر دو انحصار طلب، خودخواه، جانی و در تمامیتشان تروریست و انسان کش هستند.
یکی برای رسیدن به قدرت از سلاح فتوی که نوعی از ترور فیریکی انسانهای آزادیخواه است، استفاده می کند و دیگری چون از پایگاهی بین ملت ایران برخوردار نیست، با سلاح اهدایی تروریست های فلسطین و لیبی و عراق از سلاح گرم استفاده می کردند و پاسبان های امنیت کشور را زندگی می کشتند و تا دیروز هم ایرانی کشی راه انداخته بودند
در مقایسه ی این دو، مجاهدین به مراتب جانی تر و پست تر و ضد انسانی تر و ضد ایرانی تر هستند. البته این نگاه هیچ از بار جنایت و خیانت و انسان کشی آخوندهای اسلامی کم نمی کند. بلکه می خواهم بگویم:
مجاهدین در مقایسه با آخوندهای جنایتکار اسلامی چون از پایگاه اجتماعی برخوردار نیستند، اگر به قدرت برسند، فقط می توانند با کشتار بسی وسیع تر از حاکمان ضد اسلامی امروز و ترور، قدرت را چند روزی نگاه دارند.
مثل پل پوت در کامبوج
لنین و استالین در روسیه و ملل به زور پیوسته اش
کاسترو در کوبا
مائو در چین
انور خوجه در البانی
کیم ایل سونگ در کره ی شمالی
صدام در عراق
اسد در سوریه
و یک دوجین از این جنایتکاران تاریخ بشرت در جای جای این گیتی
و امروز این گروه تروریست و قاتلین مستشاران آمریکایی و افسران و پاسبانان امنیت اجتماعی ایران به درجه ای از استیصال رسیده اند که کاسه گدایی را به سوی پناه جویانی گرفتند که با هزاران مشکل و درد و بیماری خودشان را به اروپا و آمریکا رسانده اند
و وقتی که با پاسخ منفی این پناه جو ها روبرو می شوند با وقاحت تمام آنها را تهدید می کنند که اگر با ما همکاری نکنید، دیپورت می شوید.
عجبا
این موجودات هنوز هم نفهمیده اند که از نگاه ایرانیان، منفورترین جانورانی هستند که در تاریخ ایران چون انگلی روئیدند و درهمه ی شرایط فقط مزاحم آسایش و زندگی مردم هستند.
و امروز با پولهایی اهدایی صدام حسین که از سفره ی خون و چرک مردم عراق در حلقومشان ریخته شد، برای رونق بازار ورشکشته شان، پول در جیب کسانی می ریزند که با ایرانیان هیچ نسبتی ندارند.
برای همین است که متینگ چند صد نفره شان از افریقایی و بنگلادشی و پاکستانی و لهستانی و و و انباشته شده که ایرانیان در آن اندک شمارند.
حال این ناکسان تاریخ ایران، پناه جویان ایران را تهدید به دیپورت می کنند و مزاحم آسایشان می شوند
کافی است برای شناخت این قاتلین ایرانی و آمریکایی، از آنها پرسش کرد که در زندان آلبانی بر سر انسان های مفلوک و پوسیده چه می آورید؟
چرا درب زندان آلبانی را باز نمی کنید تا این بیماران و از رده خارج شدگان، زندگی را اندکی تنفس کنند و بفهمند که انسان هستند؟
از چی می ترسید؟
از جنایت و کثافتکاری های درون تشکیلاتی تان می ترسید؟
تا کی می خواهید این علیل شدگان را در چنگال ستمگرانه خودتان اسیر نگه دارید؟
شرم نمی کنید؟
خجالت نمی کشید؟
چی دارید به این پناه جوها در مقایسه با آخوندهای اسلامی عرضه کنید؟
خوب به این تصویر نگاه کنید و بعد خجالت بکشید
عباس برای ایران چه کرد که پرچمش را بر دوش می کشید؟
حسین و علی و محمد برای ایران و ایرانی چه کردند که سجده بر نام و خاکشان می برید؟
شما اگر ایرانی باشید باید در مقابل کورش بزرگ زانو بزنید که قبل از اسلام شما، حقوق ادیان و حقوق بشر را ارج نهاد
باید در مقابل آریوبرزن زانوی ادب به زمین بسایید که با جان و مال و خانواده ی خود در مقابل بیگانگان مقدونی جنگید و در راه ایرانش جان بدادند
باید در مقابل رستم فرخزاد سپهسالار یزدگرد شاهنشاه ایران، تعظیم کنید که با همه ی هستی اش از متجاوزین اسلام خونخوار از ایران و ایرانی دفاع کرد.
باید در مقابل رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه ایرانساز، سر خم کنید که به شما شخصیت و هویت داد
نه یک مشت راهزن بیابانگرد و متجاوزین به ناموس و خاک ایران و ایرانی
باید به پیروز نهاوندی یا ابولولو درود بفرستید که سردسته متجاوین اسلامی شما را در مدینه مجازات کرد
نه به حسین که مثل شما امروز فقط و فقط برای کسب قدرت، خودش و خانواده اش را تلف کرد. و یا در راس سپاهی به فرماندهی یکی از عرب های خونخوار به گرگان حمله بردند و مردم گرگان را قتل و عام کردند.
تا کی بیگانه پرستی و سر تعظیم فرود آوردن برای کسانی که به نیاکان تو و من و ما ایرانیان تجاوز کردند و خاک ایران را به توبره کشیدند و کشتار وحشیانه کردند.
شرم کنید و خجالت بکشید
هذیان هم حدی دارد
احمد پناهنده
برلین 10 نوامبر 2017

