و راستی گناهش چه بود؟


برای نوه ام و نوه همه ایرانیان

او که هنوز با اسباب بازی اش مشغول بود،
به ما بگویید که خطایش چی بود؟
او که آمده بود تماشا کند، رزم پدر را
آیا تماشای اینچنین
گلوله،
سزایش بود؟
او که گردو بازی کوچه های کودکی را وانهاده بود
تا در کنار خواهران و برادرانش
فریاد کند،ننگ بر شما
که این همه جفا بر من و ما و مینهم می کنید
باید به قلب کودک او تیر جفا شلیک کنید؟
او کودک بود
با قهر بیگانه بود
او نه توان حمل سلاح داشت که با شما بجنگد
و نه دستان قوی داشت که سلاح از دست شما برگیرد
او آمده بود که تماشا شود،
سرود آزادی ِ پدر را
و بعد با یک بستنی به خانه برگردد
اما شما، کودک کشان ِ تبهکار
به او رحم نکردید
و قلب کودکانه اش
که سرود ایران را ضرب می گرفت
بی رحمانه سوراخ سوراخ کردید
به ما بگویید که آیا شما وجدان دارید؟
ِآیا شما انسان هستید؟
آیا تو که تیر در قلب کودکانه ی کیان شلیک کردی
یک لحظه فرزند خودت را تصور کن که جلوی چشمت، او را تکه تکه می کنند و یا مثل تو گلوله در قلبش می بارند
ببین چه حالی به تو دست می دهد
البته اگر اندکی احساس پدری و انسانی یا نه، اندکی احساس و عاطفه حیوانی داشته باشی
باید بی هیچ درنگی
خودت را صدها بار جلو صفوف ملت ایران، زجر کش کنی
تا درسی شود که گماشتگان ِ از انسانیت تهی شده ی تبهکاران به خودشان جرئت ندهند جان کودکان را بگیرند
این کودک
پدر و مادر داشت
خواهر و برادر داشت
و تو فکر نکن که فقط این کودک را جنون وار کشتی
نه نه
تو با کشتن این کودک
پدر و مادر و خواهر و برادرش را هم کشتی
پس وای بر تو که هنوز زنده ای
تو سزایت این است که هر لحظه بمیری
آن هم نه راحت
بلکه با عذاب وجدان
ای تف بر بر تو که شرف و انسانیت و وجدان انسانی را قورت دادی
و چون جانیان صدر اسلام مثل محمد و علی و ادامه دهندگان آنها، درنده و وحشی شدی و فقط خون می ریزی
ای تف به دین و مذهب تو که تو را از ایرانیت وانسانیت تهی کرد و به یک کفتار خون آشام تبدیل کرد

احمد پناهنده
https://t.me/gilan1954

آرامگاه ِ ایرانگرای بزرگ استاد ابراهیم پور دادود در سبزه میدان رشت


یادی از استاد پور داود خدمت گذار بزرگ ایران بعد از فردوسی

به مناسبت سالگرد خاموشی غم انگیز او در بیست و شش آبانماه

استاد ابراهیم پور داود در 20 بهمن 1286 در رشت و در محله ی سبز میدان در خانواده ی ملاک و بازرگان دیده به جهان گشود.
پورداود را بنیادگذار ایران‌شناسی در سرزمین ایران، و زنده‌کنندهٔ فرهنگ و زبان ایران‌باستان دانسته‌اند. وی از کودکی به دانستن اوضاع ایران قدیم علاقه‌مند بود و چون به سن رشد رسید، مطالعهٔ کتابهایی را که راجع به ایران باستان بود، بر مطالعهٔ کتابهای دیگر ترجیح داد و به خصوص کتابهای مربوط به دین زردشتی بیش از همه توجه او را به خود جلب کرد و سالهای دراز در این باره به تحقیق پرداخت.
پورداود پس از سالها در راه زنده کردن نام و فرهنگ ایران و پیوند دادن ایرانیان به خویشتن ِ خویش ِ ایرانی شان، سرانجام در بامداد ۲۶ آبان ۱۳۴۷ درگذشت و با تشریفات بسیار در رشت، در آرامگاه خانوادگی خود به خاک سپرده شد.

بی گفتگو این بزرگمرد تاریخ ایران، بعد از فردوسی نامدار حق بزرگی بر گردن تک تک ما ایرانیان در چهارچوب جغرافیایی ایرانزمین و جغرافیایِ فرهنگی ِ ملت های فرای ایرانزمین دارد.
اما دردا و اسفا
که این مرد بزرگ با اینکه در سبزه میدان رشت دیده به هستی گشود و راه رفتن آموخت و آرامگاهش در همین سبزه میدان رشت است، کمتر کسی از رشتی ها می دانند که آرامگاهش کجا است و یا چه خدمتی به تاریخ زبان و فرهنگ ایران کرده است.

