یعنی اینقدر بی شرف و بی وجدانی، آقای پائولوکوئیلو؟


یعنی اینقدر بی شرف و بی وجدانی، آقای پائولوکوئیلو؟

می دانم که از ادب بویی نبردی
اما با این سن و سال، باید کمی شعور کسب کرده باشی که بی مالیات و مثل یک عابر پیاده از شکم حرف نزنی بلکه از فهم و شعور ذهنی تان بهره بگیرید که حتمن هم آن را ندارید.
با خود می گویم
یعنی یک قالیچه و چند صد دلار پول، اینقدر ارزش دارد که آدم باید شرف و وجدان خودش را به حراج بگذارد و مجیزگوی کسانی شود که در بی رحمی و ضد انسان بودن، گوی سبقت را از همه ی آدمخواران و جنایتکاران تاریخ بشریت، ربوده اند؟
یعنی اینقدر بی شرف و بی وجدانی، آقای پائولو کوئیلو؟
آخر تو را چی به ابراز نظر سیاسی در مورد شخصیت ها، آنهم در مورد ایران
تو اصلن چه میزان آشنایی و یا آگاهی از ایران و ملت ایران و تاریخ ایران داری؟
اینکه یکبار به ایران سفر کرده باشی به خاطر گرفتن یک قالیچه یا چند هزار دلار از خون و چرک مردم ستمدیده ی ایران، دلیل نمی شود که پابرهنه وارد عرصه ای بشوی که صلاحیت و شعورش را نداری که هیچ حتا از ادب بدوری؟
نکند دوباره در این شرایط ِ قحط الرجال در حکومت اسلامی ِ ضد ایرانی، باز با یک قالیچه و چند صد دلار سبیلت را چرب کردند تا مثل خری نفهم، عرعر بکنی که:
«خفه ‌شو! ساواک مرده است، و اگر تو به دنبال یک کودتای دیگر باشی، مانند کودتایی که سازمان سیا در سال ۱۹۵۳ سازماندهی کرد، مردم ایران برای حمایت از کشورشان بر می‌خیزند.»
یعنی خیزش سراسری ملت ستمدیده ایران، اینقدر آزارت داده است که خوابت به هم بزند و در برزیل، آفتابه های مستراح آخوندهای اسلامی ِ ضد ایران و ایرانی را ردیف کنی؟
ای تف بر تو و آن کتابی که نوشتی که از شعور و ادب، مایه ای نداری
تو می فهمی که وقتی در این شرایط که سراسر ایران، ملت ایران، نام شاهزاده رضا پهلوی را ترانه و آواز می خوانند، توهین می کنی، یعنی به ملت ایران توهین کردی؟
می دانم این پرسش برای تو سخت است
چون نه شعوری داری و نه از ادب بویی بردی تا بغهمی توهین کردن یعنی چه
تو چکاره هستی که به شاهزاده رضا پهلوی می گویی، خفه شود؟
یعنی یک قالیچه و چند صد دلار پول باید تو را به این درجه از حضیض برساند که هذیان بگویی؟
نکند تو هم در روضه ی آخوندها جو گیری شدی و در مصیبت کربلا بر سر زدی و گریبان پاره کردی و اشک بیرون ریختی
راستش را بگو
وگرنه سندش را برای مردم فاش می کنم
حال که دروغ می گویی پس این هم سند گریه ی تو در روضه ی آخوندی
«کوئیلو روز پنج شنبه که مصادف با اربعین حسینی بود، ساعت ۱۱:۰۰ بامداد از هتل هما حرکت کرد و به بازدید از مراکز مذهبی و آیین‌های مذهبی ایران پرداخت. وی نخست به حرم حضرت عبدالعظیم رفت و به همراه همسرش به زیارت پرداخت و ادای احترام کرد… وی به شدت تحت تأثیر فضای روحانی حاکم بر جامعه ایران قرار گرفت و با مشاهده مزار شهدای گمنام به شدت گریست… بعد از ظهر روز پنج شنبه، به دیدن مراسم تعزیه امام حسین (ع) در بلوار اباذر تهران رفت… پنج شنبه شب در مراسم عزاداری امام حسین (ع) در منزل یکی از همکاران مرکز گفت و گوی تمدن‌ها شرکت کرد و تحت تأثیر داستان غم‌انگیز شهادت امام حسین (ع) گریست.»
خجالت نمی کشی مردک؟
می بینی چطور برای آخوندهای ضد انسان و ضد ایرانی در ایران، دم تکانی می کنی؟
حال می رسیم به عرعر دیگر تو در رابطه با به اصطلاح تو کودتا
تو اصلن معنی کودتا را می دانی؟
فکر نکنم بدانی. وگرنه اینطور بی مالیات حرف نمی زدی
حال برایت توضیح می دهم تا بفهمی و دفعه دیگر چنین غلطی نکنی که امروز کردی
معمولن، کودتا را یک زیر دست علیه مافوقش انجام می کند
مثل افسران ارتش یا شخصیت هایی از این دست علیه نخست وزیر یا رئیس جمهور و یا پادشاه کشور
در سال 1953 محمد رضا شاه بالاترین مقام کشوری و لشکری را دارا بود
نخست وزیر مقام درجه دوم را داشت
آخر چطور می شود که یک مقام بالاتر، علیه مقام پایین تر، کودتا کند؟
و این مقام بالاتر با این کودتا، چی می خواست بدست بیاورد که نداشت؟
حالا متوجه شده ای که یاوه می گویی؟
آری کودتا شده بود
آن هم از طرف مصدق، علیه پادشاه کشور در 25 مردادسال 1332 نه بر عکس
در پایان
توصیه من به عنوان یک نویسنده ی سیاسی و فرهنگی و شاعر، به شما این است که بهتر است به قول ما گیلک ها:
» تی هَندی چره، بچری»
یعنی در عرصه ای که سوادکی داری، بمانی و نه به خاطر یک قالیچه و چند صد دلار اینطور، وارد عرصه ای شوی که سوادش را داری و نه شعور آگاهی اش را
از این جهت است که اینچنین خودت را ضایع می کنی

احمد پناهنده
10 ژانویه 2018

Advertisements

شاهزاده رضا پهلوی، نماد و سمبل ِ یگانگی و یکپارچگی ِ ملت و چهارچوب ارضی ایران


شاهزاده رضا پهلوی، نماد و سمبل ِ یگانگی و یکپارچگی ِ ملت و چهارچوب ارضی ایران

اگر تا دیروز گوشها کَر بودند برای شنیدن
و چشم ها کور بودند برای دیدن
اما ما به اندازه قد و قامت و وزن و آگاهی و تجاربمان، چون بلبلان ِ خوشخوان، آوازی گوشنواز، در گوش همه ترانه خواندیم و سودمندانه قلم در خون و جگر بردیم و راستی ها را از ناراستی غربال کردیم تا شاید
خفتگان ِ خفته ی خفت
به بیداری باز کنند چشمان
و از این زمستان ِ خو گرفته ی سالیان
عبور کنند