تحریم کافی نیست باید سپاه اسلامیون در لیست تروریستی قرار بگیرد


تحریم کافی نیست باید سپاه اسلامیون در لیست تروریستی قرار بگیرد

تا امروز سیاست قاطع و اثر گذار ِ پریزیدنت ترامپ، خواب و آرامش اسلامیون در همه رنگ را در ایران به هم زده است و همه ی طیف های سیاسی که همیشه در نقش چوب ِ زیر بغل همین حکومت جنایتکار اسلامی را بازی کردند، سخت به وحشت انداخت.
زیرا این ضد ایرانیان ِ ایرانی نما که سرنوشت خودشان را با اسلامیون ایرانی کش در ایران گره زده اند، به خوبی می دانند که با سقوط اسلام جنایتکار در ایران، مرگ سیاسی شان فرا می رسد و تف تاریخی ملت ایران، تاریخ و وجدانهای اجتماعی نثارشان می شود. هرچند این نامردمان روزگار نه غیرت دارند و نه عاطفه و نه شرف و وجدان و وطندوستی
امروز به عنوان یک ایرانی که نزدیک به چهل سال از جان و خانمان و مال و زندگی و جوانی ام در راه آزادی ایران و ملت ایران مایه گذاشته ام، می خواهم به اطلاع پریزیدنت ترامپ و اعضای کنگره برسانم که ملت ایران در اکثریتشان در پاسخ به مردک ابله- ظریف- که گفته بود امروز همه ی ملت ایران سپاهی هستند، سپاه اسلامیون در ایران را انسان کشانی می شناسند که نه فقط برای حفظ همین اسلامیون جنایتکار در ایران، ایرانی می کشند بلکه در جای جای جهان دستش در جنایت و کشتار آمریکایی و اسرائیلی و و و آشکار است.
به باور من ملت ایران در اکثریتشان، سپاه اسلامیون را از خودشان نمی دانند و حتا می خواهند سر به تنشان هم نباشد.
بنابراین به عنوان یک ایرانی که مثل من در ایران و خارج از ایران بی شمارانند، از پریزیدنت ترامپ و کنگره می خواهیم که برای کوبیدن آخرین میخ بر تابوت حکومت ضد بشری اسلامیون در ایران، سپاه جنایتکار اسلامیون انسان کش را در لیست تروریستی قرار دهید تا هر گونه مشروعیت جهانی و دیپلماسی از این جریان ضد ایرانی و ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی، سلب شود.
باور دارم که امروز ملت شریف ایران با سیاست قاطع پریزیدنت ترامپ، خون تازه ای در رگ هایشان جریان پیدا کرده است که می روند با اعتراضات مدنی و مردمی و سپس اعتصابات سراسری، حکومت اسلامی را از جای جای خاک اهورای ایرانزمین جارو کنند
یادمان باشد که سر مار ِ نا امنی ِ جهانی در ایران است. پس باید برای از بین بردن این نا امنی جهانی، محکم بر سر مار کوبید تا نفسش بند بیاید.
و بدانید ملت ایران در روزهای سخت سرنگونی اسلامیون، آنجا که با سرکوب خشن همین سپاه جنایتکار روبرو می شود، به کمک شما و سایر مللی که به فضیلت انسانی باور دارند، نیاز دارد.
یادنان باشد که دکاندارن اروپایی که امروز نقش آموزگار را برای شما بازی می کنند، هیچ حسن نیتی ندارند و فقط برای غارت سفره و ثروت ملت ایران از شما می خواهند بی هیچ پرداخت هزینه ای برای سرمایه گذاری شان در ایران امنیت برقرار کنید.
زهی بی شرمی