دردا که شراب خون می چکد از پیاله ی چشم
آنجا شکستیم همه ی ابریق ِ عشق به خشم

به سهم خود در مقابل فرزانگی این ابر مرد تاریخ ایران کلاه از سر می بردارم و در مقابل روح پر فتوحش، زانوی ادب بر زمین می سایم و درود و سرودم را به تمامی لحطات عمر شادی آفرینم نثارشان می کنم.
یادش در دلها شاد و در یادها هماره یاد باد

یاد و یادگارش هماره شاد و گرامی باد

احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )

https://t.me/gilan1954

یادی از جانباختگان آبانماه سال نود و هشت


۲۴ و ۲۵ و ۲۶ آبان نود و هشت در همین روزها ملت ایران با خیزش سراسری خود برای عبور از حکومت جهل و تبهکار اسلامی، حرکتی غرور آمیز و در عین حال مسالمت آمیز را در جای جای ایرانزمین، پرچم رهایی در دست گرفتند تا به جهانیان نشان دهند که ما این حکومت تبهکار اسلامی را نمی خواهیم
اما گزمگان حکومت تبهکار، بی هیچ رحم و وجدانی، بر روی مردمان به پاخاسته، گلوله باریدند و سدها نفر را به خاک و خون کشیدند،
بی آنکه اعتراضی از جماعت نمازگزار، بسوی کعبه تبهکاران، مثل به اصطلاح ملی-مذهبی ها، اصلاح طلبان حکومتی، مذهبی های متمایل به حکومت و نیروهای چپ کمونیستی، مثل توده ای ها و اکثریتی ها، برخیزد که هیچ بلکه تمام قد، در این پیکار نابرایر ملت ایران که برای رهایی ایران و ایرانی به خیابان ها آمده بودند، پشت تبهکاران ایستادند و بر روی خون های ریخته شده آنها، دست افشانی و پایکوبی کردند
چرا؟
چون ملت ایران در این خیزش سراسری، شعار رضاشاه روحت شاد را می دادند و می خواستند با این شعار نمادین، در گوش کَر این جماعت فرو کنند که ما می خواهیم به خویشتن خویش ایرانی و نظام پادشاهی پهلوی پیوند بخوریم
اما در این سو، نا ایرانیان ایرانی نما، بی هیچ عذاب ِ وجدانی، آنچنان مشمئز کننده از حکومت تبهکار دلجویی و حمایت کردند تا به زعم خودشان با این دلجویی و حمایت، نظام گذشته برنگردد
یعنی در این جنگ ِ ایرانیان با اشغالگران بیگانه پرست، طرف اشغالگران تبهکار اسلامی ایستادند و ماهیت ضد ایرانی خودشان را برای بیشماران بار، نشان دادند
آری
آنها نه می خواهند و نه می پذیرند که ملت ایران در اکثریت مطلقشان، دل به ایرانی بدون اشغالگران تبهکار بستند و از هر چه بیگانه پرستی چه دینی و چه کمونیستی تنفر دارند
به عبارت روشن تر
آنها نه چشمی ایرانی برای دیدن دارند
نه گوشی ایرانی برای شنیدن دارند
و نه وجدان و فهم و درک ایرانی دارند
آنچه که در وجود آنها است، فقط ضدیت با تاریخ و فرهنگ ایرانی است
ضدیت با ملت ایران که برای باز پس گری ایرانشان از اشغالگران تبهکار اسلامی مبارزه می کنند، است
و همچنین ضدیت با موجودیت ایران در چهارچوب جغرافیایی و فرهنگی ایران است
زیرا هم تبهکاران اسلامی و هم عمله های آنها از طیف چپ گرفته تا مذهبی ها، همگی جهان وطنی هستند
یعنی وطن یا میهن را به رسمیت نمی شناسند
بلکه می خواهند از میهن و یا وطن، بعنوان سکوی پرش برای اشغال کشورهای دیگر، تحت عنوان امت جهانی اسلام در مدینه فاضله و یا انترناسیونالیسم پرولتری بهره بگیرند
و چنین است که ملت ایران امروز، با این دو طیف، درگیر مبارزه است
یک طیف حکومت تبهکار اسلامی است که ملت ایران با خون و جان و توان خود با آنها مبارزه می کنند و طیف دیگر عمله های کمونیستی و به اصطلاح اصلاح طلبی از نوع ملی-مذهبی و سد درسد مذهبی ها هستند که چون چوب زیر بغل حکومت جهل و جنون در مقابل ملت ایران مقاومت می کنند که تبهکاران اسلامی سرنگون نگردد
آبانماه سال نود و هشت در واقع، مصاف دلاور-مردان و شیر-زنان ایرانی، علیه اشغالگران حکومت تبهکار اسلامی ِ ضد ایرانی و عمله های آنها چه کمونیستی و چه مذهبی بود
و دردا که ملت ایران فقط با حکومت تبهکار اسلامی درگیر نیست بلکه باید با عمله های آنها چه چپ و چه مذهبی بجنگد
امسال با یادآوری رزم و خون دلاورمردان و شیرزنان ایرانی در آبانماه سال نود و هشت، با آنها پیمان می بندیم که
تا وقتی یک میهن دوست در ایران باقی بماند
یک قدم از سرنگونی اشغالگران تبهکار اسلامی و بی آبرو کردن و طرد نمودن عمله های آنها، عقب نشینی نمی کنیم
زیرا هر یک از ما میهن دوستان، یک پاتروتیست هستیم
و باور داریم امروز، جنگ بین میهن دوستان و جهان وطنان است
و نیک می دانیم که آینده از آن میهن دوستان خواهد بود
باشد که ملت ایران، اجازه ندهند که خون و رزم شیرزنان و دلاورمردان آبانماه سال نود و هشت پایمال شود بلکه در یک اتحادی فراگیر و شکوهمند، دست در دست هم، تمامی خیابانها و خانه ها و کارخانه ها و میادین فرهنگی و ورزشی و و و را به میدان نبرد تبدیل کنند تا چشم کور جهانیان و بویژه اروپائیان به روشنایی باز شود و گوش کرشان، شنوا گردد
و بسیار خوشحال و دلشادم که شیرزنان ِ دلاور و سلحشور-مردان غیور آبان ماه امسال را در جای جای ایرانزمین، خروش و خشم با کرامت بر تبهکاران اسلامی و همه عمله های آنها در طیف چپ کمونیستی و در صف مذهبی در هرشکلش باریدند و فقط شعار سرنگونی می دهند
با این نگاه
در مقابل تک تک به خاک افتادگان آبانماه سال تود و هشت، کلاه از سر بر می دارم و زانوی ادب در مقابل بزرگی و میهن دوستی آنها، بر زمین می سایم و به روان پاکشان درود می فرستم
نامشان همیشه یاد و جاویدان باد
احمد پناهنده
چهاردهم ماه نوامبر سال دو هزار و بیست و دو