آری

سخنی با بلبل ِ خوشخوان

ای بلبل خوشخوان
آوازت را
بلند بخوان
آنچنان بلند
تا
گوش ِ کَر ِ تاریخ
بَترکد
و خفتگان ِخفته ی خفّت
به بیداری باز کنند چشمان
و نگاه شوند
بهار را
که تو در گوشها
ترانه می شوی
تا شاید
حرکتی به خود دهند
و از این زمستان ِ خو گرفته ی سالیان
عبور کنند

احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )

و همگی دیدم که ملت بزرگ ایران، بی واسطه یا با واسطه این صدا و یا ندا و پیام را شنیدند و در آغاز زمستان با حرکتی یکپارچه و شکوهمند و شور انگیز، از یخبندان ِ رخوت و خواب رفتن، بیدار شدند و با شعار نفی حکومت اسلامی در تمامیش، به خویشتن ِ خویش ایرانی و به نماد و سمبل یگانگی و یکپارچگی ایران در چهارچوب ارضی اش، پیوند خوردند و بی هیچ ترس و هراسی در خیابانها فریاد می زنند:

رضا شاه معذرت
یا رضا شاه روحت شاد
و یا
ولیعهد ولیعهد کجایی
کنار ما بیایی

و دریغا که ملت ایران با همه ی تنگناها و خفقان ها و بگیر و ببندها، این صدا و پیام را شنید اما
به اصطلاح روشنفکران در همه ی نحله ها چه چپ و چه راست و یا میانه، از این حرکت و خروش ملت ایران دچار شوک شدند و دل درد گرفتند.
در واقع این تاریک اندیشان ِ به اصطلاح روشنفکر، هنوز در معز ِ گج کرفته خودشان، تونل آگاهی را باز نکردند تا فهم کنند که:
ملت ایران در تمامیتش، آنچه را که برایشان دارای اهمیت و مهم است، ایران و یکپارچگی ایران است.
و این پس گرفتن ایران، از دست راهزنان اسلام سیاسی در همه شکلش و عبور از همه ی نجله های فکری که ایدئولوژیکمان سر در آخور بیگانه دارند و بیگانه گان را بر ملت ایران ترجیج می دهند را، نه در حمایت از این و یا آن گروه بیگانه پرست بلکه حمایت از نماد و سمبلی می دانند که بیش از نفع فردی و گروهی، فقط به ایران و ملت ایران در تمامیتش می اندیشند.
یعنی این نماد و سمبل یگانگی و یکپارچگی ملت و چهارچوب ارضی ایران، تک تک ایرانیان در اقصی نقاط جهان و ایران را بدور از هرگونه تبعیضی، ایرانی می شناسد و برای حقوق پایمال شده و ارجمندی اش با همه جان و جهانش تلاش و مبارزه می کند.
بنابراین
تا دیر نشده است
این افراد که فقط منافع گروهی شان، بر منافع ملت ایران ارجح است، باید در این تندپیچ تاریخ، برای آینده خودشان هم که شده است، به صفوف ملت ایران بپیوندند و مثل بچه ی آدم بی هیچ اما و اگری در ته صف قرار بگیرند.
و فراموش نکنند که این ملت ایران است در تداوم مبارزات خودشان، به رهبری شان پیوند می خورند.
کما اینکه امروز در جای جای ایران و جهان، به این نماد و سمبل بی بذیل ِ یگانگی و یکپارچگی ملت در چهار چوب ارضی اش پیوند خوردند.

همایون و خجسته باد این پیوند ملت ایران با شاهزاده رضا پهلوی

احمد پناهنده
8 ژانویه 2018

سیلی محکم ملت ایران به همه ی نحله های اسلام سیاسی و حامیان آنها در قبیله ی چپ


سیلی محکم ملت ایران به همه ی نحله های اسلام سیاسی و حامیان آنها در قبیله ی چپ

خیزشی که در جای جای ایران، جرقه اش زده شد و اکنون به شعله تبدیل شده است، فقط و فقظ اسلام سیاسی در همه طیفش و حامیان آنها را در قبیله چپ، نشانه رفته است.

این خیزش در ذات وُ جان وُ روانش، ایرانی و برخاسته از نیروی انباشه شده در درازای ِ تاریخ، بر علیه بیگانه پرستی در همه شکلش است.

خیزشی که همه ی جرثومه های اسلام سیاسی را زیر چرخ قدرتمند ایرانگرایی اش زیر گرفت و دنده های ِ چپ ِ نماز گذار به سمت کرملین و پکن و هاوانا و کشورهایی از این دست که بویی از انسانیت و وجدان انسانی نبرده اند، در هم شکست.

آنجا که ملت ایران در جای جای ِ وطن در هر کویی و هر برزنی فریاد می زنند:

رضا شاه، روحت شاد

یا رضا شاه، معذرت

و یا شاهنشاه معذرت

یعنی سیلی محکم به گوش همه نحله های اسلام سیاسی، مجاهدین ضد ایرانی و چپ های ضد وطن است که همه ی تلاششان این بود که این شخصیت بی بدیل تاریخ ایران، رضا شاه بزرگ را در اذهان جوانان و ملت ایران، تخریب کنند.

اما نسل جوان امروز، بدون واسطه با مطالعه تاریخی، خدمتگزاران به تاریخ و ملت ایران را از خائنین به ملت و وطن فروشان در همه ی طیف ها تشخیص داد و بدور از هرگونه ریا و یا تظاهری، رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه ایرانساز و خدماتش را به ملت و تاریخ ایران ارج می گذارند.

بیچاره مصدفی های بدخت و زبون، که بود و، نبودشان، فقط دشنام دادان به خاندان ایران ساز پهلوی بوده و هست، در این روزها ماتم گرفتند و همه دچار جنون و هذیان گشته اند.

از این جهت است که ابله-عنتری بنام مشیری که در دشمنی با خاندان پهلوی، مرزی نمی شناسد، به تازگی عابر پیاده ای که سالها مهره ای سوخته و مرده است، بنام حسن ماسالی را دعوت می کند تا ترهات ذهن بیمار خودش را بنام یک مبارز، از اوضاع امروزی تحلیل کند.

این مردک به جای تحلیل، باز ذات کینه ورزانه و دهن کجی اش را به ملت ایران نشان داد و افاضه کرد که:

«حزب اللهی ها و شاه اللهی مارکس اللهی ها کنار هم همیشه تخریب گر بودند.»

در واقع این فرد بی سواد و عابر پیاده، می خواست شلی پای مصدقی خودش را به غمزه رفع کند که همه ی صفحات ِ کارنامه شان فقط، تخریب کردن خاندان پهلوی و خدمات اندازه ناگرفتی این خاندان به ملت ایران است.