احمد پناهنده
برلین
20 اکتبر 2017

یک گِله و یک دستمریزاد از و برای پریزیدنت ترامپ


یک گِله و یک دستمریزاد از و برای پریزیدنت ترامپ

پریزیدنت ترامپ گرامی

استراتژی و سیاست گذاری شما و دولت شما را در مقابل حکومت انسان کش اسلامی در ایران را شنیدم و خواندم.

بی هیچ مبالغه ای باید بگویم که با این استراتژی و سیاست گذاری، دل ایرانیانی که تمام قد به فکر ایران و عبور از این حکومت ضد انسانی و ضد ایرانی هستند، را شاد کردید.

زیرا ملت ایران در تمامیتش، زمین خورده ی همین به اصطلاح دموکراتها در آمریکا و دکانداران اروپایی هستند.

و حتمن می توانید به خاطر بیاورید که چگونه کارتر، این بادام فروش ِ عاشق جانوران ِ وحوش اسلامی، با حربه ی حقوق بشری، ضد بشر ترین جانوران ِ آدم نما را به جان ملت های بی دفاع انداخت و جهان را تا امروز نا امن کرد.

و حتمن فراموش نکرده اید که حسین اوباما چگونه دست در دست همین انسان کشان اسلامی، قیام به پا خواسته ی ملت ایران را در سال 88، برای عبور از جانوران اسلامی، سرکوب کردند و روی سیاه کارتر را کمی سپید کرد.

بنابراین سیاست مداران ِ آمریکا در تمامیتش از نگاه وجدانی، یک عذرخواهی به ملت ایران بدهکار بودند و برای دلجویی از ملت ایران می بایستی تمام قد در کنار ملت ایران قرار می گرفتند تا با حمایت همه جانبه شان، ملتی را به سوی رهایی سوق دهند که کارترها و اوباماها، آنان را در زنجیر اسلامیون وحشی به بند کشیدند.

و خوشا بر شما که امروز این قرعه ی انسانی و اخلاقی بنام شما افتاد و می توانید با حمایت از ملت ایران برای رهایی از چنگال خون آشام اسلامیون در ایران، برگ زرینی را در دفتر یادگارها و یادبودهای کاخ سپید ثبت کنید.

مطمئن باشید که ملت ایران با کوچکترین حمایت از جهان آزاد و در راسش، ملت و دولت آمریکا، حکومت فاسد و ضد انسانی اسلامی را از جای جای ایرانزمین جارو خواهند کرد.

و خودتان هم آگاه شده اید که اسلامیون وحشی در ایران بیش از هر کس و هر چیزی از ملت ایران وحشت دارند.

بسیار خوشحالم و خوشحالیم که با سیاست قاطع، خواب انگل های اسلامی را در ایران بر هم زده اید که هیچ حتا خواب دکانداران اروپایی را که فقط به جیبشان نگاه می کنند، پریشان کردید.

دست مریزاد پرزیدنت ترامپ

اما یک گله

گله من به عنوان یک ایرانی از شما این است که ملت ایران به هیچ وجه و در هیچ شرایطی حاضر نیستند که سرنگونی حکومت ضد انسانی اسلامی، به تکه تکه شدن ایران بیانجامد و یا نام های تاریخی و جغرافیایی ایران را به دلخواه عوض کنند.