https://t.me/gilan1954

برای دخترم و دختر همه ی ایراندوستان، گل خوشبو و زیبای ایرانزمین، نیکتا اسفندانی


به مناسبت سالگرد در خون غلطیدن و خاموشی دردناک او

تقدیم به دخترم گیلناز و همه ی دختران ایرانزمین

نه کلام شاعرانه در وصف تو، رسا و گویاست
و نه احساس زلال پدران و مادران دردمند
قلب های پراز خون ایرانیان را شکیباست
زیرا
غم پرپر شدن تو
دردی ست به وسعت عاطفه های سبز ایرانزمین
که چشم ها را اشکباران کرده است
گلها را خمیده قامت
و کبوتران عاشق را
شکسته بال و خونین جگر کرد
تازه چشم گشوده بودی و آینده زیبا را در رویای دخترانه ات، با ماه ِ همنشین ِ شبانه ات به گفتگو می نشستی
اما نمی دانستی که فردا، آخرین روز زندگی نوجوانی ات باشد
رفته بودی با دلی سرشار از امید به فردای روشن
فریاد ِ درگلو خفته و سرکوب شده ی پدران و مادران و همردیفانت را ترانه ی عشق بخوانی
اما همین که دهانت باز شد
و دست هایت در هوا مشت شد
تیر بی رحم اسلام تبهکاران، بر سرت نشانه رفت و خون را در گلویت بند آورد
آه نیکتا جان نیکتا جان
داشتم فکر می کردم که فردا وارد دانشگاه می شوی
زنی می شوی پیشرو
لباس عروسی ات را در فردای ِ رهایی از اشغالگران حکومت تبهکار اسلامی بر تن می پوشی
و تمامی ایران را سپید پوش و روشن می کنی
اما چه می دانستم که فردای فرداها را نمی بینی
چه می دانستم که بابا، آخرین بوسه بر گونه هایت می زنم
موهایت را شانه می کنم
صورت زیبایت را می بویم
چه می دانستم که آخرین شبی است که برای بابا دلبری می کنی و عشق بابا می شوی
روی زانویم می نشینی تا موهایت را ببافم و نوازش کنم
نیکتای من
دل بابا پر درد است
چشم بابا گریان
جگرش پرخون
درونش داغون
پس با دلی از درد فریاد می زنم
این تیر که سرت را نشانه رفت، تیری بود که قلب همه مادران و پدرانت را نشانه رفت
و ما امروز
هرلحظه می میریم و می گیریم
بعد می سرایم
و راستی
به چه گناهی کشته شدی؟
و به چه برهانی، سر نوجوانت را
دژخیم تبهکار اسلامی نشانه رفت؟
و ادامه می دهم
آنگاه
که گلی از شاخسار ِ جوان ِ زندگی پرپر می گردد
شرممان باد
که آسوده بر افتادن ِ گل ها را تماشا شویم
و وقتی که تیغ ِ تیز ِ تبر زمستان
گلوی ِ باغ ِ زندگی جوان راگردن می زند
بر ما زنهار
که فریاد نکشیم و بیدار نکنیم وجدانهای خفته را
امروز اگر این تیر وُ تیغ ِ تیز ِ تبر ِ مرگ را
بر سر و گردن
و قلب تپنده ی نیکتا حس نکنیم
فردا، گلهای باغ ِ زندگی ِ شاداب
با داس ِ دون ِ ددان گلو پاره می شوند
و ما همچنان فقط آه
پس بر ماست
و بر همه ی ماست
که کشتن زندگی را آرام ننشینم
و داس مرگ را از گلوی ِ درخت ِ زندگی