بگذریم

و اما دوستان و دشمنان این خیزش سراسری ملت ایران

در آغاز مایل هستم، بگویم که من به عنوان یک ایرانی، که همه ی جان ِ جوان و زندگی و سرمایه ی انسانی ام را در راه آزادی ملت ایران از دست بیگانه پرستان اسلامی، هزینه کرده ام، هر کس در این شرایط به اندازه کرمی یا قدمی و یا قلمی وُ درمی، خیزش سراسری ملت ایران را یاری رساند، در صف دوستان ملت ایران قرار می گیرد و بر عکس:

و هر آنکس یا گروه و سازمان و حرب و یا کشوری، در این راه ِ سترک و دشوار و سرنوشت ساز، پشت ملت ایران را خالی کند و خنجر در پهلویشان فرو نمایند و از جنایتکاران اسلامی در همه شکلش، برای بقایشان به ازای تاراج کشور ایران، حمایت کنند، دشمنان ملت ایران هستند.

دیروز روسیه و چین و ترکیه را در راس دشمنان ایران، معرفی کردم. امروز اما می گویم هر آنکس که به هر دلیلی در این تندپیچ ِ تاریخ و خیزش سراسری ملت ایران، به ملت ایران پشت کنند، دشمنان ایران هستند.

مجاهدین خلق، دشمن اندازه ناگرفتنی ملت و تاریخ و تمدن ایران

هرچند این سازمان ضد ایرانی، تروریست و بی وجدان و ضد انسان، در مختصات سیاسی ایران مطرح نیست، اما به هوش باشیم که هستند کسانی و یا کشورهایی که می خواهند برای کند کردن خیزش سراسری ملت ایران، با مطرح کردن این بیگانه پرستان، به اسلام سیاسی در ایران کمک و خدمت کنند.

یادمان باشد که مجاهدین با همین آخوندهای اسلامی در ضدیت با ملت و تاریخ و تمدن ایران، هیچ فرقی ندارند بل بسیار انسان کش تر و ایرانی کش تر هستند.

رمز پیروزی ِ خیزش سراسری ملت ایران، پیوند خوردن به اعتصاب عمومی و سراسری است

برای اینکه خون جوانان و ملت ایران پایمال نشود، باید هر ایرانی، در هرجایی که شاغل هست، آرام آرام با هماهنگی با دیگر همکاران، دست از کار بکشند و یک اعتصاب عمومی را رهبری کنند.

در این صورت است که کارزار ِ جنبش نافرمانی مدنی به ثمر می رسد.

فراموش نکنید که امروزه در مختصات سیاسی ایران، شخصیتی پیشگام این مبارزات است، که همه جوانی و سرمایه انسانی و تاریخی خود را بی آنکه کوچکترین برگ تیره ای در کارنامه اش داشته باشد، مایه گذاشته است و ملت ایران، ایشان را به عنوان رهبری جنبش فریاد می کنند:

ولیعهد، ولیهند، کجایی

کنار ما بیایی

یا

رضا، رضا پهلوی

و یا

ای شاه ایران

برگرد به ایران

باشد که این نوشته کوتاه، کمکی هرچند ناچیز در پیشبرد مبارازات، در خیزش سراسری ملت ایران، باشد

چنین باد

احمد پناهنده

6 ژانویه 2018

درود بر شما ملت بزرگ و دلیر ایران


درود بر شما ملت بزرگ و دلیر ایران

بی هیچ گفتگو، کارزار ِ نافرمانی مدنی شما، علیه تمامیت ِ حکومت اسلامی و حلقه ها ی متصل و منفصل نیروهای چپ ِ خواهان ابقا همین حکومت اسلامی، شگفتی جهان آزاد و وجدانهای بیدار را در جای جای این گیتی، بر انگیخت و هر یک برای حمایت از شما دلیران ایرانی، از یکدیگر سبقت می گیرند تا از انگ خوردن همکاری با حکومت ضد ایرانی آخوندهای اسلامی فاصله بگیرند.
هرچند اروپا خیلی دیر وجدانش بیدار شد و لاک پشتی حمایت خود را از شما اعلام کرد. اما بدانید که اروپا در تمامیتش، کشورهای کاسبکار هستند و تا لحظه ی آخر و دقیقه نود، فقط به جیب خود نگاه می کنند تا به ارزش های انسانی و حقوق بشری
مگر اینکه عرصه از هر سو بر آنها تنگ شود
این تنگ شدن عرصه بر آنها، به مقاومت و پیگیری شما دلیرمردان و شیرزنان ایرانی بستگی دارد که همزمان با تصرف خیابانها، سنگرهای دیگر حکومت اسلامی را تسخیر کنید.
یعنی در حالی که تظاهرات مسالمت آمیز خیابانی را در ابعاد بیشتر و گسترده تر ادامه می دهید، از کارگران کترخانه ها و گارگاه ها و معلمین و تاکسی داران و بیمارستانها و کارکنان شیلات و فرودگاه و مهمتر از از همه، کارکنان و کارگران شرکت نفت بخواهید که دست به اعتصاب سراسری بزنند و همچنین شعارها هم باید همزمان، علاوه بر متمرکز شدن، بر خدمات خاندان پهلوی و در راسش، شاهزاده رضا پهلوی، به سمت اعتصاب عمومی برود.
در این هنگام است که اروپا، وجدانش از خواب بیدار می شود و تمام عیار پشت خیزش سراسری ملت ایران قرار می گیرد.
یادمان باشد
دوستان تاریخی ما در جهان، آمریکا و اسرائیل و اروپای آزاد و کشورهایی همسو با جهان آزاداست و در مقابل روسیه و چین و امروز ترکیه ی اردوغان، دشمن ایران و ملت ایران هستند.
همچنین فراموش نکنیم که روسیه در این میان، خصم مادرزاد ایران در این چند قرن اخیر بوده است و همیشه چشم طمع به خاک و آب کشور ما داشته است و در اثر بی لیاقتی دودمان قاجاریه و پدران همین آخوندهای اسلامی ضد ایرانی، بیش از یک سوم، خاک ایران را از تن زخمی ایران جدا کردند.
امرو.ز هم شرم نمی کنند که به شما دلیر مردان و شیر زنان به پا خواسته ایرانی و بطور کلی ملت ایران پشت کنند و چوب زیر بغل همین آخوندهای جنایتکار بشوند.
خوشحال و قوی دل باشیم که جهان آزاد و در راسش، آمریکا با چشمانی باز، همه ی عملکرد ِ حکومت اسلامی را زیر نظر دارند و مطمئن باشیم که دست آخوندهای جنایتکار مثل زمان اوباما باز نیست که راحت، خیزش سراسری را سرکوب و ملت را کشتار کند.
بلکه هر گونه ناپرهیزی از جانب حکومت اسلامی در این باره، پرونده ی تک تک آنها را در جنایت علیه بشریت سنگین و سنگین تر می کند و فردای نزدیک باید در جایگاه متهم بنشینند و جام زهر را سر بکشند.
در پایان مایل هستم به اطلاع برسانم که رسانه ی بی بی سی در خدمت آخونذهای جنیتکار اسلامی است و بارها ثابت کرده است که یک ایران سربلند را خاری در چشم می پندارد.
و دردا که ایرانی نماهایی، عمله ی این رسانه ی ضد ایرانی شدند و به خاطر شندر غاز، ایران و ملت ایران را چوب حراج زدند و می زنند
ای تفو بر شما ضد ایرانی و ایران تفو
باشد که این نوشته کوتاه بتواند، چراغ راهی شود برای تشخیص دوست از دشمن و همچنین تداوم تظاهرات خیابانی و گره زدن آن به اعتصاب سراسری
چنین باد
احمد پناهنده
3 ژانویه 2018