خیلیج همیشه پارس، از نام دریای پارس گرفته شده است. بویژه کتیبه ای که در موقع حفر کانال سوئز از داریوش به دست آمده است، این خلیج به نام دریای پارس خوانده شده است.

مورخان و محققان خارجی ِ دنیای قدیم از آن جمله:

هرودت، نئارخوس،استرابون، کورسیوس رومی و حتا محققانی چون:

اصطخری، مسعودی، بیرونی، ابن حوقل، مقدسی، مستوفی و ناصر خسرو، در آثار و نوشته های خود از آن بنام خلیج پارس یا دریای پارس یاد کرده اند.

بنابراین زیبنده نیست، شما که امروز تمام قد در کنار ملت ایران قرار گرفته اید، مرتکب خطایی حال چه به عمد و یا غیر عمد شوید که حساسیت ملت ایران را برانگزانید.

حتمن به خوبی می دانید که از این گونه خطاها، فقط حکومت انسان خوار اسلامی در ایران سود می برد که هیچ اعتنقاد و علاقه ای به ایران ندارد چه رسد به چهار چوب ارضی اش حساس باشد.

اما می تواند از این خطا به خوبی بهره بگیرد و انسان های ناآگاه را پشت سر خودشان علیه سیاست شما بسیج کند

فراموش نکنید که جهان آزاد و در راسش آمریکا به ریاست شما، برای عبور از حکومت ضد بشری اسلامی، به ملت ایران نیازمند است. زیرا این ملت ایران است که باید حکومت ضد ایرانی آخوندهای با عمامه و مکلا را سرنگون کنند البته با حمایت همه جانبه از شما

درود بر شما

مطمئن هستم ملت ایران، در پیشبرد سیاست واقعگرایانه و انسانی تان، برای عبور از آدمخواران اسلامی در ایران، کنار شما خواهند بود تا رهایی و آزادی به ایران و از طریق ایران به جای جای جهان برگردد.

فراموش نکنید امروز، شاهزاده رضا پهلوی بیش از هر زمانی، محبوب ِ دل ملت ایران شده است و ایشان با لیاقت و درایت و شایستگی بی همتا و با سرمایه ی تاریخی می تواند، خلاء قدرت بعد از سرنگونی آخوندهای ضد ایرانی در ایران را پر کند.

درود ملت ایران بر ایشان باد

چنین باد

احمد پناهنده

15 اکتبر 2017

من هم با گلپای آواز و موسیقی ایرانی موافقم


من هم با گلپای آواز و موسیقی ایرانی موافقم

این روزها در ایران گلپای آواز ِ جاودان ایرانزمین لب به گلایه باز کرده است و از کسانی که به ازای خانه نشین شدن ایشان و امثال ایشان، بساط مارگیری ِ توده ای را باز کردند و در حلقه ی شخصیت های پوسیده و توده ای، چون امیر هوشنگ ابتهاج و لطفی و من اضافه می کنم شفعیی کدکنی، به آلاف و الوفی رسیدند، به حق انتقاد کرده است که چرا در حکومت هنرمند کش اسلامیون، لال دانه خورده اند و لال شدند؟
چرا صدایی از آنها برای دادخواهی از استاتید موسیقی ایرانی که بر همه این کسان حق استادی دارند، به ازای مصلحت روزانه خود، بیرون نیامده است و لب به اعتراض نگشودند؟
حتمن باید تیغ برهنه ی اسلامیون هنر کش، گردن آنها را نشانه رود تا داد و قال راه بیاندازند؟
چگونه باید به گوش کر شما رسانید، که شخصیت های پوسیذه ای چون لطفی و هوشنگ ابتهاج توده ای هستند و دست شان در تمام جنایت و خیانت این ایرانی کشان اسلامی، چفت است؟