به نهایت ِ بی نهایت پرتاب نکنیم

احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )

نیکتا دختر نوجوان ۱۴ ساله، یکی از پرپر شدگان بیشمار ایرانی است که در 25 ماه آبان سال نود و هشت در خیابان ستارخان در تهران با اصابت شلیک گلوله به سرش ایرانزمین را سوگوار کرد .

https://t.me/gilan1954

هیز تویی هرزه تویی، زن آزاده‌ منم


برای یلدا آقا فضلی

این روزها حمله ی تبهکاران اسلامی و ارگان سرکوبشان بیشتر به سمت دختران جوان نشانه می رود، شلیک می شود و آنها را زندگی ِ جوان شان پرپر می کنند
چرا؟
برای اینکه این خیزش سراسری و ملی، جرقه اش با کشته شدن جنایتکارانه مهسا امینی توسط تبهکاران اسلامی زده شد و بهانه شان هم این بود که مهسا حجاب اسلامی مورد نظرشان را رعایت نکرده است
اما پس از جانباختن مهسا در راه آزادی و کرامت انسانی، خواهرانش در جای جای ایرانزمین در یک حرکت حماسی، روسری کنیزساز را از سر برداشتند و ضمن زیبایی- افشانی به تبهکاران پیام فرستادند که دیگر تمام است ماجرای ِ حجاب اجباری
و از آنجا که حجاب اجباری پاشنه آشیل تبهکاران حاکم است، سعی کردند در همان آغاز با سرکوب شدید و کشتار وسیع مانع شوند که این حرکت رهایی بخش وسعت پیدا کند و دختران و زنان بدون ترس و هراسی روسری را از سر بردارند
اما نه اینکه نتوانستند کاری از پیش ببرند و زنان سالار ایرانزمین را در این حرکت شکوهمند مانع شوند بلکه هر روز این حرکت حماسی ِ شیر-دختران و سالا-رزنان وسعت بیشتری پیدا می کند و می رود با این حماسه و پیوند خوردن با مطالبات سرکوب شده ی دیگر، اشغالگران تبهکار اسلامی و زن ستیز را از جای جای میهننان ایران جارو کنند
اما آخوندهای زن ستیز و زیبایی-بیزار چون با بکارگیری سرکوب نتیجه ای نگرفتند به رذیلانه ترین ترفند آن هم دروغ و انگ زدن بی سرو ته پناه آوردند و می خواهند با انگ فاحشه زدن به دختران شیردل و زیباروی، این حرکت حماسه و خیزش سراسری و ملی زنان را ترمز بزنند و خاموش کنند
ولی کیست که نداند دیگر دروغ های آخوندها هیچ خریدار و گوش شنوایی ندارد که هیچ بلکه دختران ما در هر کوی و برزن در مقابل این انگ ِ سزاوار خودشان، شعار می دهند
هیز تویی هرزه تویی
زن آزاده منم
آری در یک کلام فاحشه های کلامی، آخوندهای تبهکار اسلام سیاسی هستند که هیچ ارزشی را برای مقام زن به رسمیت نمی شناسند
و تازه ترین این دروغ و انگ ِ سزاوار خودشان را آخوند نبویان نشخوار کرده است
او می گوید:

«۶۰ درصد معترضان شراب‌خوار، فاحشه‌ و  فاسقه‌‌اند. دختری که فاحشه بود خودکشی کرد و ضدانقلاب آن را گردن نظام انداخت!»