پیوند خوردن ِِخیزش سراسری ملت ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی


پیوند خوردن ِِخیزش سراسری ملت ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی

هرچند آغاز ِ این خیزش با شعار علیه گرانی و فساد، جرقه زده شد اما چندی نگذشت که شعارها به سمت عبور از حکومت اسلامی با همه ی جناح ها و دسته بندی هایش پیش رفت و مرگ بر خامنه ای و مرگ بر روحانی را طنین انداز کرد.
پر واضح است که رسیدن به چنین شعارهای سلبی و همه گیر کردن آن، پیش درآمد ِ شعارهای اثباتی است.
یعنی از نظر منطق ِ سیاسی و مبارزاتی، وقتی که موضوع یا چیزی را رد می کنیم، حتمن جایگزین بهتری برای آن پیدا کرده ایم.
بنابراین ملت ایران در خیزش سراسری شان وقتی شعار سلبی، چون مرگ بر خامنه ای و مرگ بر روحانی و یا جمهوری اسلامی نمی خواهیم را فریاد می کنند، طبیعی است که به دنبال آن، جایگزین مطلوب ترشان را شعار دهند.
و اگر خوب به شعارها توجه کرده باشیم، همه ی آنها به سمتی می رود که شاهزاده رضا پهلوی، محور آن است.
به معنای دیگر، تکامل ِ شعارها به سمت این محور، یعنی پیوند خوردن هرچه بیشتر خیزش سراسری ملت ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است.
بنابراین ملت ایران در بزنگاه تاریخی و بیخ گوش اسلامیون حاکم، فریاد می زنند
رضا، رضا پهلوی
ای شاه ایران، برگرد به ایران
ولیعهد کجایی، به داد ما بیایی
تا اینجا، بدور از هر گونه حُب و بُغضی، اگر ریگی در کفش نداریم . یا به خواسته های ملت ایران در این خیزش سراسری احترام می گذاریم و به ایران و ایرانی می اندیشیم، بدون هیچ اما و اگری و یا پیش شرطی، باید پشت سر ِ شاهزاده رضا پهلوی صف بکشیم تا این رهبری بتواند بطور هماهنگ و بسیار قوی، خیزش سراسری ملت ایران را با کمترین هزینه به ثمر و به مقصد برساند که همانا سرنگونی تمام عیار اسلامیون حاکم و اسلام سیاسی است.
یادمان باشد
که هر کدام از ما، چه بصورت فردی یا گروهی و سازمانی و حزبی، وزنی خُرد داریم و در واقع عددی نیستیم که در مقابل طرفداران و هوا خواهان شاهزاده رضا پهلوی که وارث تاریخی دو هزار پانصد سال شاهنشاهی در ایران و همچنین سرمایه ی بی بدیل ملت ایران هستند، صف آرایی کنیم و مطمئن باشیم که هرگونه صف آرایی کردن در مقابل شاهزاده رضا پهلوی، آن هم در این شرایط، در واقع پشت کردن به خیزش سراسری ملت ایران معنا می گیرد و در کارنامه ی ناشاد ما ثبت می شود.
بنابراین بهتر این است که افراد و گروه ها و سازمانها و احزاب، اگر دستشان در همکاری با همین اسلامیون ضد ایرانی حاکم، آلوده است، بیش از همه در پیشگاه ملت ایران، زانوی ادب بر زمین بسایند و از گذشته ی ناشاد و فاجعه بارشان، پوزش طلبی کنند و بعد مثل بچه ی آدم در ته صف قرار بگیرند.
چون در فردای پیروزی خیزش سراسری ملت ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی، به نفع شان خواهد بود که بالاخره در میان هزاران برگ تاریک، یک برگ روشن هم در کنارنامه شان به یادگار ثبت کردند.
همچنین نظامیان در همه طیفش، باید سوگندی که در آغاز خدمت ِ سربازی خوردند، به آن وفادار باشند.
و بدانند پولی که از ملت ایران به عنوان حقوق کسب می کنند، برای مردم و امنیتشان و همچنین حفظ ایران در چهارچوب ارضی و آبی و هوایی اش کار کنند نه اینکه برای حفظ مقامشان، ملت ایران را سرکوب نمایند.
و مطمئن باشند ملت ایران در این روزها، تمامی عملکرد آنها را زیر نظر دارند.
روحانیان غیر سیاسی هم تا دیر نشده است، صف خودشان را با صدای رسا از اسلام سیاسی و روحانیان سیاسی حاکم جدا کنند و به ملت ایرا بپیوندند و از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کنند.
همچنین، امروز به گفته شاهزاده رضا پهلوی، فقط آزادی ایران مطرح است که در کارزار ِ یک نافرمانی مدنی بدور از هرگونه خشونتی پی گرفته می شود.
پس از این است که در فردای آزادی ایران، مجلس موسسان درست می شود
قانون اساسی نوشته می شود
و نوع شکل نظام را ملت ایران در یک رفراندم تعیین می کنند
حال این گوی و این هم میدان
هرکس ریگی در کفش ندارد و به ایران و ایرانی می اندیشید، باید به اندازه قد و قامت و وزنش، پای در میدان بگذارد و بدانند فردا خیلی دیر خواهد بود.
و به قول آلمانی ها
دیگر دیراست و قطار هم رفت

احمد پناهنده
2 ژانویه 2018

شب ِ ژانویه ی رهایی ملت ایران کلید خورده است


شب ِ ژانویه ی رهایی ملت ایران کلید خورده است

می، در ساغر وُ ساغر در دست
به لبی تر نماییم، همگی گردیم مست
رخ ِ ایران ببوسیم و بغل، مادر را
شوق ِ دیدار ِ وطن این دلمان را سرمست

امسال برای ما غربت نشینان و جلای وطن کرده ها، شب ژانویه را لطفی دیگر است و می توانیم با ملت ایران شاد باشیم که خیزشی را کلید زدند که می روند، روزهای روشن و شادی سالار را به ایران برگردانند.
اعتراف می کنم که.هر سال در این روزان و شبان ِ قبل از فرا رسیدن ِ شب ِ ژانویه، احساسی عجیب و غریب در من، مرا بی تاب می کند و جسم و جانم را به آن سوی، که سرای عشق بود و ُعاشقی بود
به پرواز ، بال می گشود
و در شب های طولانی ِ سرد وُ سیاه
در محفل ِ گرم ِ دوستان و رفیقان ِ دیارم
چهره ای گلگون از شراب ِ ارغوان، نقش می زند.