دیروز همین لطفی توده ای که از اِرق ملی و ایرانی تهی بود، در جشن و هنر شیراز، به جای اینکه لباس متداول ِ ایرانی بپوشد، لباس سران جنایتکار چینی چون مائو و و و را پوشیده بود تا نشان دهد بویی از ایرانیت ندارد که هیچ بلکه بیگانه پرست است..
اما همین فرد در کنار شخصیت پوسیده ای چون سایه، در ازای خانه نشین شدن استاید بزرگی چون گلپا و. ایرج، برای حکومت اسلامی ضد ایرانی، عنتر بازی کرد . لباس درویشی به قامت خود آراست
ریشی بلند کرد
که بعله با اسلامیون آیرانی کش، مشکلی ندارد و به قول رئیسشان کیانوری، سوسالیسم روسی با اسلام هیچ تفاوتی ندارد
آیا ننگ نیست که هنرمندی خوش صدا، که محصول نظام پادشاهی است با افرادی کار بکند که بوی بیگانه پرستی شان تمامی هوای ایرانزمین را آلوده کرده است؟
در ضد ایرانی بودن مردکی چون ابتهاج یا سایه همین بس که در نظام پادشاهی در صدر نشسته بود اما بیشترین خیانت و بدگویی را در کلام به آن نظام روا داشتند.
ولی وقتی که در نظام ایده آلش یک هفته در مستراح حبس شد، باز کاسیه لیسی این نظام را کرد و اینجا و آنجا مثل آن مردک بی مقدار، محمود اعتماد زاده یا به آذین، تا آخرین لحظه عمر ننگینش، از همین ایرانی کشان اسلامی در ایران حمایت کرد و می کند.
آری من با گلپای آواز ایران موافقم که صدایش را همین به اصطلاح هنرمندان جیره خوار همراه با حکومت هنر کش اسلامیون، در گلو خفه کردند.
کاری که دیروز و دیروزها با پور رضای عزیز گیلان کردند

احمد پناهنده
براین
بیست و پنجم سپتامبر دو هزار و هفده

همه ی حکومت گران ِفاشیست ِ اسلامی و ضد ایرانی در ایران، دروغ می گویند


همه ی حکومت گران ِفاشیست ِ اسلامی و ضد ایرانی در ایران، دروغ می گویند

عالی جناب پریزیدنت ترامپ گرامی رئیس جمهور ملت بزرگ آمریکا
درود بر شما و خسته نباشید
به عنوان یک ایرانی که نزدیک به چهل سال از همه ی هستی خود برای رهایی ایرانزمین از دست متجاوزین به خاک و فرهنگ و تاریخ و تمدن کورش بزرگ، مایه گذاشته ام، به اطلاع شما می رسانم که حاکمین فاشیست-اسلامی در ایران در همه ی عرصه ها فقط دروغ می گویند و امروز هم شیخ حسن ابله، این آخوند بی مقدار که بازیچه ی دست شیخ خامنه ای و یک مشت پیر و پاتال های به اصطلاح خبرگان است، به دروغ می گوید که:
» اگر آمریکایی ها به این توافق عمل کنند، می توانیم بعدن در باره ی موضوعات دیگر هم با آمریکا صحبت کنیم.»
حرفی بغایت مفت و بی مالیات است و او به عنوان بازیچه ی خامنه ای می خواهد برای ساختن و پیشرفت در فناوری اتمی، وقت بخرد تا مثل کره شمالی نه تنها فقط آمریکا بلکه تمامی جهان را تهدید کند که به فرقه ی فاشیستی ِ شیعه سر تعظیم فرود آورند.
آگاه باشید که کوچکترین غفلت در این باره، مرگ تمدن جهانی و انسانی را تهدید خواهد کرد.
یادتان باشد کره شمالی بهانه است بلکه سر مار نا امنی در جهان، در ایران است که با تجاوز به تخت دارا، ایرانیان را به اسارت گرفته است.
بنابراین برای رهایی از نا امنی جهانی باید بر سر مار کوبید.
و بدانید که ملت ایران با کوچکترین حمایت از شما و جهان آزاد، طومار و دودمان این جرثومه های فاشیستی-اسلامی را از جای جای ایرانزمین بر خواهند کند و آنان را به همان جایی خواهند فرستاد که پدران ضد انسانی و عقیدتی شان از آنجا به ملک کورش تجاوز کرده اند.
پیروز باشید
احمد پناهنده
نوزده هم سپتامبر دو هزار و هفده

وقتی یک توده ای » تاریخ نگار» می شود


وقتی یک توده ای » تاریخ نگار» می شود

بی هیچ گفتگو سرشت و ذات حزب توده و توده ای ها با بیگانه پرستی و وطن فروشی و خیانت به تاریخ و فرهنگ و ملت ایران، عجین و همساز شده و بند بند شخصیتشان با خیانت به ایران در تمامیتش گره خورده است.