منظور او یلدا آقا فضلی است که در چهارم آبان در تهران دستگیر شد و پانزده آبان او را به اصطلاح آزاد کردند
پنج روز بعد بطرز مشکوکی جان می بازد
نتیجه:
نتیجه این است که در زندان با توجه به کارنامه کثیف و زن ستیز آخوندها و گماشتگان ضد کرامت انسانی آنها، به یقین می شود قضاوت کرد که بر یلدا آزار جنسی روا داشتند و بی رحمانه به جسم و روحش تجاوز کردند و بعد تن و روح تجاوز شده ی او را آزاد کردند
حال پرسش این است که چه کسی در این میان فاحشه هستند
زن آزاده ای مثل ندا آقا فصلی
یا آخوندهای تبهکار؟
پاسخ به عهده وجدان های بیدار

احمد پناهنده
۲۳ آبان ۱۴۰۱

https://t.me/gilan1954

زمان، زمان عبور از اسلامیون تبهکار در هر طیفی است


فرقی نمی کند کدام جریان اسلامی باشند
باید و باید در این خیزش سراسری و ملی از همه ی نحله های اسلامی عبور کرد
زیرا اسلام و مذهب شیعه در ذات و فلسفه وجودی اش دروغگو
ریاکار
خرافات پرور
بیگانه پرست
انسان کش
ضد پرنسیب بشریت و حقوق فردی
زن ستیز
زیبایی-بیزار
تاریک اندیش
عقب گرا و مرتجع
و ضد آزادی و شادی و خنده و رقص و مهربانی و مهرافشانی و در راس آنها ضد کرامت انسانی هستند
پس باید در این خیزش ملی و سراسری و در ادامه آن، از تمامیت اسلام سیاسی تبهکار چه از نوع آخوندی
چه از نوع اصلاح طلبی
چه از نوع ملی-مذهبی
و چه از نوع مجاهدین خلق تروریست و ضد ایرانی، عبور کرد و فکر و اندیشه آنها را لجن مال کرد
زیرا خودشان همه از کروب تا میکروب لجن-فکر و متعفن-اندیشه هستند
نه فقط خودشان بلکه امامانشان
پیامبرشان
و همه راهبران عقیدتی شان از دم آدمکشان بی رحم هستند که فقط از دست رنج مردم می خورند و بعد بر شانه هایشان سوار می شوند و از طریق آنها دختران و پسرانشان را برای حفظ خود و حکومت اشغالگر خود می کشند
بنابراین در اینجا میانسالان و افراد مسن بهتر است تکانی به ذهن خود بدهند و از این خواب و  رخوت سالیان ِ دراز چشمان باز کنند و از روی ناآگاهی‌ داوطلبانه شمشیر تبهکاران را تیز نکنند که فردا بر فرقشان فرود بیاید
باید از همین امروز با این خیزش ملی و سراسری از هر نوع مراسم ارتجاعی و بیگانه پرستی آنها فاصله بگیرند
و از این طریق بازار تبهکاران اسلامی را بی رونق کنند تا بدانند که ایرانی را با بیگانه پرستی هیچ میانه ای نیست
یادمان باشد
هم محمد، پیامبر شان جنایتکار بود و هم علی  و حسین و دیگر رهبران عقیدتی شان.
شک نکنید
این جنایتکاران تبهکار و بیگانه ‌که امروز برایتان مقدس شده است هیچ خدمتی حتا به اندازه نوک سوزن به ایران نکردند که هیچ بلکه فقط از همان آغاز موجودیتشان، بر ایران و ایرانی ستم باریدند
کشتند
تجاوز کردند
اسیری بردند
و امروز هم آخوندهای تبهکار با وسعت زیاد و به تبعیت از آن جنایتکاران دیروز مثل محمد و علی و حسین و یک مشت از این رجاله ها بر ملت ایران و در راسش به زنان و دختران نوگل ایرانی جنایت می کنند  و مثل آب خوردن آنها را می کشند‌
اما تو فقط نگاه می کنی و سبکسرانه می گویی
انشالله گربه است
پس  تو که بی تفاوت از این جنایت ها می گذری و در مراسم بیگانه پرستی شان شرکت  و به آنها اقتدا می کنی، بدان تو هم در این جنایت همدست  هستی
هیچ شک نکن
تو هم در این جنایت و کشتار دختران و جوانان ایرانزمین همدست هستی
چرا؟
زیرا تو  بی تفاوت به جنایت و کشتار ِ این جنایت کاران ِ اشغالگر نگاه می کنی و سبکسرانه می خندی و برای دهن کجی به شیر-زنان و دلاور-مردان ِصحنه ی امروز خیزش ملی و سراسری آش نذری می پزی
روضه جنون پرور برگزار می کنی و کلاس قرآن و از این مزخرفات می روی
همین
احمد پناهنده
۲۱ آبان ۱۴۰۱