شب هایی که شب ِ چله را شمع فروزان می کردیم
و شرابی در جام
کام را شیرین
و گونه ها را انارگون
سرخ و شاداب نقش می زدیم
و تنمان را به حرکتی رقصان
چون شادمان عروسان
تکانی از دل می دادیم.
زیرا دلمان خوش بود
که امنیتی
سفره ای
سازی
آوازی
و حالی بود
و شوق از هر سویمان
ذوق ِ زنده بودن را در ما جوان می کرد
و جوان می شدیم برنا تر از روز قبل
شبان ِ ما در شور ِ مستی
در هستی ِ عشق ِ شرابگون
در شادمانی ِ کنسرت ِ قورباغها
همراه ِ نیلوفر ِ نشسته بر آب ِ تالاب ِ دیار
چون غزل خوانان ِ شب های ِ مستی
در زیر نور مهتاب
شاداب عبور می کرد
و روزان ما چون بهاران ِ شادمان
در جویباران
همسایه ی آبشاران می شد
و کوهساران را از شقایق زاران و لاله زاران سیراب می کرد
و برنجزاران را با عطر ِ معطر ِ گلبرگ ِ سبز ِ چای، در چای زاران پیوند می زد.

آه چه شب هایی و چه روزهایی آنچنان شاداب گذشت وُ گذشت طوری که در این دیار ِ غریب، آن شادمان روزان و شبان را آه می کشیدیم و می کشیم.
و اعتراف می کنم که امشب من، بعد از سالیان طولانی، بسیار خوشحال و دلشادم که آن روزان و شبان، آرام آرام پنچره ها و دروازه های بسته شده بر روی شادی و شادمانی را باز می کنند و با هجومشان، غم و ناله و گریه و عزا و مصیبت را به همانجایی می فرستند که از آنجا آمده است.
آری
باز شب های شادی و سرمستی فرا می رسد
شب هایی که سری به میخانه می زدیم
و چهره ها را چون شراب ِ ارغوان، گلگون می کردیم
و مست در دست
جام ِ باده
با پای ِ پیاده
راهی ِ دریا می شدیم
و با نسیم ِ آب
چون صدف شاداب می گشتیم
سحرگاهان سفره ی صبحانه را در باغ ِ سبز ِ پر گل پهن می کردیم
و چون زنبورهای عاشق از گلها شهد می نوشیدیم
و مثل پروانه ها
پرواز می کردیم
در کنار ِ یار در گلزار
گل می شدیم و یکدیگر را پیکر می بوییدیم
و دیوانه می گشتیم
آتش می گرفتیم و رقصان و جانانه می شدیم
شور و شیدایی و رسوایی
درد را از جانمان بدر می کرد
و غم را بیگانه می شدیم
و تن ِ گلبرگ ِ گل را در آن شب های ِ شور و شراب، بستر خود می کردیم
و نور مهتاب
چراغ ِ خواب ِ ما می شد

آری
و آن شب
شب ِ من و شب همه ی خسته دلان است
آن شب، شب ِ شراب ِ ارغوان است
آن شب، شب ِ مستی و شوریدگی ِ جان است
آن شب، شب ِ دیدار ِ رخ ِ یار و بوسه از لب ِ تبدار است
آن شب، شب ِ شادمان ِ شاداب است که بر افتادن شب را به نگاهی درانتظار ِ شادی، سحر می کنیم
و باز اعتراف می کنم که من امشب بسیار خوشحال و دلشادم که ملت سرفراز ایران با خیزش سراسری شان، می روند تا به به خویشتن خویش ایرانی شان پیوند بخورند و دوباره شادی و شادمانی و خنده و رقص و رعنایی را به ایران برگردانند که سالها در دست مشتی گریه صفت و ناله خو اسیر شده است.

احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )

پیام مردم ایران در خیزش سراسری


پیام مردم ایران در خیزش سراسری

در یک کلام پیام مردم ایران، در خیزش سراسری، گره خوردن به خویشتن ِ خویش ِ ایرانی و بازگشت به نظام پادشاهی و پاسداشت ِ خدمات ِ خاندان پهلوی و دو پادشاه بزرگ ایرانساز است.
هرچند این خیزش، نطفه اش در اعتراض به فساد و گرانی و بیکاری، بسته شده است اما هدفمند به سمت شعارهایی رفت و می رود، که نشان می دهد ملت ایران در طی این چهل سال حکومت دروغ، و نیروه های به اصطلاح اپوزیسیون ِ دروغین تر و همکار و یار و غار همین حکومت دروغ، بیدار شده اند و دیگر دروغ و رهنما زدن به چپ و بعد به راست پیچیدن، هیچ کاربرد و اثری ندارد.
دیروز گفته بودم که به دروغ، شیخ ابله ای بنام شیخ حسن را باد کردند و چندین میلیون رای بنام او نوشتند و نیروهای چپ در همه رنگش برایش رقص عنترگونه کردند و انگشت رنگین نشان دادند تا به دروغ بگویند، مردم، طرفدار همین جانیان حاکم در حکومت اسلامی هستند، اما امروز این دروغ شان با شعار مرگ بر روحانی در جای جای وطن، افشا شد که این شیخ ابله جز طیف آخوندهای خونخوار و عمله هایش، جایگاهی میان ملت ایران ندارد.
نه این شیخ ابله بلکه همه ی شیوخ دانه درشت از سید علی گرفته تا جنتی و خاتمی و موحدی کرمانی و رئیسی و و و، هیچ جایگاه و پایگاهی در میان ملت ایران ندارند.
حال بگذارید هم حکومت اسلامی بر سرش بزند و هم اپوزیسیون چپ در همه رنگش
زیرا بارها گفته ام و نوشته ام که این دو طیف سرنوشتشان به هم گره خورده است و نابودی یکی، دیگر را هم نابود می کند.
مثل دیروز که مجاهدین ِ تروریست ِ ضد ایرانی، سرنوشت خودشان را به سرونشت ِ صدام حسین متجاوز و ضد ایرانی گره زده بودند.
و عجبا که امروز، مشتی افراد بی مقدار و عمله ی همین حکومت اسلامی از موضع اپوزیسیون، شعارهای ملت ایران را در خیزش سراسری، شعارهای انحرافی زوزه می کشند و یا می گویند ملت ایران جوگیر شده است.
خوب توجه کنید به این پارگراف:
» شعار «رضا شاه،‌ روحت شاد»‌ شعاری انحرافی و به شدت خطرناک است. «رضا شاه» وجود ندارد، نمی‌توان او را زنده کرد، نمی‌توان او را به قدرت بازگرداند اما در شرایط خاص می‌توان «بدیل»‌ او را ساخت و به ملت قالب کرد.
چنانچه کسی تمایلی به «رضا پهلوی» دارد، چرا شعار در حمایت از وی نمی‌دهد؟ آیا تعارف دارد؟ چرا آدم حی و حاضر و زنده را ول کرده و به مرده می‌چسبد؟»
عجب
ترس از سقوط ِ حکومت اسلامی که شاخ و دم ندارد
ما در پاسخ می گوییم، عجله نکنید، همین امروز در قم شعار دادند:
ای شاه ایران
برگرد به ایران
خب دیگر چه جوری فریاد کنند تا عمله ای مثل تو بفهمد؟
تازه، ملت ایران شعار ِ
رضا شاه، روحت شاد را
روبروی مسجد ِ گوهر شاد مشهد دادند که می خواستند، با این شعار پیامی قابل فهم به آخوندها و عمله هایی مثل تو بدهند.
حال تو بگو این شعار انحرافی است
مردم ایران در جای جای ایران فریاد زدند:
ایران که شاه ندارد
حساب و کتاب ندارد
معنی اش به روشنی این است که ملت ایران، یک نماد و یا چشمی می خواهند که نگهبان ایران و چشم ِ حساب و کتاب ملت ایران باشد.
یعنی نظام پادشاهی
یا شعار می دهند:
«چه اشتباهی کردیم، که انقلاب کردیم»
معنی اش این است که کار پدران و مادران ما اشتباه بوده است. و نظام پادشاهی برای ملت ایران بهترین و ایرانی ترین نظام بوده و هست.
و از وقتی که این نظام سقوط کرد، ایران و ملت ایران در تمامیتش سقوط کردند.
حال باز تو بگو این شعار انحرافی است
مردم ایراندوست رشت شعار می دادند:
» می میریم، می میریم، ایران وُ پس می گیریم»
معنی این شعار هم بسیار روشن است و مردم پاک سرشت رشت می خواهند بگویند و یا این پیام را برسانند:
که چهل سال است ایران را اشغال و ملت ایران را اسیر کردند. حال زمانش فرا رسیده است که حتا با هزینه کردن جانمان، ایران را پس بگیریم و ملت ایران را از اسارت نجات دهیم.
شعارهای مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر روحانی
جمهوری اسلامی نمی خواهیم
هم بسیار واضح است و نیازی به تفصیر ندارد
و راستی از چی می ترسید که هرگاه ملت ایران بلند می شود، شماها ماهیت پلید خودتان را نشان می دهید و زیر چادر همین حکومت اسلامی خیمه می زنید؟
یادمان باشد و فراموش نکنیم که اگر این خیزش سراسری را سرکوب کنند، فکر و خواسته ملت ایران، سرکوب شدنی نیست.
در نوشته ی بعدی بیشتر توضیح خواهم داد

احمد پناهنده
برلین
30 دسامبر ِ 2017

از سیاست ِ مشت ِ آهنین ِ پریزیدنت ترامپ حمایت کنیم


از سیاست ِ مشت ِ آهنین ِ پریزیدنت ترامپ حمایت کنیم

اگر تا دیروز مماشات گران اروپایی و دیگران، برای پر کردن کیسه ی خود از خون و چرک ملت ها، با گشاده دستی به آدمخوران حاکم در این ممالک امتیاز می دادند تا هرچه بیشتر از ملت ها بدوشند، امروز دیگر این سیاست های مماشات گرایانه به بن رسیده و رنگ باخته است.
پافشاری بر این سیاست می تواند منطقه خاور میانه را به آتش بکشد تا از شعله هایش جهان و جهانیان را بسوزاند.
راه حل چیست؟
بارها گفتم و نوشتم که راه حل مبارزه با تروریسم و رژیم های حامی تروریست و توسعه طلب و انسان کش، مشت آهنین است.
به این معنی که این جانوران آدمخوار که بر شانه های افراد بی سواد و نادان و جاهل سوار شده اند، فقط زبان زور می فهمند و بس
کافی است نگاهی به سیاست های مخرب و ویرانگر کارتر و اوباما در ایران و سایر کشورهایی که تروریسم و انسان کشی، به اصل اولشان تبدیل شده است، توجه کنیم تا میزان مخرب بودن اینگونه سیاست های مماشات گرانه و امتیاز دادن ها را فهم کنیم.
بنابراین باور دارم و با صدای رسا فریاد می زنم که امروز و این روزها هر گونه مخالفت با سیاست های دوران ساز پریزیدنت ترامپ، حمایت از تروریسم و و خیمه زدن در اردوگاه آدمخواران و ویرانگران ِ نظم جهانی است.
سیاست ِ اورشلیم پایتخت، اسرائیل را باید از این دیدگاه تحلیل کرد که هیچگاه نباید به تروریست ها و حامیان تروریست که چپ های متصل و منفصل در جهان هستند، امتیاز داد و داد و قال و ناله هایشان را جدی گرفت و پشیزی برایشان ارزش قایل شد.
زیرا چپ هی متصل و منفصل تا امروز نشان داده اند که نه تنها ارزشی برای ملت خود و منافع ملی شان قایل نیستند که هیچ بلکه امروزه در اردودگاه جنایتکاران علیه بشریت لانه کرده اند و در همه جنایات آنها شریک و همدست هستند.
دیروز در مقابل این طیف چپ که از مرسی تروریست دفاع می کردند، به تنهایی سینه سپر کردم و از ژنرال السیسی دفاع کردم که باید با مشت آهنین، ملت مصر را از آدمکشان اخوان المسلمین نجات دهد و مشاهده گر راهی نباشد که روشنفکران طرفدار بربریت در ایران برای آدمکشان اسلامی از نوع شیعه ی اثناعشری فراهم کردند.
امروز هم می گویم که با سیاست های مشت آهنین پریزیدنت ترامپ موافق هستم که به وعده های انتخاباتی اش عمل می کند و می رود تا با این سیاست، نظم نوینی را در خاورمیانه و جهان ایجاد کند.
با این توضیحات باید تمام عیار از سیاست ِ اورشلیم، پایتخت اسرائیل که پریزیدنت ترامپ رهبری اش را به عهده دارد، حمایت کرد و پشیزی هم به حرف های صد من یک غاز تروریست ها و چپ های حامی جنایتکاران علیه بشریت قایل نشد
چنین باد

احمد پناهنده
یازده دسامبر 2017

باز هم زلزله، باز هم به خاک و خون نشستن ملت ایران، باز هم ویرانی ایران


باز هم زلزله، باز هم به خاک و خون نشستن ملت ایران، باز هم ویرانی ایران

بعد از شنیدن این خبر دردناک، آنچنان در شوک و کابوس بسر می برم که قلم در دستم نمی چرخد و ذهنم برای بارش کلام، قفل شده است

آخر

خبر بسیار سنگین بود

به سنگینی البرز کوه

و سخت و دردناک بود

به دردناکی ِ دردهای انباشته شده ی ستمی که اسلام، بطور عام و مذهب شیعه در شکل خاص، بر تاریخ و فرهنگ و ملت ایران فرود آورد

و دردا و دریغا که امروز

این رهروان ِ

راهزنان ِ

بیابانگردان ِ بیگانه

در هر گوشه ای از ایران، بر ایرانیان ستم می بارند و ثروت زیرزمینی و روی زمینی و استعدادهای بی مانند انسانی و تاریخی و فرهنگی ایرانیان را، نه برای ایرانیان بلکه برای بیگانگان متجاوز به ایران و ایرانی، خرج می کنند.