به عبارت ساده تر، این جماعت ضد ایرانی از تاریخ تولدشان تا امروز، کارنامه ای جز خیانت به ایران و ملت ایران، اندوخته ای در خورجین شان ندارند.

حال تصورش را بکنید که یک نفر از این جماعت ضد ایرانی، بخواهد برای ایران تاریخ بنویسد.

آری

یرواند آبراهامیان را می گویم

این فرد بی آنکه از شرم و خجالت بگوید که توده ای است، اما همه ی نوشته هایش در ستایش از حزب توده و توده ای های موج می زند.

گویی از انقلاب مشروطه تا امروز فقط توده ای ها بودند به که به ایران و ایرانی و تاریخش خدمت کردند.

به معنای دیگر این یارو امر بر ایشان مشتبه شده است و فکر می کند، هر خیانتی که حزب توده و توده ای از بدو تولدشان به عنوان یک نیروی سیاسی تا امروز، به ایران و ملت ایران کردند، عین » خدمت » به ایران و ایرانی است.

برای همین هرازگاهی برای تسلای دل داغدیده ی چپ های یتیم شده، دستی به قلم می برد و تراوشات ذهن توده ای اش را به عنوان تاریخ به این ره گم کردگان می فروشد.

این یارو البته به خوبی می داند که در عرصه ی تاریخ و تاریخ نویسی، صاحب نظران در این عرصه تره هم برایش خرد نمی کنند که هیچ حتا فقط پهن بارش می کنند.

زیرا تاریخ را باید آنچه که گذشت بر مردم باز شناساند نه اینکه به دلخواه، خیانت ها را خدمت و خدمات را خیانت گزارش کرد.

این یارو چون خودش از طیف خیانتکاران است، پس ابایی ندارد که به دروغ خیانت را خدمت نشان دهد و خدمت را خیانت

کافی است شما کتاب بی ارزش این یارو که با عنوان » ایران بین دو انقلاب » انتشار داده است، بی آنکه بخوانید فقط ورق بزنید.

آنوقت خواید دید که این یارو از انقلاب مشروطه تا امروز، فقط توده ای ها را برجسته کرده است.

گویی معمار اصلی ایران نوین، رضا شاه بزرگ نبوده است

محمد رضا شاه ایرانساز موجود نبوده است

و ده ها پدیده دیگر وجود نداشته اند

این یارو با بی پرنسیبی شگفت آور، در این کتابش از دوران ایرانساز رضا شاه بزرگ، فقط هشتاد صفحه نوشته است.

در حالی که برای حزب توده و توده ای که فقط خیانت کردند، صد و هفتاد صفحه قلمی کرده است.

این روزها این یارو برای اینکه بتواند خیانت های حزب توده را سرپوش بگذارد، به بهانه بیست و هشت مرداد ماه سال سی دو، به دروغ خودش را پشت مصدق السلطنه مخفی کرده است و طوری وانمود می کند که گویی حزب توده همیشه یار و غار مصدق السلطنه بوده است.

در حالی که همین یارو و حزبش، بیشتر توهین را نثار مصدق السلطنه کردند و حتا خواستند از طریق او ابتدا پادشاهی را در ایران منحل و بعد با یک کودتای خزنده با همکاری شوروی مرحوم، ایران را ایرانستان کنند.

اما در روز تاریخی بیست و هشت مرداد ماه، مردم تهران با قیام ملی شان چنان درسی به این خیاتکاران و حتا مصدق السلطنه و جبهه ی نا ملی اش دادند، که به عنوان یکی از درخشان ترین برگ و خدمت مردم تهران و ملت ایران در تاریخ ثت است.

حال بگذارید این یارو و یارو هایی از این دست، بیشتر خودشان را رسوای خاص و عام کنند.

احد پناهنده

پانزده سپتامبر دو هزار و هفده