https://t.me/gilan1954

شادی، حق ِ هر انسان ِ با کرامت است


مگر می شود شادی را کُشت و رقص را در پیکرها مانع شد؟
به باور من همچنانکه نمی شود اشک را به وقت ِ درد و رنج از باریدن بازداشت و سوگوار بودن انسان را در از دست دادن عزیزی مانع شد، پس نمی توان خنده را بر روی لب ها با زور و دبننگ خشک کرد، رقص را در اوج شادی مانع شد و شادی را در چهره های شادی سالاران کُشت و منجمد کرد
نه نه اصلن امکان پذیر نیست
هرچند آمده بودند شادی و خنده را از ملت ایران بگیرند و رقص را همراه شادمانی به غم و ناله تبدیل کنند
اما مگر می‌شود با ناله و گریه و ماتم به جنگ شادی و خنده و رقص رفت؟
هرگز نمی شود رفت
چون هر دو لازم و ملزوم هم هستند و به موقع رخ می نمایند
زیرا این ویژه گی ها از خصایص انسان با کرامت هستند
آن هم اگر این انسان، ایرانی باشد
زیرا زندگی نیاکان ِ ایرانیان بر بستر ِ شادخوانی و شادخواری و شادگویی و شادرفصی، سفره ی شادمانی پهن کرده بود و غم را در سرسرای ِ کاشانه شان مکانی نبوده است که هیچ بلکه حتا باور داشتند که باید در غم از دست رفتن عزیزی، لباس روشن و سپید پوشید و شادی ِ فروخفته ی آن عزیز از دست رفته را در زنده ماندگان شکوفا کرد
آری
ایرانی با این فرهنگ پا به تاریخ انسانی گذاشته است و جشن و شادی و خنده و رقص و روشنایی را به استقبال شتافته است
برای همین در هرماه از سال که نام ِ روز با نام ماه، همنام می شد، آن روز را جشن می گرفتند
و این جشن ماهانه در کنار جشن های بزرگی چون جشن سده و یلدا و چهارشنبه سوری و نوروز و جشن های گاه انبارها، تمامی روزهای سالشان را جویباران شادی جاری می کرد.
حال یک مشت شادی-بیزاران
گریه و ناله دوستان
زن ستیزان
دشمنان رقص و پایکوبی و خنده آمدند که با فرهنگ عقب مانده ی تاریک اندیشی با فرهنگ گوهر آفرین و شادی سالار ِ ایرانی بجنگند
زهی خیال باطل
برای همین است دیشب یعنی پنجشنبه شب دختران و پسران زیباروی رشتی و گیلانی با موهای مخملین و آراسته ی خودشان، میدان شهرداری رشت را با رقص و پایکوبی در همبستگی با خدانور، هموطن بلوچ ما و رقص دل انگیزش، زیبا کردند
روشنایی باریدند
و شادی جاری کردند
اما تاریک اندیشان ِ زن ستیز، شادی-بیزار و روشنایی گریزان بر شادی و خنده و رقص و روشنایی هجوم بردند تا ایرانزمین را تاریک کنند
اما و صد اما
زهی خیال باطل
زیر همیشه نور و شادی و خنده و رقص بر تاریکی و ماتم و غم و گریه پیروز است