در اوگاندا بیمارستان می سازند

برای حزب الله ِ تروریست پول و سلاح می فرستند

برای حوثی های آدمخوار یمن، از رنج و خون ِ سفره ی مردمان ایران، موشک می سازند

و برای سوریه و بشار اسد ضد بشر، نفت و میلیاردها دلار از کیسه ی ایرانیان هزینه می کنند.

دیروز دریاچه ی رضاییه را به حد خشکی رساندند

و دریاچه ها و آبگیرهای دیگر را بر اثر بی دانشی و تهی از احساس و وجدان ایرانی، خشک کردند

اما و صد اما وقتی که یک حادثه ی طبیعی، زمین کرمانشاه را لرزاند و زندگی چند صد نفر از هموطنان شریفمان را گرفت

دانه درشت ها و خرده و ریزهای اسلامی از مردم خواستند صدقه بدهند، تا این بلایای طبیعی نقصان پیدا کند

یکی دیگر می گفت که مسبب این زلزله بی حجابی زنان است

مرتجع دیگری می گفت، این زلزله هشداری است برای زلزله ی بزرگ ِ زلزال در آخرت که خودمان را آماده کنیم

شیخ حسن ابله هم گفت که این زلزله یک آزمایش الهی است

و هریک روضه ای عرعر کردند اما دریغ و درد، از اندکی یاری و کمک به ستم دیدگان و از دست دادگان مال و جان

استاندار کرمانشاه می گوید، یکی از مشکلات ما این است که کمبود آمبولانس برای حمل مجروحین داریم

و این در حالی است که همین روزها 800 آمبولانس را برای اربعین یک بیگانه و ضد ایران و ایرانی، به کربلا بردند تا از امت بدبخت و نادان سواری بگیرند و قلاده بر گردنشان ببنند و مثل سگ آنها را به این طرف و آن طرف بگردانند.

آری

زلزله کرمانشاه

هشداری است به ملت ایران و غفلت زدگان و نان به نرخ روز خوران بیمار اسلام زدگی

هشداری است برای بیداری

هشداری است که اگر همصدا نشوند و صدایشان را به فریاد تبدیل نکنند و از این شرایط جهانی که حکومت اسلامی را در همه سو، دهان بند و دست بند و پا بند زده است، بهره نگیرند

همان بر سرشان خواهد آمد که امروز بر سر کرمانشاه آمد

و باید بدانند و بفهمند تا این حرثومه های فساد و بیگانه پرستی در قدرت است، هیچگاه رفاه و شادی و خنده به سوی مردم، پنچره نمی گشاید.

باید بدانند و بفهمند که این دزدان و غارتگران ثروت ملی ایران، مشتی بیگانه صفت و بیگانه پرست هستند که هیچ دلسوزی و وجدانی برای ایران و ایرانی ندارند

اگر امروز و در این روزهای مناسب جهانی، انگشتان خودشان را مشت نکنند، مشت بیگانه پرستی قامتشان را می شکند و در خاک دفن می کند.

باید بیدار شوند و بفهمند که اگر خود برنخیزند، فردا کشورهایی که برای منافشان احساس خطر می کنند، جنگ را به داخل ایران می کشانند و آنگاه خسارات و صدمانی اندازه ناگرفتی باید بپردازند.

باید بیدار شوند و فهم کنند که هر گونه همراهی با حکومت اسلامی و ضد ایرانی در قدرت، یعنی کندن گور خود با ناخن خودش است.

باید بیدار شوند و بفهمند که رای دادن به هر مناسبتی به این ضد ایرانیان اسلامی، یعنی استقبال از ویرانی کشور و کشتار ایرانیان و خود است

و باید این مردمان ناآگاه و جاهل که امروز با پای پیاده برای اربعین یک بیانگرد ضد ایرانی، به کربلا می روند، بفمند که امروز در کمک نرساندن به زلزله زدگان کرمانشاه، با حکومت ضد ایرانی اسلامی همدست هستند و هیچ فرقی با سلمان پارسی های دیروز ندارند

و باید بدانند در فردای آزادی میهن ایرانی، ملت ایران این جاهلان و نادانان را نخواهد بخشید

آری

و من امروز غمگینم

گرچه چشمانم تر است

اما

اشکم در درون جاری است

و خون در جگرم

من امروز دردمندم

گرچه از ایران دورم

اما

نگاهم کرمانشاه است

و عشقم، وطنم

من امشب دلگیرم

گرچه از پدران و مادران داغدیده دور هستم

اما

با کودکان پرپر شده، پرپر شده ام

زیرا که یک پدرم

آه

ای کاش دستی داشتم که آنقدر دراز بود که تا به کرمانشاه می رسید

و می توانستم، آجری را از اجساد بردارم

ای کاش پایی داشتم که با حرکتی

پوزه ی این آخوندهای ضد ایرانی را می کوبیدم

تا هزیان گویی شان را در گلو خفه کنم

و ای کاش

قلبی می داشتم که هزاران بار تکثیر می شد و در سینه ی به خون خفتگان می تپیدم و دوباره زنده می کردم کرمانشاه را

کرمانشاه!