احمد پناهنده
۲۰ آبان ۱۴۰۱

https://t.me/gilan1954

روحانیون شیعه همه شان تبهکار و جنایتکار هستند


فرقی نمی کند کجا باشند و یا چه جایگاهی داشته باشند
به باور من همه شان از تبهکاری،
دستبرد به جیب و از سفره ی مردم
و امروز هم غارت کشور و ثروت ملی ایرانیان،
شکم خود وُ زن و فرزندشان را سیر می کنند
به معنی دیگر نیک اگر بنگریم این جماعت انگل صفت جز مفت خوردن، دروغ گویی، تبهکاری و خرافه پرستی هیچ خاصیتی ندارند
عرض کردم‌
همه شون تا وقتی این لباس بیگانه پرستی و دروغ‌پردازی را بر تن دارند، تبهکار و دروغگو و بی رحم و ضد ایرانی و مفت خور و خیانتکار و جنایتکار هستند
مگر اینکه این لباس را از تنشان در بیاورند و مثل یک انسان ِ شرافتمند وارد بازار کار شوند و کار کنند و از حاصل دسترنج خودشان، شکم ِ خود وُ زن و فرزند شان را سیر کنند
یادمان باشد
این آخوندها فقط بر ناآگاهی مردم حکومت می کنند و تا وقتی که مردم بی هیچ فکر و خرد وُ اندیشه ای، حاصل دست رنج شان را غیر قانونی و غیر انسانی و غیر اخلاقی تاکید می کنم غیر قانونی و غیر انسانی و غیر اخلاقی به آنها می دهند
نه تنها حقوق خانواده شان را پایمال می کنند بلکه روحانیون تبهکار شیعه را فربه و ثروتمند می کنند تا بر شانه هایشان بنشینند و از سفره شان بخورند و ببرند
بنابراین وقت آن رسیده است که این مردمان ناآگاه-امروز- در این خیزش مرگ و زندگی که گلهای خوشبوی وطن را آخوندها با پشتیبانی مالی و معنوی آنها پرپر می کنند، تکانی به خود بدهند و از آنها فاصله بگیرند تا در فردای سرنگونی عذاب وجدان نگیرند
چرا عذاب وجدان؟
برای اینکه همین مردمان ناآگاه بطور غیر مستقیم یا مستقیم و غیر عمد و یا عمد در همه ی جنایت ها
کشتارها
غارت ها
ویرانی ها
زن ستیزی ها
زیبایی و آزادی کشی ها
شریک و همدست هستند
وگرنه اگر این ناآگاهی و سواری گرفتن از مردمان ناآگاه نبود،  این جماعت گدا فترت باید سر چهار راه ها می نشستند و گدایی می کردند و یا بر سر قبور مردگان ناله ای می کردند تا شاید مردم از سر دلسوزی پول خردی در دستشان بگذارند
شک و تردید نکنید
فقط کافی است اندکی فکر و خرد خودتان را بکار بگیرید تا بفهمید چرا آن آخوندهای دانه درشت برایتان دست نیافتنی هستند؟
زیرا از حماقت و ناآگاهی شما، دست در جیب و سفره تان برده اند و امروز در قم و مشهد و و نجف برای خودشان بارگاه درست کردند تا شما برای دیدارشان سینه خیز راه بروید و دستشان را ببوسید
یادتان باشد تویی که به همین آخوندها کمک می کنی، تو هم همدست این جنایتکاران هستی
زیرا آنها به نمایندگی از شما ناآگاهان و یا حماقت شما، تُبَر زن ستیزی و آزادی کشی را بر می دارد و زندگی فرزندان شما را سر می برد و اجازه هم نمی دهند که اعتراضی بکنی و یا اشکی برای گلهای پرپر شده تان بریزی
پس بدان تو هم مقصری و در همه جنایت های آخوندها شریک هستی
بنابراین تکانی بخور
تکاتی به خود بده
و اسیر چشم آخوندهای مارصفت نشوید
بلکه بدانید شما پر پرواز دارید و می توانید از افسون چشم آخوندهای مار صفت فاصله بگیرید تا ملت ایران همه ی آنها را از سرزمین اهورایی ایرانزمین پاک و پاکیزه کنند

احمد پناهنده
۱۹ آبان ۱۴۰۲

https://t.me/gilan1954

خیزش سراسری تا سرنگونی ادامه دارد


وقتی ترس فرو می ریزد و دیگر رُعب کارایی اش را از دست می دهد
انرژی های سرکوب شده ی ِ سالیان آزاد می شوند و چون جویبارهایی از کوچه و پس کوچه های شهرها جاری می گردند و سر راه، بر بیگانه پرستان و تبهکاران اسلامی که کشورشان را اشغال کردند، هجومی سیل آسا می برند تا در نقطه ای به هم بپیوندند و به رودخانه ای تبدیل شوند
وقتی که این جویبارها در پیوستگی با هم رودخانه شدند، شتاب بیشتری می گیرند که جهت آنها پیوستن به دریای ملت ایران است
و ما این روزها هنوز در آغاز راه هستیم
یعنی در جای جای ایرانزمین، چون جویبارهای روان می رویم تا با پیوستن ِ هم به رودخانه تبدیل شویم
چگونه؟
همینگونه که امروز شیرزنان ِ سالار و دلاورمردان سلحشور بطور پراکنده خیایانها و دانشگاه‌ها و مدارس را در دست می گیرند و نیروهای سرکوب را خسته و بی انسجام می کنند
وقتی که این نیروهای سرکوبگر خسته شدند و انسجام شان را از دست دادند،جویبارهای خیزش ِ سراسری به هم می پیوندند و شهرهای بزرگ هر استان را رودخانه، جاری می کنند
وقتی که رودخانه شدند، این نیروهای سرکوب هستند که دیگر تردید بر آنها غلبه می کند و ترس از آینده ی خودشان تمامی ِ ذهن و روان و درونشان را اشغال می کند.
در این حالت، رودخانه های ِ جاری ِ مردم ِ استان ها در این دودلی وُ تردید و به هم خوردن انسجام ارگان های سرکوب، طوفنده تر می خروشند و ضمن گوشمالی دادن تبهکاران و هر آنکس که سر راه آنها قرار می گیرند، با سرعت به دریای همبستگی و پیوستگی ملت ایران می پیوندند
و آن روز است که دانه درشت های ِ تبهکاران اسلامی که در راس هرم قدرت هستند، فرار را بر قرار ترجیح می دهند و ارگان های سرکوب را تنها می گذارند
حال این دریای خروشان ملت ایران است که باید با این ارگان های سرکوب تعیین تکلیف کنند
که به باور من آن روزها، روزهای سختی برای آنها خواهد بود
زیرا که دیگر برای بخشیده شدن خیلی دیر است
و خوشا به حال آن کسانی که به موقع از ارگان های سرکوب فاصله می گیرند و در صف مردم برای رهایی میهنمان از اشغالگری ی علیه دانه درشت های تبهکاران در سطح کشوری و لشکری و سپاهی قرار می گیرند و از آتش خشم با کرامت ملت ایران بدور می مانند

احمد پناهنده
۱۸آبان ۱۴۰۱

https://t.me/gilan1954

عمامه پرانی


البته در این روزهای حساس و نبرد ِ بین زندگی و مرگ، عمامه پرانی عملی نیکو و در خدمت خیزش سراسری و جاری کردن خشم با کرامت ایرانی است
آما آیا کافی است؟
به باور من خیر
زیرا عمامه داران چه خرد و چه بزرگ، وجودشان سلب امنیت اجتماعی است
یعنی آنها نه تنها امنیت فردی و اجتماعی شهروندان را با خرافات و دروغ و تبهکاری و امروز کشتار و زندان و خفه کردن هر صدایی، سلب می کنند بلکه روح و روان شهروندان ناآگاه و مذهب زده را با مهملات و موهومات جنون آمیز متلاشی می کنند
پس باید محیط اجتماعی را برای این کسان ناامن کرد تا بدانند سلب امنیت و حقوق شهروندی ایرانی تبعاتی دارد که دودش در چشمان آنها هم می رود
چگونه؟
ابتدا با همین عمامه پرانی
و معنی آن این است که با انداختن عمامه شان می خواهیم بگوییم فردا خودتان را هم می اندازیم
چطور؟
در هرجایی که دیده می شوند نه تنها عمامه شان پرت می شود بلکه لباسشان را هم در می آورده می شود تا عبرتی شود برای دیگر خرافات پرستان
تا دیگر جرئت نکنند از خانه بیرون بیابند
زیرا آنها زیبایی کش هستند
زن ستیز هستند
درنده و وحشی هستند
و وجودشان هم یعنی
نفی آزادی
نفی زیبایی
و نفی امنیت است
و این همه تازه قدم اول است تا در قدم های بعدی کلیت نظام دینی و خرافی و جنایتکار و تبهکار سرنگون شود و دین و مذهب در جایگاه خودش قرار بگیرد
یعنی در فردای سرنگونی، همه ی دین ها و مذاهب باید تحت پوشش قوانین عرف قرار بگیرند و قوانین شرع در حقوق شهروندی و سکولار جایی نداشته باشند
باشد که بزودی شاهد این روزها باشیم و کشور اهورایی ایرانزمین از وجود متعفن و ضد ایرانی شان پاکیزه گردد و ارزش های ایرانی با نماد ملی اش حاکم شود
چنین و ایدون باد
احمد پناهنده
۱۷ آبان ۱۴۰۱

https://t.me/gilan1954