دستم خالی ست

قلب پر شورم برای شما می تپد

و با شما هزاران بار می میرم و زنده می شوم

دوستتان دارم مردمان کرمانشاه

دوستتان دارم

احمد پناهنده

14 نوامبر 2017

فرق بین مجاهدین و آخوندهای اسلامی


فرق بین مجاهدین و آخوندهای اسلامی

دوستی در یک مهمانی، وقتی که صحبت از موضوعات روز پیش آمد، از من پرسش کرد که از نگاه شما:
فرق بین مجاهدین اسلامی و آخوندهای اسلامی در چیست؟
چون می دانست که من مجاهدین اسلامی را خوب می شناسم.
پیش از آنکه پاسخی بدهم ابتدا درنگی کردم و در چشمش نگاه شدم و با آگاهی کامل گفتم:
به باور من هیچ فرقی با هم ندارند، جز اینکه یکی معمم است و دیگری مکلا
اما هر دو از جنایتکاران و خیانتکاران اسلامی از نوع شعیه اثناعشری هستند، که در کارنامه شان جز خیانت و جنایت به تاریخ و فرهنگ و خاک و ملت ایران، اندوخته ای ندارند.
یکی در قدرت است و جنایت و خیانت می کند می کند و دیگری هنوز به قدرت نرسیده است، اما پرونده ای قطور از خیانت و جنایت و ایرانی کشی، در توشه و پوشه ی خود دارد.
اختلافشان نه بر سر اسلام و مذهب ارتجاعی شیعه اثناعشری، که یک دین و مذهبی بیگانه، متجاوز، خونریز و ضد انسانی هستند، بلکه فقط و فقط بر سر قدرت است
درست مثل دوران جنایتکاران ِ صدر اسلام چون علی و معاویه، و پسران و نوه هایشان، جنگ و جنایت و ایرانی کشی شان، فقط برای کسب قدرت بود و بس
هر دو در بیگانه پرستی، شهره ی آفاقند و حاضرند ایران را فدای اسلام خونریز و انسان کش خودشان کنند
هر دو ضد تاریخ، ضد فرهنگ و منافع ایران و ایرانی هستند. اما برای متجاوزین به ملت و تاریخ و فرهنگ ایران، سینه چاک می دهند و بر سر و کله و پشت بی مقدارشان تیغ می کشند و خونریزی را جشن می گیرند.
هر دو بویی از انسانیت و ارجمندی انسان نبرده اند که هیچ بلکه زنده هستند تا انسانیت و کرامت انسانی را بکشند
هر دو انحصار طلب، خودخواه، جانی و در تمامیتشان تروریست و انسان کش هستند.
یکی برای رسیدن به قدرت از سلاح فتوی که نوعی از ترور فیریکی انسانهای آزادیخواه است، استفاده می کند و دیگری چون از پایگاهی بین ملت ایران برخوردار نیست، با سلاح اهدایی تروریست های فلسطین و لیبی و عراق از سلاح گرم استفاده می کردند و پاسبان های امنیت کشور را زندگی می کشتند و تا دیروز هم ایرانی کشی راه انداخته بودند
در مقایسه ی این دو، مجاهدین به مراتب جانی تر و پست تر و ضد انسانی تر و ضد ایرانی تر هستند. البته این نگاه هیچ از بار جنایت و خیانت و انسان کشی آخوندهای اسلامی کم نمی کند. بلکه می خواهم بگویم:
مجاهدین در مقایسه با آخوندهای جنایتکار اسلامی چون از پایگاه اجتماعی برخوردار نیستند، اگر به قدرت برسند، فقط می توانند با کشتار بسی وسیع تر از حاکمان ضد اسلامی امروز و ترور، قدرت را چند روزی نگاه دارند.
مثل پل پوت در کامبوج
لنین و استالین در روسیه و ملل به زور پیوسته اش
کاسترو در کوبا
مائو در چین
انور خوجه در البانی
کیم ایل سونگ در کره ی شمالی
صدام در عراق
اسد در سوریه
و یک دوجین از این جنایتکاران تاریخ بشرت در جای جای این گیتی
و امروز این گروه تروریست و قاتلین مستشاران آمریکایی و افسران و پاسبانان امنیت اجتماعی ایران به درجه ای از استیصال رسیده اند که کاسه گدایی را به سوی پناه جویانی گرفتند که با هزاران مشکل و درد و بیماری خودشان را به اروپا و آمریکا رسانده اند
و وقتی که با پاسخ منفی این پناه جو ها روبرو می شوند با وقاحت تمام آنها را تهدید می کنند که اگر با ما همکاری نکنید، دیپورت می شوید.
عجبا
این موجودات هنوز هم نفهمیده اند که از نگاه ایرانیان، منفورترین جانورانی هستند که در تاریخ ایران چون انگلی روئیدند و درهمه ی شرایط فقط مزاحم آسایش و زندگی مردم هستند.
و امروز با پولهایی اهدایی صدام حسین که از سفره ی خون و چرک مردم عراق در حلقومشان ریخته شد، برای رونق بازار ورشکشته شان، پول در جیب کسانی می ریزند که با ایرانیان هیچ نسبتی ندارند.
برای همین است که متینگ چند صد نفره شان از افریقایی و بنگلادشی و پاکستانی و لهستانی و و و انباشته شده که ایرانیان در آن اندک شمارند.
حال این ناکسان تاریخ ایران، پناه جویان ایران را تهدید به دیپورت می کنند و مزاحم آسایشان می شوند
کافی است برای شناخت این قاتلین ایرانی و آمریکایی، از آنها پرسش کرد که در زندان آلبانی بر سر انسان های مفلوک و پوسیده چه می آورید؟
چرا درب زندان آلبانی را باز نمی کنید تا این بیماران و از رده خارج شدگان، زندگی را اندکی تنفس کنند و بفهمند که انسان هستند؟
از چی می ترسید؟
از جنایت و کثافتکاری های درون تشکیلاتی تان می ترسید؟
تا کی می خواهید این علیل شدگان را در چنگال ستمگرانه خودتان اسیر نگه دارید؟
شرم نمی کنید؟
خجالت نمی کشید؟
چی دارید به این پناه جوها در مقایسه با آخوندهای اسلامی عرضه کنید؟
خوب به این تصویر نگاه کنید و بعد خجالت بکشید
عباس برای ایران چه کرد که پرچمش را بر دوش می کشید؟
حسین و علی و محمد برای ایران و ایرانی چه کردند که سجده بر نام و خاکشان می برید؟
شما اگر ایرانی باشید باید در مقابل کورش بزرگ زانو بزنید که قبل از اسلام شما، حقوق ادیان و حقوق بشر را ارج نهاد
باید در مقابل آریوبرزن زانوی ادب به زمین بسایید که با جان و مال و خانواده ی خود در مقابل بیگانگان مقدونی جنگید و در راه ایرانش جان بدادند
باید در مقابل رستم فرخزاد سپهسالار یزدگرد شاهنشاه ایران، تعظیم کنید که با همه ی هستی اش از متجاوزین اسلام خونخوار از ایران و ایرانی دفاع کرد.
باید در مقابل رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه ایرانساز، سر خم کنید که به شما شخصیت و هویت داد
نه یک مشت راهزن بیابانگرد و متجاوزین به ناموس و خاک ایران و ایرانی
باید به پیروز نهاوندی یا ابولولو درود بفرستید که سردسته متجاوین اسلامی شما را در مدینه مجازات کرد
نه به حسین که مثل شما امروز فقط و فقط برای کسب قدرت، خودش و خانواده اش را تلف کرد. و یا در راس سپاهی به فرماندهی یکی از عرب های خونخوار به گرگان حمله بردند و مردم گرگان را قتل و عام کردند.
تا کی بیگانه پرستی و سر تعظیم فرود آوردن برای کسانی که به نیاکان تو و من و ما ایرانیان تجاوز کردند و خاک ایران را به توبره کشیدند و کشتار وحشیانه کردند.
شرم کنید و خجالت بکشید
هذیان هم حدی دارد
احمد پناهنده
برلین 10 نوامبر 2017